در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماموران پس از تماس این شهروند به محل حادثه اعزام شدند و با باز کردن در گونی جسد خونآلود مردی میانسال را داخل آن پیدا کردند. ماموران پس از کشف جسد موضوع را به بازپرس کشیک دادسرا اطلاع دادند. ماموران در بازرسی داخل گونی یک کیف مردانه کشف کردند.
جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و کارشناسان نظر دادند وی ابتدا بیهوش شده و پس از خفه شدن، قطع رگ یکی از دستانش، مرگ او را رقم زده است.
برای مشخص شدن هویت مقتول در بازرسی کیف، برگهای به دست آمد که شماره تماس خانواده مقتول در آن ثبت شده بود. بنابراین ماموران با شماره تلفن به دست آمده تماس گرفتند و پس از شناسایی خانوادهاش، از آنها خواستند به پزشکی قانونی مراجعه کنند. به این ترتیب همسر مقتول با حضور در پزشکی قانونی هویت وی را تایید و برای ادامه تحقیقات در پلیس آگاهی شهرستان نجفآباد حضور یافت.
زن مقتول در بازجوییهای پلیسی مدعی شد که مرد خانواده یک روز پیش برای خرید از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است و نمیداند به چه علتی به قتل رسیده است.
با توجه به اظهارات متناقض این زن، او چندین بار مورد بازجویی قرار گرفت تا عاقبت پس از 16 ساعت تحقیقات، راز قتل شوهرش را فاش کرد.
اعتراف به طراحی جنایت
زن متهم در اظهاراتش به پلیس گفت: اوایل زندگی مشترکمان، شوهرم مرد خوب و مهربانی بود. پس از گذشت چند سال به یکباره رفتارهایش تغییر کرد و بنای ناسازگاری گذاشت. او مرا کتک میزد و میخواست با کار کردن در بیرون از خانه، هزینه زندگی را تامین کنم و دیگر نمیخواهد به سر کار برود.
متهم یادآور شد: هر بار که به شوهرم اعتراض میکردم، او مرا بشدت کتک میزد. دیگر قادر به ادامه این زندگی نبودم. وی اضافه کرد: چند ماه پیش وقتی به یکی از بوستانهای شهر رفته بودم، با مردی آشنا شدم و ملاقاتهایمان ادامه پیدا کرد. از او خواستم در اجرای نقشه قتل شوهرم با من همکاری کند که با همدستی یکدیگر پس از خوراندن قرص خوابآور، شوهرم را به قتل رسانده و جسدش را در بیابان رها کردیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: