آقای الف هر روز دیر سر کار میرسد، بچهها معمولا دیرتر از هم دانشگاهیهای شان سرکلاسها حاضر میشوند، مادر حوالی ظهر بیدار میشود و همین که بجنبد شب شده است. صبحانه معمولا در ساعت ناهار خورده میشود، ناهار بیشتر به عصرانه شبیه است و شام پس از نیمه شب حاضر میشود. تا اینجای کار شاید بگویید تاخیرهای چندساعته اعضای خانواده آنقدرها مهم نیست که بخواهند به خاطرشان دلواپس باشند، اما ضررهای خلأ مدیریت زمانی در این خانواده، وقتی پای حساب و کتاب به میان میآید، سر به فلک میکشد، قبولش برایتان سخت است؟ پس ادامه ماجرا را بخوانید و در نظر داشته باشید مشکلاتی را که مطرحشان میکنیم برای بسیاری از خانوادههای بیبرنامه در زندگی صادق است.
سلامتی در جیب شماست
بجز پسر خانواده که استعداد چاقی ندارد، دیگر اعضای این خانواده مدام در حال چاق شدن هستند. آنها معمولا نیم ساعت پس از خوردن شام، میخوابند در حالی که میان زمان خوردن شام و خواب باید دستکم 3 ساعت فاصله باشد و همینموضوع سبب شده است، نه تنها خواب راحتی نداشته باشند بلکه بخش عمدهای از غذایی که میخورند در بدنشان تبدیل به چربی شود، از طرفی ساعتهای بیولوژیکی بدن اعضای خانواده هم بدرستی کار نمیکند و از آنجا که به زمانی مشخص برای خوردن و آشامیدن عادت نکرده است، بدون احساس گرسنگی غذا میخورند و به همین دلیل درکی از سیر شدن ندارند که این موضوع در افزایش وزنشان بیتاثیر نبوده است. ببیشتر اعضای این خانواده به دلیل چاقی مفرط زیر نظر متخصص تغذیه هستند، ویزیت این پزشک برای یک دستور غذایی و 7 یا 8 بار ملاقات با هر بیمار حدود 80 هزارتومان است که برای 3 نفر از اعضای خانواده، 240 هزار تومان تمام شده است، اما این تنها هزینه ای نیست که آنها به دلیل بیبرنامگی در زندگی میپردازند.
دختر خانواده الف به دلیل چاقی، افسرده و بیحوصله است، گرچه پسر خانواده اضافه وزن ندارد، مسلما انتظار ندارید چنین خانوادهای پسری اهل ورزش داشته باشد که صبحها آفتاب نزده مشغول نرمش در پارک باشد. خانم الف به دلیل چاقی و خواب طولانی به بیماری کبد چرب و دیابت نوع دوم مبتلا شده است و پدر هم مشکل زانو دارد و پزشکان گفتهاند زانوهایش دیگر طاقت وزن صد و چند کیلوییاش را ندارند.
فرآیند پوکی استخوانها چند وقتی است در بدن خانم خانه آغاز شده و ورزش نکردنش به آن سرعت بخشیده است. خانم الف معمولا از فراوانی کارهای خانه مینالد، چرا که در فاصله زمانی بیدارشدن او از خواب ـ که ظهر است تا خفتن دوبارهاش که حوالی صبح روز بعد است ـ کارهای خانه انجام نمیشوند. سخت و طولانی و خستهکننده به نظر میرسند. هر کدام از بیماریهای اعضای خانواده، پزشک خاص خود را میطلبد و آنها ناچارند بخشی از درآمد خانواده را صرف پرداخت ویزیت این پزشکان کنند. خانواده الف همیشه عجله دارند و این اضطراب، آنها را به آدمهایی عصبی و کمحوصله تبدیل کرده است که کمتر میتوانند فعالیتی را با دقت و حوصله انجام دهند. آنها معمولا دستپاچهاند و عجله دارند اما همین اضطراب، تمرکزشان را کم میکند.
آقای الف هر روز تقریبا یک ساعت دیرتر به اداره میرسد و به همین دلیل هر ماه حدود 70 ـ 60 هزار تومان جریمه میشود. فرزندان خانواده هم با تاخیر به دانشگاه میروند و دیر رسیدنهای دائمیشان باعث شده است استادان دانشگاه نسبت به آنها نظر خوبی نداشته باشند. آنها هیچوقت بموقع نمیرسند و برای آنکه تاخیرهای شان طولانیتر نشود، باید بیشتر از دیگران هزینه کنند و به همین دلیل ترجیح میدهند به جای وسایل نقلیه عمومی از تاکسی یا آژانس استفاده کنند تا به خیال خودشان زودتر برسند.
سلامت، تنها چیزی نیست که خلأ مدیریت زمانی در خانه، آن را از خانواده الف میدزدد، هیچ خانوادهای حاضر نیست آنها را به مهمانیاش دعوت کند، آنها معمولا دیر به مهمانیها میرسند و در نتیجه دیرتر از دیگران مهمانی را ترک میکنند و خانوادههای دیگر را که تابع زمان و برنامهریزی هستند، کلافه میکنند. کسی حوصله قرار گذاشتن با اعضای این خانواده را ندارد چون دلش نمیخواهد ساعتها در خیابان معطل شود، کسی به آنها قرضی نمیدهد چون همه میدانند آنها برنامهریزی برای بازپرداخت قرض ندارند و به طور کلی، خانوادههایی که برنامهریزیهای دقیق دارند از خانواده الف فاصله میگیرند و تمایلی به رفت و آمد با آنها ندارند، زیرا معتقدند بینظمی هم مثل ویروس براحتی منتقل میشود و برای جلوگیری از انتقال آن باید از نشست و برخاست با مبتلایانش پرهیز کرد.
خانوادههای بیبرنامه به هم شبیهاند
اعضای خانواده الف ناامید، سرخورده، آشفته، بیمار و نگران هستند چون ساعتها در خانه آنها فقط وسایل تزئینی هستند که بهتر است صورتی باشند، باتری نداشته باشند و قاب شان طلایی باشد، اما چه کسی به عقربهها اهمیت میدهد؟ روایت خانواده الف کاملا واقعی بود و آن را صرفا برای سرگرم شدنتان نگفتیم، بلکه خیلی از خانوادهها در کشورمان به همین ترتیب زندگی میکنند و امیدواریم شما جزو آنها نباشید، چون مشکلات خانوادههای بیبرنامه به هم شبیهاند و بیماریهای جسمی و روحی، ضررهای مالی کلان و شکستهای پی در پی در زندگی، اجزای جدانشدنی زندگی خانوادههای بیبرنامه به شمار میآیند.
برنامهریزی زمانی برای این خانواده مهم است، اما حقیقت این است که داشتن خانوادهای معتقد به برنامهریزی زمانی، بدون داشتن برنامهریزی فردی بیمعناست، یعنی تا زمانی که اعضای خانواده به ارزشمندی زمان و داشتن نظم در زندگی فردی معتقد نشوند، نمیتوانند خانوادهای با برنامه و قانونمند داشته باشند. بنابراین هر یک از مواردی که به آنها برای ایجاد یک زندگی منظم خانوادگی اشاره میکنیم، نیاز به یک پیش شرط دارند و آن مقید بودن به مدیریت زمانی در زندگی فردی است.
تعیین هدفهای خانوادگی، راهی برای ارتقای کیفیت برنامهریزی در خانه
برنامهریزی زمانی برای خانواده، کیفیت زندگی اعضای آن را متحول میکند. زندگی بیهدف، باعث وقتگذرانی میشود، اما اگر شما مقصدی مشخص برای خانواده در نظر داشته باشید، اوضاع تغییر میکند. بگذارید هدفها را به 2 گروه بلندمدت و کوتاهمدت تقسیم کنیم. هدفهای بلندمدت، مقاصدی هستند که خانواده در زمانی نسبتا طولانی به آنها میرسد، برای تشخیص این نوع اهداف باید نیازهایی از خانواده را که در اولویت هستند، پیدا و درباره آنها با اعضای دیگر مشورت کنید و آنها را نسبت به اهمیت هدف، قانع کنید چون ممکن است مسالهای که برای ما هدفی مهم محسوب میشود برای اعضای دیگر خانواده بدون اهمیت باشد و بنابر این اعضا برای رسیدن با برنامهریزی کلی خانواده هماهنگ نشوند.
اهداف بلندمدت برای یک خانواده شاید خرید خودرو، خانه، ویلا یا زمین، پرداخت وام، مهاجرت به کشور دیگر، سفری تفریحی یا حتی کاری، خرید لوازم نو برای منزل و... باشند. برنامهریزی برای یک هدف بلندمدت یعنی بدانید چگونه و در چه زمانی برای آن هدف اقدام کنید، چه ابزارهایی را برای رسیدن به آن نیاز دارید و این هدف چقدر هزینه میطلبد. در این زمینه مثالی میزنیم تا بهتر منظورمان را متوجه شوید: فرض کنیم خانواده شما قصد دارند زمستان امسال برای تعطیلات به شیراز بروند، ما و بیشتر کسانی که این گزارش را میخوانند از آن دست آدمهایی نیستیم که جیبهای پرپول داشته باشیم و هر وقت اراده کنیم به سفر برویم پس لازم است چند ماه پیش از سفر تصمیمهای جدی برای پسانداز پول، محل اقامت، نوع مکانهای تفریحی که در شیراز از آنها بازدید میکنیم، مقدار پول نقدی که باید با خود ببریم ضمن در نظر گرفتن هزینه ایاب و ذهاب و خوراک... داشته باشیم، ما باید بدانیم، آیا در آن زمان مشخص میتوانیم از مرخصی کاری استفاده کنیم، آیا میان زمان سفر ما و تاریخهای مهم دیگر مانند دوره امتحانات فرزندان، ملاقات با پزشک، سالگردها و مراسم مهمی که باید در آن شرکت کنیم، همزمانی وجود دارد؟
هدفهای کوچک چطور؟ آیا برای آنها هم در خانواده باید برنامهریزی داشت؟ شما لابد این ضربالمثل را شنیدهاید که «کوه از سنگریزهها آغاز میشود» این مثل یعنی برای به نتیجه رساندن هر کار بزرگی باید اجزای کوچک آن را بدرستی انجام دهید و تغییر و تحولات را از جزئیات ریز آغاز کرد. بنابراین موفقیت در اهداف کوتاهمدت، راهی برای رسیدن به اهداف بلندمدت است و اگر هم نباشد به هرحال موفقیتهای کوچک، امیدواری و نیروی شما را برای پیگیری اهداف بزرگتر بیشتر میکنند.
منظور از اهداف کوچک، کارهای روزانهای هستند که در هر خانوادهای انجام میشوند اما اگر برنامهای مشخص برای آنها ریخته شود، وقتگیر و خسته کنند میشوند، کارهایی مثل بیدار شدن از خواب، حاضر کردن وعدههای غذایی، رفتن به دانشگاه یا اداره، رساندن بچهها به مهد کودک و مدرسه، زمان خواب، نظارت بر تکالیف فرزندان، شستن ظرفها، تعمیر وسایل خانه و... اینها فعالیتهایی هستند که معمولا زوجها را در طول روز مشغول میکنند و اگر برنامهای برای انجامشان وجود نداشته باشد، دشوار و خستهکننده میشوند و تمام وقت آنها را پر میکند.
تقویم بخرید و بنویسید
یکی از مهمترین کارها پس از مشخص کردن اهداف، نوشتن آنهاست، نوشتن اهداف بلندمدت و کوتاهمدت خانوادگی و فردی برای خیلیها مسخره به نظر میرسد و آن را جدی نمیگیرند، اما واقعیت این است که نوشتن اهداف، شما را بر آنها متمرکز میکند و اجازه نمیدهد دغدغههای روزمره، باعث فراموشیشان شود.
برنامهریزی برای خانواده کیفیت زندگی اعضای آنرا متحول میکند و زندگی بیهدف، باعث وقتگذرانی میشود
شما و همسرتان باید کسانی را ببینید، چیزهایی را بخرید، تلفنهایی بزنید و به جاهایی سر بزنید، چرا این فعالیتها را روی یک تقویم دیواری نمینویسید؟ خرید یک تقویم یا حتی نقاشی کردن آن، آغاز هدفمند شدن و برنامه داشتن در زندگی است. تقویم را روی دیوارهال یا آشپزخانه که بیشتر اوقاتتان را در آنها میگذرانید، نصب کنید تا همیشه جلوی چشم تان باشد. تقویمها به شما کمک میکنند تصویری از برنامههایی که در آینده دارید در ذهن تان متصور شوید و زمان خانواده را با آنها تنظیم کنید. البته تهیه تقویم و نوشتن برنامههای مهمی مانند سالگردها، خرید هدایا، سفرها، ملاقاتها و تلفنها، نباید باعث شود نوشتن فهرست روزانه انجام کارها را نادیده بگیرید.
اولویتبندی کنید
در مدیریت فردی زمان، قانونی وجود دارد که در بیشتر مقالات مربوط به این موضوع به آن اشاره میشود، بر اساس این قانون بیشتر مردم حدود 80 درصد از وقتشان را صرف 20 درصد از کارها میکنند و از بقیه کارها باز میمانند، نکته ناخوشایندتر این است که این 20 درصد، معمولا از اهمیت زیادی نسبت به کارهای دیگر برخوردار نیستند. اما اگر کارها در آغاز روز بر اساس اهمیتشان اولویتبندی شوند، چنین اتفاقی رخ نمیدهد و بیشترین وقت خانواده، صرف انجام مهمترین کارها میشود.
وظایف را تقسیم کنید
در خانوادههای بیبرنامه، معمولا همه وظایف بر دوش یک یا 2 نفر از اعضا ـ که معمولا اعضای اصلی یعنی پدر یا مادر محسوب میشوند ـ سنگینی میکند و تقسیم وظیفهای برای بقیه وجود ندارد. اما اگر وظایف میان پدر، مادر و فرزندان تقسیم شوند، نه تنها خانواده از برنامهریزیهایش عقب نمیماند بلکه فرزندان از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار میشوند و قبول مسوولیت را در خانه میآموزند.
به ساعتها احترام بگذارید
هر یک از اتاقهای خانه باید ساعت داشته باشند، ساعتها یادتان میاندازند که در کدام بخش از برنامه قرار دارید و قسمت بعدی دقیقا چیست. ساعتها، بعکس نظر خانواده الف، فقط وسایلی برای تزئین دیوارهای خانه یا هارمونی بخشیدن به لوازم دیگر خانه نیستند، بلکه آنها مظهر زمانند. سالها از ماهها، ماهها از روزها، روزها از ساعتها، ساعتها از دقایق و دقایق از ثانیهها تشکیل شدهاند، وقتی این لحظهها برای اعضای خانواده مهم شوند، یعنی در حال گام برداشتن به سوی خانوادهای هدفمند و با برنامه هستند.
آشفتگی در خانه، مهمترین دلیل شکست در برنامهریزی
برنامههای خانواده وقتی با موفقیت پیش میروند که در فرآیند انجام کار، هر چیز دقیقا سر جای خودش باشد، گشتنهای طولانی به دنبال ابراز و لوازم انجام یک کار در زمانی که قصد آغاز یک فعالیت را دارید، شما را کلافه میکند و بخشی از انرژیتان را در لحظه شروع میگیرد، چطور انتظار دارید برنامههای خانواده بدرستی پیش بروند و بموقع به تفریحی کوتاه مثل سینما رفتن برسید، وقتی دقیقا نمیدانید هرکدام از لباسهای خودتان، همسرتان و فرزندانتان یا سوئیچ خودرو را کجا گذاشتهاید؟
تلویزیون؛ به اندازه
منظورمان این نیست که از همین حالا تلویزیون را خاموش کنید و تا ماه دیگر آن را روشن نکنید، اما یک خانواده موفق زمانی مشخص را به تماشای تلویزیون اختصاص میدهد. برای این که بتوانید زمان تماشای تلویزیون را مهار کنید تا اعضا تابع برنامهریزی خانواده شوند، هر روز برنامههای مکتوب تلویزیون را از طریق روزنامهها مطالعه کنید و بعد آن گروه از برنامهها را که مورد توجه اعضا هستند، علامت بزنید تا فقط آنها را تماشا کنید.
در یکی از مقالات خارجی که برای ساکنان کشورهای توسعه یافته نوشته شده، نویسنده به اعضای خانواده پیشنهاد کرده است برای کاهش وقت تلفشدهشان مقابل تلویزیون، برنامهها را ضبط کنند و وقتی از نظر زمانی دغدغه کمتری دارند، آنها را تماشا کنند. نویسنده در این مقاله تاکید کرده که استفاده از این روش باعث میشود 30 درصد از زمان تلف شده برای مشاهده برنامهها کاسته شود چون معمولا حدود یکسوم برنامههای تلویزیونی با تبلیغاتی پر میشوند که وقتی ضبط شده باشند میشود آنها را جلو برد.
میبینید؟ مردم در کشورهای توسعه یافته به دقایق و ثانیهها احترام میگذارند.
عادتهای غلط فردی را اصلاح کنید
گرچه عادتهای غلط فردی، ممکن است فقط وقت یکی از اعضا را هدر بدهند، اما این اتلاف وقت بر برنامههای کل خانواده تاثیر میگذارد، این نکته هم احتمالا با یک مثال برای شما قابل لمستر است، اگر قرار باشد همه اعضا سر ساعتی مشخص شام بخورند، پدر خانواده هم باید تابع زمانی مشخص برای برگشت به خانه باشد یا اگر قرار باشد همه اعضا سر ساعتی مشخص به رختخواب بروند، بیدار ماندن یکی از اعضای خانواده و تماشای تلویزیون یا وصل شدن به اینترنت تا دیروقت معنایی ندارد.
توجه داشته باشید که مجاب کردن اعضای خانواده به تبعیت از برنامه و تغییر عادتهای نادرست فردیشان، با زور ممکن نیست و باید بتوانید از سیاستهای تشویقی برای قانع شدن آنها استفاده کنید.
با بیبرنامهها ننشینید
یادتان میآید در ابتدای این نوشته گفتیم، خانوادههای منظم تمایلی به نشست و برخاست با خانواده الف ندارند و معتقدند بیبرنامگی در یک خانواده مثل بیماریهای ویروسی، واگیر دارد؟ این ایده کاملا درست است. برای آنکه خانوادهای تابع نظم داشته باشید، باید رابطه تان را با خانوادههایی که ارزشی برای زمان قائل نیستند، کم یا آنها را وادار کنید به برنامههای خانواده شما احترام بگذارند.
فرض کنیم شما بر اساس فهرستی که نوشتهاید، امشب باید حدود ساعت 12 نیمه شب به رختخواب بروید تا 6 صبح همراه با فرزندانتان از خواب برخیزید و پس از صرف صبحانه آنها را به مدرسه برسانید، اما اگر حوالی ساعت 30/11 خانوادهای بینظم به شما زنگ بزنند و بگویند هوس کردهاند سری به خانهتان بزنند باید چه واکنشی داشته باشید؟ چرا فکر میکنید اگر به آنها بگویید فرزندانتان باید تا نیمساعت دیگر خواب باشند، گناهی مرتکب شدهاید؟ چرا معتقدید وقتی یکی از اعضای آن خانواده بینظم پای تلفن وراجی میکند و شما مکالمهاش را محدود میکنید تا به برنامههای روزانه برسید، کار اشتباهی کردهاید؟ فراموش نکنید، در این شرایط بیپرده سخن گفتن به معنای گستاخی نیست، بلکه احترام به اعضای خانواده و تلاش برای حفظ برنامهریزی آنهاست.
علی یوشی زاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم