فیلمنامه دیگری در ابتدا با نام جایی نزدیک زمین به نگارش درآمد و پس از تغییر و تحولاتی که روی آن انجام گرفت نهایتا فیلم دیگری با داستان فعلی آن ساخته شد.
به عنوان اولین ساخته بلند سینمایی به سراغ سوژهای رفتید که قبلتر از اینها در آثار مشهودی چون پدر ساخته مجید مجیدی به آن پرداخته شده بود. چرا؟
اگر مطالعهای در قالب وضعیتهای نمایشی داشته باشید، میدانید که کل قصهها در 33 الی 36 موقعیت محدود است و بالطبع در کل دنیا داستانی خارج از آن نمیتوان پیدا کرد. برای همین است که همه داستانها یک جور شبیه به هم میشوند. مثلا هاوارد هاکس همیشه به این معروف بوده که یک داستان را چند مدل تعریف میکرده است. پس اگر بگوییم دیگری قصه تکراری دارد به نظرم یک جور پیشقضاوتی در مورد فیلم است. اساسا هر موضوع اجتماعی که بخواهیم به آن بپردازیم به نوعی تکراری است و قبلا به آن نگاه شده، چرا که انتخاب موضوع از بطن اجتماع میآید، اتفاقاتی که همه ما بارها در روزنامه آن را خواندهایم، در تلویزیون دیدهایم و اخبار متفاوتی راجع به آن شنیده شده است. پس هر موضوعی بکر نیست.
به نظر من حتی اگر قصه دیگری تکراری هم باشد بازهم ایرادی ندارد، چرا که یک ناهنجاری حل نشده را بیان میکند، پس وجود دارد. پرداختهایی مثل فیلم دیگری هیچ وقت باعث نشده که آن موضوع خاص ریشهکن شود پس مادامی که وجود دارد باید راجع به آن فیلم ساخته شود. این فیلم ساختن ما فقط جنبه صرف سرگرمی و تفریح ندارد و هدف ما آگاهیسازی است. فیلم دیگری چه به لحاظ ساخت و چه پرداخت کاملا متفاوت است. دیگری قصه پسری است که میخواهد با مردی که قرار است ناپدریاش باشد راهی سفری به تهران شود؛ در حالی که قصه فیلم پدر همراهی پسر با مردی بود که سالها بود ناپدریاش شده بود.
دیگری فیلمی شخصیتمحور است و حس درونی این فیلم از روابط میان شخصیتها سرچشمه میگیرد.
این فیلم بررسی تغییر و تحول در روابط آدمهاست. چه اینکه ابراهیم با مادر ازدواج بکند وچه نکند، رضا دیدگاهش نسبت به ابراهیم و پیرامونش تغییر کرده است. ورود رضا به محیط شهر باعث میشود بفهمد که چه قدر بین محیط زندگی خودش و فضای شهر تفاوت وجود دارد. نگاه من نگاه ویژهای به روابط میان انسانها بود و معتقدم اگر ما بتوانیم روابط میان آدمها را اصلاح کنیم خیلی از سنتهای خرافی و غلط جامعه را از بین خواهیم برد. فیلم دیگری قضاوت درست راجع به آدمهاست.
و اتفاقی که در دیگری میافتد این است که با این هدف خیلی از مسائل روز جامعه نمادسازی شده است.
بله دقیقا، اقتصاد روز جامعه یکی از مسائلی است که در فیلم به آن پرداخته شده و وانت یک نماد الگویی از اقتصاد است. در سکانسی که ابراهیم به سراغ غلام میرود و آن خانه پر از فرش است، فرش سمبلی است که از محیط روستا و از قشر فقیر جامعه به شهر با محیط غنی آن وارد میشود. خود غلام نماد یک شخصیت پر قدرت و با نفوذ است. درکل من معتقد نیستم فیلم بینقصی ساختهام و قطعا ایراداتی به کار من وارد است، ولی فکر میکنم آنچه را باید بیان میکردم توانستهام به درستی به تصویر بکشم.
و شما دقیقا به سراغ سوژهای رفتید که مورد توجه مخاطبان خارجی باشد و صرفا یک فیلم جشنوارهای ساختید.
دیگری تنها یک فیلم جشنوارهای نیست. به نظر من فیلمی که به مضامین اجتماعی هر جامعهای بپردازد چه هنجارها و چه معضلات به شکل خاص، قطعا میتواند برای آدمهای دیگر خارج از اتمسفر آن جامعه جذابیت داشته باشد و به طور حتم مورد پذیرش فستیوالهای کشورهای خارجی دیگر هم قرار میگیرد. سنتی که در کشور ماست، میتواند برای کشورهای دیگر هم جالب باشد و اینجاست که تفاوت یک فیلم جشنوارهای از دیگر فیلمها مشخص میشود.
من با این فضا آشنا بودم و نخواستم فیلمی بسازم که نه فیلم من، نه فیلم جامعه و نه فیلم منتقدان باشد. من برای ورود به سینما و برای کار اول سعی کردم به سراغ فضایی بروم که کاملا با آن آشنایی داشتم، من معتقدم دیگری یک فیلم رئالیستی است و من به خوبی کاراکترهای آن را میشناختم.
این شناختی که از آن صحبت میکنید و آشنایی با جنس فضا از کجا ناشی میشود؟
من از سالها پیش مستند میساختم و الان هم به نوعی جا پای این مستندسازی در کارهای من به چشم میخورد. مدتها در روستاهای مختلف کار میکردم، به عقیده من شخصیتهای فیلم دیگری باورپذیرند چرا که من سعی نکردم چیزی به آنها اضافه کنم. مثلا ابراهیم تنها یک روستایی سادهلوح تمام عیار نیست و در عین حال بعضی وقتها دروغ میگوید و حتی هر چیز را که به نفع خودش نباشد به دیگری ارتباط میدهد.
با توجه به این که کاراکتر اصلی فیلم ابراهیم (با بازی محمدرضا فروتن) یک فرد روستایی است، برایتان مهم نبود که بازیگران فیلم لهجه داشته باشند؟
خیر. چون اساسا با لهجه موافق نیستم، نخواستم بیننده را درگیر این قضیه کنم که یک جورهایی مجبور به ارتباط با نوع لهجه فیلم باشد. در عین حال و در واقعیت هم هیچ کدام از بازیگران فیلم لهجه ندارند و مجبور بودند به نوعی تقلیدسازی کنند.
برای این که فیلم اول شما خوب دیده شود به سراغ انتخاب بازیگران حرفهای رفتید؟
به هر حال به توان و پتانسیل بازیگران و به این که چقدر این قضیه میتواند در جذب مخاطب موفق عمل کند فکر میکردم. خوشحالم که در مشورت با محمدعلی نجفی انتخاب خوبی برای بازیگران شکل گرفت. لازم است اینجا به انتخاب میلاد مرادینسب در نقش رضا هم اشارهای داشته باشم چرا که خیلی وقت بود برای این نقش به دنبال انتخابی مناسب بودم و این اتفاق افتاد چون به انتخاب کسانی هم فکر میکردم که قبلا سابقه حضور در جلوی دوربین را داشته باشند.
مریلا زارعی کمی در پذیرش نقش تردید داشت چرا که فکر میکرد نقش معصومه حضور کمرنگی دارد بعد از گپ و گفتهای زیادی که انجام گرفت سرانجام نقش را پذیرفت و الحق که نقش را به خوبی بازی کرد چون کاراکتر معصومه از آن نوع بازیهایی بود که با نگاه و میمیک صورت بازی میشد. مخصوصا این که نگاهها را برای انتهای فیلم لازم داشتیم.
خیلی برایتان مهم بود که شخصیت ابراهیم تکبعدی به نظر نرسد؟
مانور اصلی فیلم ارتباطی است که بین ابراهیم و رضا اتفاق میافتد، این دو در مجموعهای از روابط بودند و آنچه در بطن فیلم میبینیم تعامل و تغییراتی است که میان آنها اتفاق میافتد شخصیت ابراهیم چون موتور اصلی و پیشبرنده داستان بود باید خوب درمیآمد. پس همه تلاشمان بر این بود که هم خوب به نظر برسد و هم بد. ابراهیم در تعریف کردنهایش غلو میکند و در داستان میبینیم که همه تقصیرها را گردن دیگران میاندازد. ابراهیم دوست دارد در نظر رضا آدم موجهی به نظر برسد.
وقتی فیلم نامزد جایزه سینمایی آسیا ـ پاسیفیک در بخش بهترین فیلم کودک میشود یعنی به نوعی میتوان آن را در دسته آثار کودک و نوجوان گنجاند؟
اگر فیلم در این بخش توانست جایزهای را به خود اختصاص بدهد تنها دلیلش این بود که داستان بر مبنای تغییر و تحول یک نوجوان در ساختار شخصیتیاش در یک مجموعه بزرگتر از روابط بزرگسال میگنجد، فیلم بر مبنای رشد ذهنی یک بچه است پس در ژانر کودک و نوجوان میتواند جای بگیرد. یادمان باشد فیلم تنها نباید برای کودک و نوجوان ساخته شود فیلم میتواند در مورد کودک باشد و در این ژانر بگنجد.
ساختار بصری و قابهای فیلم خیلی خاص هستند. مخصوصا نماهای اکستریم کلوزآپ (بسیار درشت) از اشیا و نیز نماهای لانگ شات (خیلی دور) که مدام استفاده میشود.
کلا به نماهای نزدیک بسیار علاقهمندم و برای نزدیک شدن به آدمها از این قاب زیاد استفاده میکنم، چراکه معتقدم نگاه هر انسانی برگرفته از درونیات اوست و من سازنده این نگاه را در یک قاب درشت بخوبی میتوانم نشان دهم. مثلا این اتفاق در ارتباط با کاراکتر معصومه میافتد و اکثر نماها از او درشت است. در شهر هم به خاطر معرفی فضاهای کلی از نماهای دور استفاده کردم. جاده و حضور خلوت یک وانت در آن هم گذری بود از روستا به فضای مدرنیته شهر.
پایان فیلم یکی از جذابیتهای آن است، یک پایان غیرقابل پیشبینی...
همه سعیام بر این بود که داستان لو نرود و آنچه برایم مهم بود، سیر اتفاقاتی بود که در داستان پیش میآمد و نهایتا پایان فیلم را میساخت.
محمدعلی نجفی به عنوان تهیهکننده این فیلم خیلی ریزبین و بادقت عمل کرده، از همکاری با او برایمان بگویید.
حسن بزرگ ایشان این بود که در اجرای کار تحمیلی نداشت و به من همهجوره اجازه کار میداد. این راهنمایی از طرف آقای نجفی خیلی نامحسوس بود و جنبه هدایتکننده خوبی داشت. محمدعلی نجفی از ابتدا اصرار داشت به من بفهماند که این فیلم مهدی رحمانی است و برای من همهجوره تجربه خوبی بود از شناخت تئوری یک کار حرفهای تا آغاز کارگردانی و مابقی.
با توجه به این که الان اکثر فیلمهای فرهنگی به قول معروف پشت خط میمانند از بابت اکران فیلم در زمان کنونی نگرانی نداشتید؟
من برای دیگری آینده خوبی میبینم. تبلیغات این فیلم زیاد نیست و ای کاش میبود. الان من باید این سوال را از دستاندرکاران بپرسم که اگر در شرایط فعلی سینمای ایران از ساخت فیلمهای به ظاهر مبتذل ناراضی هستید، پس برای ساخت فیلمهای فرهنگی حمایت لازم را انجام دهید. من ادعای بیجایی ندارم، ولی دیگری را فیلم بدی نمیدانم. چون این فیلم یک فیلم اجتماعی است. این قضیه است که من کارگردان را میترساند و امروز میبینیم که فیلمهای فرهنگی چقدر کم شدهاند. بخش اعظم فیلم ما در بخش خصوصی سرمایهگذاری شد، خب چرا نباید این قضیه عمومیت بیشتری پیدا کند و بخش دولتی برای آن هزینه صرف کند.
الان مشغول ساخت فیلم دوم هستید؟
فیلم بعدیام که در ارتباط با قضاوت است، فعلا در مرحله پیشتولید قرار دارد، در حال حاضر مشغول بازنویسی دوم فیلمنامه هستم و به امید خدا قرار است تا آخر امسال کلید زده شود. گفتم علاقهام به سینمای مدرن است و امیدوارم بتوانم در این زمینه موفق عمل کنم.
شبنم مدنی
گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم