در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما جام باشگاههای اروپا را با لیورپول در سال 2005 به شکل شگفتآور و تحسینبرانگیز تصاحب کردید، اما 6 ماه بعد از آن در فینال جام باشگاههای جهان به سائوپولو برزیل باختید.
بله. آن رقابتها را به دقت به یاد دارم. ما در بازی اولمان دیپورتیوو ساپریسا را که نماینده کونکاکاف بود 0ـ3 بردیم و هیچ مشکلی هم نداشتیم، اما در فینال به شکلی بسیار ناعادلانه ما را 0ـ1 به سائوپولو بازاندند. اگر میگویم بازاندند به این سبب بود که داور به دلایلی عجیب و مشکوک 3 گل ما را مردود اعلام کرد و خودمان نیز 4، 5 شانس مسلم گلزنیمان را به در و دیوار زدیم. آن روز بسیار عصبانی شدم زیرا شکست اصلا حقمان نبود و سائوپولو صلاحیت فتح آن جام را نداشت.
حتما آن رویداد درس خوبی برای شما شده که 5 سال بعد از آن با تیمی دیگر ـ اینتر ـ به صحنه آن پیکارها برمیگردید.
البته شرایط و محیط بسیار فرق میکند، زیرا بعد از سالها برگزاری جام بینقارهای و سپس جام باشگاههای جهان در توکیو ژاپن، اینک این رقابتها را به امارات سپردهاند که با این که در ماه دسامبر به سر میبریم، از اروپا و آمریکا بسیار گرمتر است. در ژاپن ما با زمستان و سرمای حداقل 7، 8 درجه سانتیگراد مواجه بودیم؛ اما در امارات در انتظار گرمایی حدود 25 درجه سانتیگراد هستیم که الان در هیچ جای اروپا در دسترس نیست.
ما باید با تغییر ساعت و همچنین مساله خوراک و تغذیه هم خو بگیریم و البته از این دیدگاه امارات بسیار بهتر از ژاپن است؛ زیرا تفاوت ساعت به جای 5 ساعت حداکثر 5/2 ساعت است و نیازی نیست که یک هفته زودتر به حوزه خلیجفارس برویم.
آنچه تفاوتی نکرده، لزوم عوض و بدل کردن نفرات و اجرای سیستم چرخشی در 2 بازیمان در امارات است؛ زیرا مسابقه فینال بسیار سختتر از نیمه نهایی برای ما خواهد بود و خودمان نیز دستکم 10 مصدوم عمیق و جزئی داریم که در آستانه هر بازی چند نفرشان میرسند و چند نفرشان هم خیر. یادم میآید 5 سال پیش در بازی اولمان پیتر کراوچ را در نوک حمله لیورپول قرار دادم و در مسابقه دوم از فرناندو مورینتس در این پست استفاده کردم.
ظاهرا تنها حریف قدرتان را اینترناسیونال پورتو الگره برزیل میدانید.
قاعدتا باید همین طور باشد؛ زیرا بعید میدانیم در نیمهنهایی متوقف شویم و دور از ذهن است که سایرین به طور جدی برای ما تولید مشکل کنند. با این اوصاف تحقیقات ما باید روی اینترناسیونال متمرکز شده باشد و آنها را تنها رقیب جدی خود بینگاریم. من اخیرا یک مسابقه این تیم برزیلی را شخصا از نزدیک دیدم و بسیار فنی بازی میکردند و میتوانند هر تیم نامداری را از پای درآورند. البته این به معنای بیاحترامی به سایر تیمهای حاضر در آوردگاه امارات نیست و من در حال جمعآوری اطلاعات درباره آنها هم هستم تا بدانم در چه فضا و در میان کدام تیمها قرار داریم.
در عین حال حریف شما از طریق نتیجه یکی از بازیهای یکچهارم نهایی و در مقابل چشمهای شما مشخص خواهد شد.
همینطور است و به همین سبب آنالیزورهای ما، آن مسابقه را از نزدیک میبینند و ویژگیهای تیم پیروز را به من گزارش میکنند تا من ترکیب اینتر را طوری بچینم که مناسب رویارویی با آن رقیب باشد. خودم نیز شخصا فیلم مسابقه را خواهم دید.
4 ماه نخست فصل جاری برای شما زجرآور بوده است. اینطور نیست؟
فصل، مشکلات ویژه خود را داشته اما فکر میکنم قسمت عمدهای از آن را حل کرده باشم.
تفاوتهای فوتبال ایتالیا با اسپانیا و انگلیس چه بوده است؟
در اسپانیا، بازیها بیشتر فنی است و در انگلیس کار اغلب فیزیکی است و در ایتالیا تاکتیک بر هر چیز دیگری میچربد. هریک از این عرصهها چالش مخصوص به خود را میطلبیده است. یک مشکل ویژه و اضافی من در ایتالیا در این فصل بازگشت دیرهنگام ملیپوشان پرشمار اینتر از جامجهانی بود و وقتی هم آمدند اغلب خسته، بیروحیه و مصدوم و نالان بودند و سه چهار ماه طول کشید تا همانی شوند که پیش از رفتن به جامجهانی بودند. به این خاطر در 4 ماه نخست فصل نوسانهای غیرقابل گریزی داشتهایم اما اینک امیدوارتر هستم و با انرژی بیشتری به ابوظبی میرویم. یک تفاوت دیگر در سیستم خرید و فروشها در این کشورهاست. در انگلیس سرمربی است که میگوید کدام بازیکنان خریداری شوند و کدام به فروش برسند اما در ایتالیا مثل اسپانیا این مدیران فنی و اجرایی باشگاهاند که اغلب بدون نظرخواهی از سرمربی دست به هر خرید و فروشی که لازم میدانند، میزنند و مربی باید خودش را با چنین شرایط متفاوتی وفق بدهد!
در 3 سال آخر اقامتتان در انگلیس هم موفق نبودید اما اینک در ایتالیا آشکارا مشکلات بیشتری دارید و کمتر کسی شما را جانشین موفقی برای خوزه مورینیو میداند.
با این حال من در این مدت بخوبی با ایتالیا و شرایط آن وفق یافتهام و هر روز بیش از پیش بر شرایط موجود اشراف مییابم. اینتر 2 سال با سیستم مورینیو کار کرده و به آن عادت کرده بود و تغییر آن زمان میبرد و تا زمان تغییر کامل طبعا فراز و فرودهایی در کار تیم به وجود میآید. با این حال من به آینده تیم خوشبینم و فکر میکنم که اینتر به تدریج در حال وفق دادن کامل خود با اندیشههای من است و ما میتوانیم به آیندهای بهتر چشم بدوزیم.
ظاهرا لیورپول را از یاد بردهاید؟
به هیچ وجه. هنوز رابطهای عالی با هواداران این تیم دارم و آنها نیز مرا فراموش نکردهاند. در بازی اخیرمان با تاتنهام در جام قهرمانان اروپا در جوزپهمهآتزا شماری از هواداران لیورپول به دیدارم آمدند و با هم گفتوگو کردیم. خودم نیز رخدادهای باشگاه را دائما تعقیب میکنم و از نتایجشان مطلعم. شما نمیتوانید تیمی را که 6 سال با آن زندگی کردهاید، به سادگی فراموش کنید.
به عنوان یک اسپانیایی بگویید چه شد که کشورتان با پیشینه سالها ناکامی در جامهای بزرگ ملی ناگهان شروع به فتح این جامها کرده است؟
یک نسل فوقالعاده فنی و کارآمد اینک در فوتبال اسپانیا جولان میدهد که از عهده هر کار بزرگی برمیآید. توانایی این گروه ویژه، تبدیل کردن کاراییهای فنیاش به قابلیتهای فوتبال مدرن و به واقع ادغام عالی این دو خصلت با یکدیگر است.
هم لوئیس آراگونس و هم ویسنته دلبوسکه با این نسل موفق بودهاند. آیا دلتان نمیخواهد شما هم پست سرمربیگری تیم ملی کشورتان را تجربه کنید؟
چرا که نه، اما فکر میکنم برای این مهم هنوز جوان باشم. بهتر بگویم آدمی با انرژی و سن من باید درگیر فوتبال باشگاهی باشد که هر روزه است و برنامه بسیار سنگینتری را دربر دارد، حال آن که مربیگری تیمهای ملی زمان بسیار کمتری را در طول سال شامل میشود و در اکثر اوقات حداکثر 10 بازی را در این پست تجربه میکنید. این پروسه بیشتر برای مربیانی مناسب است که پیر شده و حداقل 58 یا 60 سال سن داشته باشند و سیستم باشگاهی با سالی 60 تا 70 مسابقه برایشان سخت است. بنابراین من هم صبر میکنم تا پیرتر شوم.
Fifa.com / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: