در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مبارکه برای اولین بار در سال 1361 با فیلم مرگ یزگرد به کارگردانی بهرام بیضایی جلوی دوربین سینما رفت و بعد از آن نیز در فیلمهایی چون مقاومت، دیدار، چند میگیری گریه کنی و سریال جراحت و... به ایفای نقش پرداخت. فعالیتهای هنری او به همین جا ختم نمیشود بلکه نمایشهایی چون پهلوان اکبر نمیمیرد، دیکته و زاویه، کوچ، عروس، مرگ یزدگرد، از خاک تا افلاک، پرورشگاه، گوهرشاد، سیمرغ سیمرغ و... ازجمله کارهای اوست.مبارکه میگوید: از دست دادن آدمها و عزیزان همیشه سخت است و آدم هیچ وقت به نبودنشان عادت نمیکند. من به تازگی متوجه شدم که همکار و دوستی قدیمی را از دست دادم. داوود آریا از پیشکسوتان و هنرمندان تئاتر بود که ما سالها با هم کار کردیم و در جشنوارهها با هم داور بودیم. او در 25 مهرماه 89 بر اثر سکته قلبی فوت کرده و من خیلی از بابت این اتفاق متاثرم و یکی از بزرگترین ناراحتی هایم هم این است که چرا دیر خبردار شدم و چرا کسی به من زودتر خبر نداد که او را از دست دادیم.مبارکه که این روزها در سریال تاریخی مختارنامه در نقش «احمد ابن شمیط» بازی میکند، در مورد این سریال میگوید: کار کردن با آقای میرباقری ـ کارگردان مختارنامه ـ بسیار لذتبخش است و باید بگویم مختارنامه سراسر اتفاق بوده است ولی شاید برای شما هم شنیدن این ماجرا جالب باشد که ما در شاهرود کار میکردیم و مدام برف و باران میآمد و ما برای اینکه هنگام ضبط برنامه و دیالوگگویی بخار از دهانمان بیرون نیاید یخ میخوردیم. در یکی از این سکانسها که مونولوگ بود و قرار بود من و عنایت شفیعی مقابل هم قرار بگیریم و فقط شفیعی دیالوگ بگوید، او یخ خورد و من چون دیالوگ نداشتم یخ را نخوردم.
فیلمبرداری شروع شد و عنایت شفیعی دیالوگش را گفت و وقتی دیالوگگویی او تمام شد یک دفعه از دهانم من بخار درآمد و آقای میرباقری کات دادند و ما مجبور شدیم دوباره تو همان سرما یخ را بخوریم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: