در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید فکر کنید چه جور سرقتی است که خیلی ملایم رخ میدهد. مطمئن هستم که شما هم اگر گذرتان به بعضی از فروشگاههای زنجیرهای افتاده باشد با این روش آشنا شدهاید. چندی پیش وقتی از محل کارم بن خرید کالا دریافت کردم فرصتی دست داد تا به یکی از این فروشگاهها مراجعه کنم. البته با بن خرید اینجانب فقط میشد چند بسته خوراکی گرفت و همان دم در حساب کرد و رفت. ولی گشت و گذار در این فروشگاهها اگر هیچ سودی ندارد لااقل یک نوع تفریح هم محسوب میشود.
مدتی از ورودم به فروشگاه نگذشته بود که دیدم در کنارم کودکی که به خاطر ساعتها قدم زدن همراه مادرش خسته و گرسنه شده بود بهانه گرفت که شکمش به غار و غور افتاده. مادر کودک هم هر چه تلاش کرد نتوانست او را آرام کند اما ظاهرا فکر بکری به سرش رسید.
همان دم چرخ دستی چشمش به بیسکویت و آبمیوه حاضر آماده افتاد. همان لحظه بسته بیسکویت را باز کرد و نی آبمیوه را به دهان کودک گذاشت و با خیال آسوده به گشت و گذار خود ادامه داد. در مقابل چشم همه حتی آنهایی که به عقلشان تاکنون نرسیده بود که این طور هم میشود از شر صفطولانی صندوق خلاص شد، کودک فوق دلی از عزا درآورد و آرام شد.
بله دوستان. اگر به این کار دستبرد نمیگویند پس چه میگویند؟ شاید بگویید یک بار اشکالی ندارد. اما اگر دیگرانی هم از این کار تبعیت کنند و بعضیها دست به این کار بزنند دیگر چه جای اعتماد به مشتری باقی میماند. هر چقدر دوربین و مامور مخفی و علنی و هشدار از بلندگو به کار گرفته میشود ظاهرا نتیجه بخش نبوده است.
پیشنهاد میکنم در هر فروشگاه زنجیرهای یک شعبه از هر شرکتی که خوراکی تولید میکند برای افرادی که طاقت ندارند در صف به ایستند و یک دانه کیک و آبمیوه حساب کنند، دایر شود تا آمارناخونک زدن به خوراکیها هم پایین بیاید!
البته خودم هم میدانم این کار باز هم نتیجه بخش نخواهد بود و عدهای معدود این بار صف را به آنجا انتقال خواهند داد!
رعنا ـ ب ـ تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: