به این ترتیب، ماموران اورژانس به دادسرای شهریار مراجعه کرده و با هماهنگی قضایی همراه ماموران کلانتری وحیدیه عازم باغ متروکه شدند.
ناله کودکان
مرد سرایدار با مشاهده ماموران بناچار در باغ را باز کرد. ماموران انتظامی و اورژانس اجتماعی پس از ورود به محل، از اتاق سرایداری که در انتهای باغ بود، صدای نالههایی شنیدند. بنابراین وارد اتاق سرایداری شدند و با زنی معتاد و یک دختر و پسر 7 و 10 ساله که وضعیت بهداشتی نامناسبی داشتند، مواجه شدند.
ماموران پدر کودکان و 2 فرزند وی را به کلانتری منتقل کردند که پدر سنگدل در بازجوییها با اظهارات متناقض مدعی شد کودکانش را شکنجه نداده و همسایهها اطلاعات دروغین در اختیار پلیس قرار دادهاند.
در پی اظهارات متناقض این مرد، ماموران به تحقیق از 2 کودک خردسال پرداختند که آنها گفتند از والدین خود میترسند و دیگر نمیخواهند با آنها زندگی کنند.
شکنجه از سوی والدین
پسر 10 ساله درباره شکنجههای والدینش به پلیس گفت: مادرم همسر دوم پدرمان است. او به واسطه پدرم که به هروئین اعتیاد داشت، معتاد شد و به همین دلیل آنها به وضعیت من و خواهرم رسیدگی نمیکردند و فقط تهیه هروئین برایشان مهم بود.
پسر خردسال یادآور شد: والدینمان ما را کتک میزدند تا برای آنها از قاچاقچیان، مواد مخدر بخریم. آنها هنوز برای ما شناسنامه نگرفتهاند.
وی اضافه کرد: آنها وقتی نیاز به مواد مخدر داشتند، من و خواهرم را کتک میزدند و اگر همسایهها و افراد رهگذر پولی برای هزینه درمانی یا خرید غذا به ما میدادند، والدینمان به زور پولها را میگرفتند و مواد مخدر میخریدند.
آرزو برای مدرسه رفتن
کودک آسیبدیده تصریح کرد: من و خواهرم در شرایط بدی زندگی میکنیم و پدرم و همسرش ما را بشدت کتک میزنند.
با تحقیق از 2 کودک خردسال، پدر آنها نیز به جرم خود اعتراف کرد و گفت، به دلیل اعتیاد شدید از فرزندانش غفلت کرده است. با دستور قضایی 2 کودک خردسال تحویل بهزیستی شدند. تحقیق در این زمینه ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم