جنگل‌ها در آتش کمبود امکانات می‌سوزند

20 روز نبرد تن به تن میان درختان و شعله‌های آتش؛ این سرنوشت پاییزی جنگل گلستان بود. درختان کهنسال مناطق مینودشت، علی‌آباد و کلاله در استان گلستان یا جنگل زیبای ابر در استان سمنان در این 20 روز در معرکه آتش و دود گرفتار شدند. درست مثل درختان جنگل بهشهر و کمی قبل‌تر، همانند درختان پر ارزش سر برآورده از دل زاگرس در مریوان. هیچ کدام از مسوولان نمی‌دانند که در آتش‌سوزی‌های مسلسل‌وار جنگل‌های ایران ـ در چند ماه اخیر ـ دقیقا چه تعداد درخت یا چه گونه‌های گیاهی نابود شده است چون پراکندگی و گستردگی آتش‌سوزی‌ها به حدی بود که فقط می‌شد تمرکز نیروها و امکانات را بر تلاش برای اطفای آتش گذاشت.
کد خبر: ۳۷۲۶۹۸

اما حالا که سرهنگ تقی ایروانی فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور از مهار آتش در جنگل گلستان خبر می‌دهد شاید فرصتی به دست بیاید تا گروهی خسارات وارد شده بر جنگل‌ها را محاسبه کنند.

البته درست است که آتش در گلستان مهار شده، اما وقتی عصر دیروز سرهنگ ایروانی وضعیت فعلی این جنگل را در گفت‌وگو با «جام‌جم» تشریح کرد، دیگر باید مطمئن بود که مهار این آتش حتما پایان فاجعه نیست.

او می‌گوید: آتش جنگل گلستان کاملا مهار شده اما دوباره با آمدن شب و وزیدن بادهای تند، آتش زیر خاکستر شعله می‌کشد و کنده‌های سوخته دوباره آتش می‌گیرند.

پس ماجرا این است؛ آتش شعله می‌گیرد، نیروهای اطفای حریق می‌آیند، ابتدا امکانات زیادی در دسترس نیست، پس چند روز طول می‌کشد تا امکانات و تجهیزات بسیج شود، هوا همچنان پایدار است، بادهای گرم همچنان می‌وزد، یک قطره باران هم نمی‌آید، اما نیروها همچنان برای مهار آتش تلاش می‌کنند، امکانات از راه می‌رسد، هلی‌کوپترها بر فراز جنگل چرخ می‌زنند، هرچند، چند روز از شروع آتش گذشته؛ اما بالاخره آتش مهار می‌شود، پس دیگر شعله‌ای در جنگل زبانه نمی‌کشد؛ اما آتش زیر خاکستر که هست، نیروها فکر می‌کنند آتش خاموش شده و دیگر خطری نیست؛ اما اشتباه می‌کنند. شب که بیاید و بادهای نسبتا قوی که بوزند، کنده‌ها دوباره شعله‌ور می‌شوند و برگ‌‌های خشک کف جنگل را می‌سوزانند، پس آتش‌سوزی دوباره شروع می‌شود و دوباره روز از نو...

سرهنگ ایروانی هم از همین آتش زیر خاکستر نگران است؛ آتشی که ذره‌ذره به جان کنده‌های افتاده در کف جنگل می‌افتد و لحظه به لحظه تنه آن را می‌خورد و بعد از این که زیر کنده را از بین برد و زیر‌پای کنده را خالی کرد، آن را به دست سراشیبی‌ها می‌سپارد تا دوباره این کنده‌های غلتان، آتش درونشان را به جان جنگل بریزند.

پس اشکال کار مشخص است. از سرهنگ ایروانی می‌پرسم که چرا عملیات کنترلی پس از اطفای حریق انجام نمی‌شود؟ او می‌گوید: کارکنان یگان حفاظت و نیروهای اطفای حریق، روی کنده‌ها را خاموش می‌کنند و به گمان این که دیگر آتشی وجود ندارد، از آنجا دور می‌شوند؛ در حالی که باید این کنده‌ها زیر و رو شوند و همه جایشان خاموش شود یا به طور کامل از منطقه خارج شوند؛ اما در زمان اجرای عملیات اطفا، فرصتی برای این کار وجود ندارد.

کمبود امکانات؛ همه محتاط هستند

وقتی آتش در جنگلی زبانه می‌کشد بی‌شک همه مسوولان درصدد خاموش کردنش برمی‌آیند، حتی گروه‌های دوستدار طبیعت و مردم محلی هم سر‌جایشان بند نمی‌شوند و برای کمک می‌آیند اما چه می‌شود که یک آتش کوچک در جنگل به سرعت گسترده می‌شود و خیلی زود مناطق دور دست را هم گرفتار می‌کند؟ اگر این سوال از مسوولان پرسیده شود بی‌شک پاسخ آن با جواب آنهایی که فارغ از پست‌های دولتی اظهارنظر می‌کنند فرق دارد.

علی سلاجقه، رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور از جمله مسوولانی است که پاسخ این سوال را با احتیاط‌های یک مدیر دولتی بیان می‌کند. او دیروز در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر، علت استمرار آتش‌سوزی در جنگل‌های کشور را 50 روز بی‌باران دانست و عنوان کرد که تغییرات اقلیمی در برخی مناطق بویژه در شمال کشور یکی از دلایل اصلی آتش‌سوزی در جنگل و ادامه آن است به طوری که حتی یک قطره شبنم هم با رسیدن کمی گرما به آن می‌تواند موجب آتش‌سوزی شود.

این همان پاسخی است که سرهنگ ایروانی نیز به خبرنگار جام‌جم می‌دهد و نبود بارندگی، خشک شدن درختان و وزش بادهای گرم را در وقوع آتش‌سوزی‌ها دخیل می‌داند.

تا اینجای کار هیچ کس حتی سرسخت‌ترین منتقدان نیز ایرادی به پاسخ‌های ارائه شده وارد نمی‌کنند چون قهر طبیعت واقعه‌ای دور از کنترل انسان‌هاست اما آن چیزی که باعث نگرانی است محتاط شدن مسوولان هنگام سخن گفتن از کمبود امکانات و ناهماهنگی‌هایی است که به دیر رسیدن تجهیزات به محل حادثه منجر می‌شود.

علی سلاجقه می‌گوید: سازمان جنگل‌ها نیروهای انسانی خوب و آموزش دیده‌ای در اختیار دارد و دستگاه‌های اجرایی از جمله سپاه و هلال احمر هم کمک‌های خوبی برای در اختیار گذاشتن هلی‌کوپتر انجام داده‌اند، اما او امیدوار است که چون مهم‌ترین مشکل سازمان متبوعش نداشتن امکانات هوایی مناسب است، اعتبارات لازم برای این کار در اختیارش قرار بگیرد.

سرهنگ ایروانی هم از این‌که سازمان متبوعش هلی‌کوپتر مخصوص برای مهار آتش در اختیار ندارد، سخن می‌گوید اما درست همانند رئیس سازمان جنگل‌ها، با همان ملاحظه‌کاری و احتیاط. وقتی از او می‌خواهیم تا تایید کند علت اصلی به درازا کشیدن عملیات اطفای حریق در جنگل‌ها نبود امکانات، به‌روز نبودن تجهیزات و دیر رسیدن امکانات هوایی به محل است، اگر چه تایید می‌کند که یگان حفاظت، هلی‌کوپتر اختصاصی برای خودش ندارد اما با تاکید فراوان عنوان می‌کند امکاناتی که ستاد بحران، ستاد حوادث غیرمترقبه، استانداری و... در اختیار آنها گذاشته‌اند خیلی خوب است و هنوز هم در منطقه گلستان حدود 1000 نیرو و حدود 10 هلی‌کوپتر و هواپیمای آب‌پاش مراقب اوضاع هستند.

پیشگیری، امری فراموش شده

همیشه می‌گویند پیشگیری بهتر از درمان است، بویژه وقتی برای درمان کردن، امکانات به اندازه کافی و بموقع در اختیار قرار نمی‌گیرد. در مورد جنگل‌های باارزش ایران هم شاید پیشگیری بهتر از هر درمان دیگری باشد اما وقتی حتی برای درمان، امکانات بخوبی در دسترس نیست چگونه می‌توان به پیشگیری امیدوار بود.

سرهنگ ایروانی می‌گوید: تجربه سال‌های گذشته به ما ثابت کرده که جنگل‌های منطقه زاگرس در نیمه نخست سال و جنگل‌های شمال در نیمه دوم سال دچار آتش‌سوزی می‌شوند پس این یعنی که می‌توان با یک برنامه‌ریزی دقیق جلوی وقوع آتش‌سوزی‌ها را گرفت، اما چرا این اتفاق نمی‌افتد؟ این پرسش ما از مسوولان است که کشورهای پیشرو در حفاظت از محیط‌زیست سال‌ها پیش پاسخش را داده‌اند. این کشورها امکانات هوایی‌شان به اندازه‌ای مجهز است که قادرند در تمام روزهای سال بر فراز جنگل‌هایشان گشتزنی کنند و به محض مشاهده ردی از دود برای اطفای آتش اقدام کنند. شاید برای همین است که آتش کمتر می‌تواند جنگل‌های انبوه این کشورها را به طور جدی تهدید کند.

پس وقتی آنها که سرانه جنگل‌هایشان به استاندارد جهانی یعنی 8 هکتار برای هر نفر نزدیک است اینچنین از طبیعت‌شان محافظت می‌کنند وظیفه ما که سرانه‌مان چیزی حدود 2 هکتار است باید بیشتر از آنها وسواس به خرج دهیم.

جنگل‌های ایران امروز بیشتر از هر زمان دیگری به حمایت نیاز دارند و با تعارف و رودربایستی هم فقط اوضاعشان بحرانی‌تر می‌شود. پس شاید دیگر وقت آن رسیده باشد که برای حفظ منابع طبیعی و ثروت‌های ملی، پیشگیری مقدم‌تر از درمان تلقی شود. اگر این‌گونه شود شاید نباید از قائم‌مقام سازمان حفاظت از محیط‌زیست هم انتظار داشت که به جای آب‌پاشی تهران برای کاهش آلودگی هوا، آبی بر زبانه‌های آتشی بریزد که بر جان جنگل‌های گلستان و ابر و ... افتاده است.

مریم خباز ‌/‌ گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها