در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
معظم له در سفر اخیر خودشان به قم بر موارد بسیار مهمی تاکید کردند که مسلما با تحقق آنها شاهد تحول مهمی در حوزه و در نتیجه رشد و توسعه کشور و تاثیر بیش از پیش حوزه در عرصه ملی و جهانی خواهیم بود. تربیت علما و فضلایی که در عرصههای مختلف علمی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... کشور در حال ایفای نقش هستند یکی از محصولها و نقشهای حوزه علمیه است.
با توجه به دید و افق جهانی پیشرو تربیت و پرورش علمایی که در عرصه جهانی شاخص باشند و با تسلط به علوم و زبان روز بتوانند اندیشههای اسلام و نظام مقدس را بر زبان جاری کنند از جمله ضرورتهاست که اگرچه در این زمینه حوزه به موفقیتهایی دست یافت ولی نقش پررنگتر آن ضروری است. در بررسی تحولات و مطالبات رهبر معظم انقلاب از حوزه با حجتالاسلام والمسلمین دکتر علیرضا قائمینیا، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و متفکری که در جشنواره فارابی امسال عنوان نظریهپردازبرتر را به دست آورد، به گفتوگو نشستیم.
رهبر معظم انقلاب همواره بر اسلامیسازی علوم انسانی تأکید داشتند و در سفر اخیر خود به قم در سخنرانیهای مختلف میان علما و فضلای حوزه بر نقش حوزه در این امر تأکید کردند. ضرورت پرداختن به این موضوع از سوی حوزههای علمیه چیست؟همان طور که شما گفتید در سفر اخیر رهبر معظم انقلاب (حفظهالله) برخی از نکاتی که در سفر قبلی معظم له به قم مطرح شده، دوباره مطرح شد. اصل نکته و آن چیزی که جلب توجه میکند ایجاد تحول و نوآوری در حوزههای علمیه و پرداختن به مباحث ضروری روز از جمله نظریهپردازی در باب موضوعات مختلف علوم انسانی است که در واقع ضرورت قابل توجهی در حوزههای علمیه است که تقریبا از وقتی انقلاب اسلامی به پیروزی رسید تا امروز این ضرورت احساس میشود.
طبیعی است که حوزههای علمیه در سالهای گذشته به این بحثها بسیار کم پرداختند و رهبر معظم انقلاب(دامت برکاته) در سخنرانیهای مختلف خودشان خواستند روی این نکته تأکید کنند اهدافی که حوزه باید در دنیای جدید دنبال کند، اهداف بسیار والایی است که وارد شدن به حوزههای علوم انسانی در مباحث جدید و دگرگون کردن آن حوزهها با توجه به زمینههای اسلامی آن یکی از مهمترین آنهاست.
قطعا اگر قرار باشد امر اسلامیسازی در این حوزهها انجام گیرد باید توسط کسانی انجام شود که در حد تخصص در زمینههای مختلف علوم اسلامی مطالعه دارند. از این جهت میبینیم که همواره رهبر معظم انقلاب(مدظلهالعالی) در سخنرانیهای مختلف به این نکته اشاره کردند.
به نظر شما حوزه چه توانایی و ظرفیتهایی دارد که بتواند این کار را تحقق ببخشد، حوزویان بر علوم اسلامی و دینی تخصص دارند، آیا باید تسلط روی علوم جدید معاصر غرب هم وجود داشته باشد؟
در حوزه علمیه قم جریانات علمی متفاوتی وجود دارد. دستهای هستند که صرفا به مباحث سنتی میپردازند و معتقدند همین مباحث سنتی کفایت میکند و ما به چیز بیشتری نیاز نداریم. طبیعی است که این افراد نمیتوانند وارد حوزههای جدید شوند.
دسته دیگری هستند که مباحث سنتی را نقد میکنند، اما توجهی به مباحث علمی جدید غرب ندارند. علاوه بر این دو دسته، دسته دیگری هستند که اگرچه تعداد اندکی هستند، ولی به مباحثی که در دنیای غرب مطرح شده توجه ویژهای دارند.
بنده معتقدم در حوزه بتدریج این امر صورت خواهد گرفت و دسته سوم رشد بیشتری مییابند، مسلما کسانی که هم با تفکر غربی و هم با تفکر اسلامی آشنا هستند میتوانند از عهده این کار برآیند، ولو اینکه تعداد بسیار اندکی هستند و شاید به عدد انگشتان دست هم نرسند، ولی این جریانی در حوزه است که رفته رفته به درخت تنومندی تبدیل خواهد شد و طبیعی است که بتدریج به یک جریان و رویکرد عمومی مبدل خواهد شد.
از این جهت که سخنان رهبر معظم انقلاب(حفظهالله) تلنگری است برای کسانی که آشنایی دارند و میتوانند به این مباحث بپردازند و اهتمام بسیار بالاتر و بیشتری به این امر داشته باشند که تنها از این جهت خیلی خوب میتوانند از عهده کار برآیند. از این جهت حوزه علمیه تواناییهای بسیار بالایی دارد و معرکه آراء است.
فکر میکنم در حوزههای مختلفی که علوم اسلامی با آنها سروکار دارد هنوز در آغاز راه هستیم و زمان زیادی لازم است تا به آن مرحله برسیم که امر نظریهپردازی در این حوزهها صورت گیرد. تحقق در این امور کار بسیار زیادی را میطلبد، ولی بنده معتقدم حوزهها این استعداد را دارند و باید نظام آموزشی حوزه هم متناسب با این امر تغییر و تحولاتی را به خود ببیند.
رهبر معظم انقلاب در این ارتباط فرموده بودند همان طوری که من به دانشگاه توصیه کردم به حوزه هم توصیه میکنم که وارد بحث اسلامیسازی علوم انسانی شود. ضرورت تعامل و وحدت و همکاری میان حوزه و دانشگاه در این موضوع خاص چقدر است؟ مطمئنا این همکاریها میتواند به سرانجام بهتری برسد.
وظیفه مهم دانشگاهها پرداختن به مباحث جدید غربی بوده است. از این جهت تقریبا دانشگاهها با نظام آموزشی که تحتتأثیر مباحث غربی است، حرکت میکنند و به جلو میروند. حوزهها هم اهتمام اصلیشان به تخصص در علوم و تفکر اسلامی بوده است، لذا میتواند تضارب آرای خوبی بین این دو مرکز به وجود بیاید و مایه تغییر و تحول در علوم انسانی شود. توجه دارید که رهبر معظم انقلاب(دامت برکاته) فرمودند نظریهپردازی بیشتر به عهده حوزویان باشد و بومیسازی به عهده دانشگاهیها.
شاید چنین تفکیکی به این دلیل باشد که وظیفه اصلی دانشگاهها این است که بتوانند تفکر جدید را با توجه به فرهنگ خودمان برای جامعه قابل فهم کنند، اما نظریهپردازی که متناسب با عالم اسلام باشد باید توسط کسانی صورت گیرد که تخصص کافی و لازم را در حوزه علوم اسلامی داشته باشند، لذا میتوان گفت این گفتمانی که ضرورت دارد میان حوزه و دانشگاه صورت گیرد در این بحث بشدت احساس میشود و فاز بسیار مهمی برای تغییر و تحول در علوم انسانی میتواند باشد.
در تحقق امر اسلامیسازی علوم انسانی نقش کرسیهای نظریهپردازی و آزاداندیشی که چندی است برپا میشود، چیست؟
برگزاری کرسیهای نظریهپردازی و آزاداندیشی یک ضرورت است، برای اینکه چنین امری در مراکز علمی فراگیر شود باید کسانی که نظریات و ایدههایی دارند در برخی مجامع مطرح و از آن دفاع کنند. نظرم این است که یک مرحله از تغییر و تحول اساسی در حوزه میتواند این باشد که ایدههای مهم مطرح شود، البته برگزاری کرسیهای نظریهپردازی دارای آفتهایی است که باید تلاش شود روز به روز آفتهای آن هم حذف شود و به نتیجه بهتر و مطلوبتر برسد.
برگزاری کرسیهای آزاداندیشی هم در این بحثها ضرورت دارد که در این مباحث باید ایدههای مختلف به صورت آزادانه مورد بررسی قرار گیرد، لذا تأکید زیادی بر این موضوعها شده است. مسأله آزاداندیشی در حوزه و دانشگاه شده است، ولی برای اینکه به صورت یک جریان کلی درآید این جریان نیازمند فرهنگسازی و گسترش دادن این مباحث به بدنه حوزه و دانشگاه است که در همه موارد مختلف این مباحث جریان پیدا کند. در قم هم این کرسیها در مراکز مختلف وجود دارد و به شکلهای گوناگون برگزار و مباحث مختلفی هم در آنها مطرح میشود.
با توجه به اینکه شما امسال در جشنواره فارابی به عنوان نظریهپرداز برتر دست یافتید و کرسیهای نظریهپردازی هم با توجه به سفارش رهبر معظم انقلاب ایجاد شد در مورد آفتهایی که این کرسیها دچار شدند بیشتر توضیح دهید.
به نظر بنده فعلا آفت اصلی که برگزاری مؤثرتر برگزاری کرسی نظریهپردازی را تهدید میکند این است که کمتر کسی در حوزه درباره مباحث جدید وارد میشود و تا حدی بعضی از مسائل تکرار مکررات سابق است و کمتر ایدههای جدید مطرح میشوند. با توجه به اینکه کرسیها دارای ناقد و داور است داورانی که تخصص لازم را در مباحث جدید و ایدههای جدید داشته باشند کمتر به چشم میخورند.
طبیعی است که در این کرسیها وقتی ایده و نظریهای مطرح میشود هم ناقدان و هم داوری دارد که داشتن تخصص به موضوع مورد نظر لازم و ضروری است. این روندی است که خود مسأله را با مشکل مواجه میکند و طبیعی است که باید راهحلی در این ارتباط اندیشیده شود که این مسأله صورت مناسب خود را پیدا کند. تمام مراکز علمی باید با این ایدهها مرتبط شوند و در واقع نباید نظریات را به این شکل مورد محک و آزمون قرار داد. درباره آسیبهای کرسیهای نظریهپردازی در جاهای مختلف در مورد این موضوع مفصل صحبت کردم.
در مورد استقلال حوزه هم رهبر معظم انقلاب تأکیداتی داشتند. اصلا استقلال حوزه به چه معناست؟
منظور از استقلال حوزه این است که حوزه به لحاظ تفکر نباید وابسته به دولت باشد. قطعا هم از لحاظ اداره شدن نیز همین طور باید مستقل باشد. گرچه حوزه نظام را از لحاظ فکری تغذیه میکند، ولی باید خود مستقل باشد و آزادانه به طرح مباحث و مسائل مختلف بپردازد. در واقع استقلال حوزه ضرورتی است که اگر حوزه وابسته باشد مروج ایدههای جاری میشود و نمیتواند نوآوری و نظریهپردازی خوبی در این زمینهها داشته باشد.
تقریبا حوزه علمیه قم تا امروز استقلال نسبی هم داشته و مخصوصا در سالهای گذشته و قبل از انقلاب این استقلال بیشتر به چشم میخورد، ولی به طور جدی این مسأله هم باید دنبال شود، چون خود حوزه هم با فراز و نشیبهای زیادی در سالهای اخیر مواجه شده است.
یکی از مباحث دیگری که رهبر معظم انقلاب برآن تأکید کردند وحدت روحانیون بود، در مورد وحدت روحانیون، ضرورت و نتایج آن توضیحاتی میدهید؟
تفرقه همواره خانهبرانداز بوده است. جریانات سیاسی مختلفی در کشور وجود دارد که نباید در حوزههای علمیه خود را به شکل پررنگ نشان دهد تا حدی که مسائل علمی و فعالیت اصلی حوزه که نشر اسلام، تبیین آن و آشنا کردن دیگران با اسلام و باز کردن قفلهای جدید در تفکر اسلامی به روی مردم را تحتالشعاع قرار ندهد. اگر این اختلاف تا جایی باشد که وظایف اصلی حوزه را تحتالشعاع قرار دهد امری مذموم است. با این حال اختلاف سلیقه و اختلافهای علمی همیشه در حوزههای علمیه وجود داشته و اندیشمندان آرای مختلفی داشتند.
یکی از موارد دیگری که رهبر معظم انقلاب روی آن تأکید داشتند توجه به فلسفه و کلام در میان طلاب و حوزویان بود همچنین ایشان در پاسخ به شبهات هم تأکید بسیاری داشتند، به نظر میرسد ارتباطی میان پاسخگویی به شبهات و توجه به فلسفه مدنظرشان بود. مسلما با احاطه به مباحث فلسفی بهتر میتوان به شبهات پاسخ داد، ضرورت توجه به فلسفه در حوزه و خصوصا فلسفه جدید معاصر و حتی فلسفه سنتی چیست؟
ماهیت دنیای امروز تفکر عقلی است، یعنی چهره اصلی دنیای غرب توجه به مباحث عقلی و در واقع حاکمیت عقلانیت خاصی است، لذا بعد مهم چهره فرهنگی دنیای غرب همان ایدههای فلسفی است که در تمام جامعه این ایدهها خود را نشان میدهد. به همین دلیل مهمترین بعد تفکر عالم ما بعد فلسفی و عقلی است، لذا فکر میکنم از این جهت تأکید شده تا حوزههای علمیه هم به فلسفه بیشتر توجه داشته باشند و هم به کلام.
در واقع یکی از کارهای اصلی که در عالم و در محافل علمی میبینیم بیشتر بحثهای فلسفی و عقلی است، لذا حوزههای علمیه هم باید از این جهت در این مباحث تا حد زیادی به جلو حرکت کنند و وارد مباحث فلسفی جدید غرب هم شوند و قطعا در این امر آنها را مورد عنایت قرار دهند، همچنین ارزیابی انتقادی هم به آنها داشته باشند.
یکی از مباحثی که حوزه به طور ذاتی به آن میپردازد، فقه است. در این موضوع نیازمند مباحث جدید هستیم، بنابراین توجه به فقه که مورد تأکید رهبر معظم انقلاب هم بود، ضروری به نظر میرسد. در این ارتباط نقش حوزه چیست؟
فقه یکی از زمینههای مهم فعالیت حوزویان بوده است و به اعتقاد بنده در گذشته کارهای بسیار بزرگی در این ارتباط انجام شده است، یعنی حتی روی فلسفه به اندازه فقه کار نشده است، لذا فقه جواهری - که البته هم حضرت امام خمینی(ره) و هم رهبر معظم انقلاب(دامت برکاته) بر آن تأکید دارند - نماد و اوج فقه شیعه است.
روشهایی که در فقه متداول است و مباحث فراوانی که در این زمینه مطرح شده است این شاخه را به صورت یکی از دقیقترین بخشهای علوم اسلامی درآورده است، لذا تأکید معظمله بر این بود که نسبت به این فقه به همان شکل سنتی خود، یعنی روشهایی که فقها در گذشته داشتند، توجه فراوانی شود. البته این کار با نوآوری منافات ندارد، ولی کسانی باید در این زمینهها وارد عرصه شوند که به خود ساختار و شاکله نظام فقه اسلامی آنچنان که در آثاری مانند «جواهر» ظهور کرده توجه کافی داشته باشند، لذا میراث علمای بزرگ ما که برجای مانده از همان مباحث فقهی است، در این قبیل کتابها بر جای مانده است.
با توجه به اینکه مباحث بسیار جدیدی در حقوق مطرح است، ضرورت اینکه فقه به این مسائل هم بپردازد وجود دارد.به نظر شما در این باره چه نیازی است که به مباحث جدید علمی کشورهای توسعه یافته توجه شود؟ آیا حوزه ضرورتی دیده که طلاب با این مباحث آشنا شوند و این موضوعات شناسایی، تدریس و یا حداقل تحقیق شود؟
مراکز مختلفی هستند که روی مسائل و موضوعات حقوقی کار جدی انجام میدهند، مثلا بخش حقوق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در این زمینه فعالیتهایی داشته و کارهای دیگری در دیگر مراکز در حال انجام بوده و حتی در این باره آثاری هم منتشر شده است. اتفاقا در حوزه مراکز خیلی متنوع و زیادی در زمینه فقه و مباحث تطبیقی وجود دارد که در حال مطالعه بر روی مسائل حقوق و... هستند که به طور جدی دارند این مسائل را پیگیری میکنند.
نقش مراجع عظام تقلید خواص حوزه و مدرسان سطوح عالی در تحقق مطالبات و خواستههای رهبر معظم انقلاب چیست؟
طبیعی است که مراجع عظام تقلید مهمترین نیروهایی هستند که در حوزههای علمیه به صورت کلان تاثیر دارند؛ هم در جریاناتی که در حوزه علمیه وجود دارد و هم در اتفاقاتی که رخ میدهد. طبیعی است توجه کردن این بزرگان به این قبیل مباحث و تأکید آنها میتواند امر تغییر و تحول را تسریع و تسهیل و نزدیک شدن حوزه به یک وضعیت آرمانی و مطلوب را امکانپذیر کند.
تقریبا تحولات حوزه دغدغه بعضی از مراجع عظام تقلید است. نمیگویم که به صورت یک جریان عمومی، ولی برخی از مراجع متوجه این ضرورتها هستند و در تلاشند گامهایی را بردارند و مراکز و مدارسی دارند که همین مباحث را دارند دنبال میکنند ولی لازم است به صورت دغدغه کلی در حوزه ظهور کند.
سید حسین امامی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: