نکته روز

خاستگاه مشترک کرج، سعادت‌آباد و...

پس از انتشار صحنه‌هایی از واقعه جنایت سعادت‌آباد و قضایا و مسائل و مباحثی که پیرامون آن واقعه صورت گرفت، صحنه‌هایی از جنایت مشابه دیگری (این بار زنی که شوهرش را به قتل می‌رساند) در برخی رسانه‌ها مجددا خبرساز شد. این دو واقعه شباهت‌های متعددی با هم داشتند از جمله این‌که هر دو در حضور مردم صورت گرفت. اما یکی از وجوه تشابه این دو جنایت که کمتر مورد توجه جدی قرار گرفت، این موضوع است که در هر دو مورد خاستگاه اصلی جنایت، اختلاف در روابط خصوصی، عاطفی و خانوادگی است؛ اختلافی که پتانسیل منجر شدن به یک جنایت را با وضعیت موجود در خود دارد و جنایت‌های متعددی مثل اسیدپاشی یا قتل‌های خانوادگی نیز از همین جنسند.
کد خبر: ۳۷۲۴۰۹

مساله این است که اگر در روابط عاطفی‌ای که بین یک زن و مرد صورت می‌گیرد (اعم از این‌که به ازدواج دائم و رسمی بینجامد یا خیر)، وضعیتی به وجود آید که زن تصمیم به پایان دادن به این رابطه بگیرد ولی مرد مخالفت و پافشاری کند و برای ادامه روابط به هر حربه‌ای متوسل شود و حتی کار را به تهدید، ایذاء و خشونت برساند، در این صورت قوانین مدنی، چه کارآمدی‌ای دارند؟ مشابه این سوال در مورد فجایعی مثل اسیدپاشی نیز مطرح است.

بیایید داستان را به نحو دیگری مطرح کنیم. فرآیندی را که به ازدواج و زندگی مشترک ختم می‌شود، مرور کنیم. آشنایی اولیه، پیدایش علاقه (معمولا علاقه مرد به زن)، اظهار علاقه مرد به زن و پیشنهاد ازدواج، مطالبه فرصت از سوی زن برای آشنایی بیشتر با مرد، پاسخ مثبت زن و شروع دوران نامزدی، ازدواج، زندگی مشترک، تشکیل خانواده و ادامه زندگی. حال سوال اینجاست که در هر یک از این مراحل، «اگر زن تصمیم به پایان دادن به این فرآیند را داشته باشد، ولی از سوی مرد با مقاومت در قالب خشونت یا سایر اشکال ایذاء مواجه شود، چه راهکاری برای زن وجود دارد؟»

در حادثه کرج، این فرآیند در مرحله یک رابطه رسمی و تشکیل خانواده بوده است. در مورد حادثه سعادت‌آباد رابطه خانمی که قاتل او را در صحنه جرم، ناموس خود نامیده بود، هیچگاه به مرحله ازدواج رسمی با قاتل نینجامیده بود و در بسیاری از حوادث اسیدپاشی، فقط مراحل اولیه این فرآیند (مثلا مرحله پیشنهاد ازدواج) طی شده بوده است. اما در هر 3 مورد، زن پیش از وقوع حادثه خواهان پایان دادن به فرآیند بوده ولی گویا قدرت این کار را نداشته است.

در مورد حادثه کرج، مقتول (طبق اظهارات همسرش) مرد معتادی بوده که هزینه تامین مواد مخدر خود را به‌هر‌نحوی از همسرش مطالبه کرده و همسرش از زندگی با او به ستوه آمده است.

در مورد حادثه سعادت‌آباد (طبق اظهارات شخصیت زن ماجرا) قاتل بارها این خانم را تهدید کرده بود و این خانم از ترس قاتل حتی مجبور به عوض کردن محل کار خود می‌شود. در مورد بسیاری از حوادث اسیدپاشی نیز بعضا شنیده‌ایم که عامل اسیدپاشی قبل از انجام این جنایت، قربانی خود را بارها تهدید به انجام این جنایت کرده بوده است.

مساله چیست؟ معضل و مساله اصلی این است فرآیندی که در بالا به آن اشاره کردیم، خواهان قوانین کارآمد است و قوانین موجود فاقد کارآمدی لازم است. معضل اینجاست که اگر زن بخواهد در هر یک از مراحل فرآیند بالا، این فرآیند را پایان بخشد، قوانین از وی حمایت نمی‌کند چرا که اگر این ارتباط به مرحله ازدواج رسمی انجامیده باشد، پایان بخشیدن به فرآیند، به معنای طلاق است و طلاق از حقوق مرد است (مگر در مواردی نادر و با شرایطی دشوار). اگر این فرآیند هنوز به مرحله ازدواج رسمی نینجامیده باشد، و زن خواهان خاتمه دادن به این ارتباط باشد ولی از سوی مرد با مقاومت و ایذاء مواجه شود، قوانین اساسا هیچ رابطه و فرآیندی را به رسمیت نمی‌شناسد که بخواهد برای پایان دادن به آن از زن حمایت کند. بنابراین در هر دو مورد تعارض بین خواسته زن (پایان دادن به روابط) و خواسته مرد (ادامه دادن به روابط) به شکل قانونی مرتفع نمی‌شود و تعارضی که نتوان به شکل قانونی آن را مرتفع کرد، پتانسیل تبدیل شدن به یک درگیری و حتی جنایت را در خود دارد. به نظر می‌آید با تکرار این حوادث بظاهر متفاوت ولی در اصل و منشأ مشابه، می‌باید در فکر تدوین قوانینی کارآمدتر بود.

حسین برید / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها