تلگرافخانه

کد خبر: ۳۷۰۳۴۲

دیوونة همیشگی- بدون نام (البته این اطلاعات برای اظهار نظر خیلی کمه، ولی وقتی خودت هم نمی‌دونی که چی می‌خوای و انتظارت از به قول خودت مرد آینده‌ت چیه، بینم... فک نمی‌کنی همینا خودشون دارن علامت‌های گول خوردنت رو کنار جادة زندگی نصب می‌کنن؟! حواست باشه‌هاااا... خیلی‌ها عوض می‌شن، ولی اینجا تو خودت هنوز نمی‌دونی چه‌کاره‌ای! این تابلوهه رو ببین؛ داره می‌گه: پیچ خطرناک! به درة ندانم‌کاری نزدیک می‌شوید! سیصد متر تا خراب کردن یه عمر زندگی! من بودم می‌گفتم وقت برا ازدواج هست، خوبه اول تکلیف خودم رو با خواسته‌هام مشخص کنم)- کفشدوزک (می‌بینم که مطالب قبلیت رو دوباره می‌فرستیییی!)- عاطفه سوری 25 ساله از کرج- کوثر 18 ساله (حالا که چار تا کتاب خوندی تا قالب شعر رو بشناسی، بهتر متوجه می‌شی که اشکال کار کجاها بوده و در «فازی دیگر از شاعری» چه اشتباهاتی رو نباید مرتکب بشی. خوبه دو تا کتابم بخونی که محتوا رو بشناسی و بدونی کجاهاش نیاز به دور ریختن پیش‌فرض‌های غلط غولوط داره. گرفتی چی گفتم؟)- پیمان مجیدی (چَشم! سعی می‌کنم بچة خوبی باشم! به شرطی که تو هم یه خرده عروض و قافیه بخونی بعد بقیه‌ش رو برام بفرستی! )- سیاوش منصور (عزیز برادر، می‌گه اون شعره شعر خودش بوده؛ چی بگم؟ هوم؟ مدرکی، سندی، قباله‌ای، داری که نشون بده نه‌خیییییرم! محضری به نام یکی دیگه بوده؟! بگو، خیال خودمونو راحت کنیم و خلااااصصصص. یا نه؛ چه کاریه خب! یه سند غیرقابل‌انکاری، حداقل اسم شاعرش...! الو! فووووت... فووووت!! عجباااا!)- بهاره عاطفی 20 ساله از اهواز- نینا (خواهرکم، منم شوخی کردم همین جور واسه خنده‌ش. دیگه خیلی از بروبچ می‌دونن که شوخی‌های منو نباس به دل بگیرن)- دختر باران (آره خب اون زمونی که منم این شعر رو می‌خوندم ایمکانات نبود ماااادر!)- سید میلاد اشرفی-

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها