تله جمعیتی فقر

رشد بی رویه و فزاینده جمعیت در شرایطی که زمین و دیگر منابع تولیدی ، هیچ تغییر نکند و امکانات ثابت بماند، خواه نا خواه موجب گسترش فقر می شود
کد خبر: ۳۷۱۲
آنها که ثروتمندند و هیچ گاه طعم فقر و نداری را نچشیده اند، نمی توانند بفهمند فقیر بودن چه معنا و مفهومی دارد! نمی توانند درک کنند چرا فقرا زباله های شهری را می کاوند! چرا در آخرین ساعات شب ، میادین میوه و تره بار! شاهد حضور مردان و زنان میانسال یا سالمندی است که پس مانده ها و دورریزهای غرفه ها را به امید دست یافتن به چند میوه نسبتا سالم و قابل خوردن، زیر و رو میکنند!چرا برخی از والدین ، در نهایت استیصال و درماندگی ، نوزاد و جگر گوشه خود را با اشک و اندوه ، کنار در مساجد یا در معبر عمومی رها می کنند! و چراروز به روز بر شمار افراد بی سرپناه و خیابان خواب افزوده می شود؛!رشد بی رویه و فزاینده جمعیت در شرایطی که زمین و دیگر منابع تولیدی ، هیچ تغییر نکند و امکانات ثابت بماند،خواه نا خواه موجب گسترش فقر می شود حتی اگر نرخ موالید رو به کاهش بگذارد، ممکن است تا مدتها تعداد جمعیتی که هر ساله به جامعه افزوده می شود، نسبت به سال قبل چندان کاهش پیدا نکند و این همان فرآیندی است که از آن به عنوان "تله جمعیتی فقر" یاد می شود ایران اکنون در عمق این تله گرفتار آمده است با وجود کاهش چشمگیر نرخ خام موالید از حدود41 در هزار به کمتر از18 در هزار و میزان باروری زنان از3/6 نوزاد به حدود3/2 نوزاد در فاصله سالهای 65 تا78 ، فشارهای جمعیت به بازار کار و منابع و اکوسیستم های طبیعی کشور، نه تنها در این مدت فروکش نکرده ، بلکه دایما روبه افزایش بوده است نقل و انتقال جمعیت از مناطق و بخشهای محروم و عقب افتاده جغرافیایی و اقتصادی به مناطق برخوردار و بخشهای مدرن و دارای بازده اقتصادی نسبتا بالاتر، لحظه ای کاهش نیافته است دلایل بروز چنین رویدادهایی نیز کاملا روشن است ؛ زیرا فقرا معمولا ابعاد خانوار گسترده تری دارند و برخلاف اغنیا و ثروتمندان که نیازی به داشتن فرزندان متعدد احساس نمی کنند، فقرا ناخودآگاه تمایل دارند فرزندان بیشتری داشته باشند شاید از این رو که نوزادان و کودکانشان بیشتر در معرضمرگ ومیر قرار دارند و چون از مکنت و ثروت بی بهره اند و از دسترسی به حداقل درآمد محروم ، برای پرورش کودکان چندان هزینه نمی کنند. اما در مقابل این هزینه نکردن یا هزینه بسیار ناچیز، امید دارند از حاصل کار و دسترنج کودکان خود به عنوان یک عامل کمکی برای گذراندن زندگی بهره گیرند و آنان را عصای دوران پیری خود می دانند که این به معنای اعمال نگرش ابزاری و مادی به فرآیند زاد و ولد و فرزند آوری در بین فقراست آن گونه که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه از جمله ایران رایج است ، فرزندان خانواده های فقیر چه شهری و چه روستایی از همان سنین طفولیت و نوجوانی ناگزیرند به منظور کمک به معیشت خانواده کار کنند مزد و دریافتی آنها معمولا بسیار ناچیز است این در حالی است که به علت همین اشتغال به کار، از ورود به مدرسه و کسب آموزش ها و معیارهای مورد نیاز، که ممکن است در آینده زمینه ساز رهایی آنها از فقر شود، محروم مانده اند.همین برخوردار نبودن از نعمت سواد آموزی ، عامل انتقال فقر از یک نسل فقیر به اخلاف و فرزندان آنها می شود خانواده هایی که به وسیله افرادکم سواد یا بی سواد سرپرستی می شوند، معمولا فقیرتر از خانواده هایی هستند که سرپرست آنها از سطح تحصیلات بالاتری برخوردار است برای نمونه ،63 درصد از کل افراد فقیر اندونزی در سال 1990 کسانی بودند که تحصیلات ابتدایی خود را تمام نکرده بودند و به طور کلی94 درصد از فقرا را افرادی تشکیل می دادند که دارای تحصیلات ابتدایی و کمتر یا بی سواد بودند در تایلند نیز متوسط سالهای تحصیل سرپرستان خانواده های فقیر از6/3 سال تجاوز نمی کند در ایران نیز همین وضعیت کم و بیش حکمفرماست چون بیشتر فقرا، بیکاران ، کم کاران و بزهکاران را افراد بیسواد وکم سواد تشکیل می دهند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها