به آن سوی میله ها می اندیشند

می گوید: هفته ای 2 روز می روم ملاقات. بچه ها بیتابی می کنند. این همه راه را تا قزل حصار می روم ، توی برف و باران ، می دانم چشم انتظار است. همین چند وقت پیش که برف آمد
کد خبر: ۳۷۰۰۲
و نتوانستم بروم ، نگران شده بود.
فکر کرده بود بلایی سرمان آمده و همه اش شکایت کرد که چرا خبر ندادی. نگاهش کردم. چه می توانستم بگویم ، چون اگر قرار بود چیزی بگویم باید می گفتم توی این زندان نشسته ای و دستور می دهی ، بچه ها درسشان عقب نیفتد. مریض نشوند. کرایه خانه را سر موقع بده. به بچه ها خوب برس. تندتند به من سر بزن و...
آن وقت فکر نمی کنی من با این همه مسوولیت چکار کنم؛ برای همین فقط نگاهش می کنم و چیزی نمی گویم ؛ ولی کاش می توانست زخم انگشت هایم را ببیند.
کاش متوجه نگاه خسته ام می شد. ای کاش می دانست چرا سکوت می کنم و چیزی نمی گویم. دلم می خواهد چشمهایم را روی هم بگذارم. خسته ام. خیلی زیاد خسته هستم.
انگار این درد تمامی ندارد.

در تعاریف جامعه شناسی زنانی که بدون حضور منظم و یا حمایت یک مرد، سرپرستی خانواده را به عهده دارند و مسوولیت اداره اقتصادی خانواده و تصمیم گیری های عمده حیاتی به عهده آنهاست را زنان سرپرست خانواده می گویند. این زنان به چند دسته عمده تقسیم می شوند.
زنانی که شوهرانشان در زندان هست جزو یکی از این دسته ها قرار می گیرند. طبق آمار رسمی در کشور ایران ، حدود یک میلیون و 37 هزار خانوار ایرانی ، معادل 5/8 درصد کل خانوارهای کشور، به وسیله زنان سرپرستی می شوند.
این در حالی است که آمارهای غیررسمی اعلام می کنند این جمعیت خیلی بیشتر از یک میلیون خانواده است و رقم 3میلیون را نشانه می گیرد.
با استفاده از همین آمار می توان به نتیجه ای مهم دسترسی پیدا کرد. این که حدود 4/3 میلیون کودک در کشور تحت سرپرستی زنان هستند.
از این رقم حدود 55 درصد از زنان سرپرست شهری و 70درصد را زنان سرپرست روستایی تشکیل می دهند که بیش از 29 درصد آنان زیر خط فقر زندگی می کنند؛ بنابراین اگر باور داشته باشیم که زنان در سطح جامعه با مشکلات ویژه خود دست و پنجه نرم می کنند، می توانیم به جرات بگوییم این مشکلات درخصوص زنانی که همسرانشان در زندان هستند نمود بیشتری دارد؛ زیرا شواهد نشان می دهد آنان قربانی یکسری آسیبهای اجتماعی می شوند و یا هستند.
فقر مالی ، خلاء عاطفی ، عدم جایگاه فرهنگی ، بی سوادی و... بر مشکلات این دسته از زنان اضافه شده و کارشان را سخت تر می کند.
فاطمه کوکبی ، 32 ساله است و شوهرش در زندان به سر می برد. او می گوید، از سواد کافی برخوردار نیست ، برای همین مجبور به کارهایی می شود که زیاد خواهان آن نیست.
وی هم اکنون به عنوان خدمه یکی از بیمارستان ها مشغول به کار است و 2 فرزند نیز دارد.
از سوی دیگر فقر و بیسوادی بار مسوولیت او را زیاد کرده است. برای همین کار مناسب و پردرآمدی نمی تواند داشته باشد. دستمزد پایین و یا اختصاص داشتن در مشاغل نیمه تخصصی و فقط خدماتی ، بخشی از مشکلات زنان سرپرست خانواده است.
مشکل اساسی در آنجا بیشتر نمود پیدا می کند که رئیس سازمان بهزیستی اعلام کرد نیمی از یک میلیون و 300 هزار نفر زن سرپرست خانوار در کشور بیکار هستند. فقر، کم سوادی یا بیسوادی ازجمله مسائلی است که زنان سرپرست خانوار با آن دست به گریبان هستند و برای همین نمی توانند شغل مناسب و پردرآمدی را از آن خود کنند.
رو آوردن به مشاغل خدماتی سطح پایین و یا بیکاری کنار اجبار در تامین هزینه های زندگی ، همگی مدخلی می شود برای ورود زنان به سوی آسیبهای اجتماعی.
اما به عقیده کارشناسان مشکل اصلی زنان سرپرست خانواده غیر از بعد اقتصادی و اشتغال ، عدم حمایت های اجتماعی است. بدین معنی که حمایت های اجتماعی از قدرت پایینی برخوردار هستند و نمی توانند نیازهای این خانواده ها را تامین کنند.
شهره صارمی - که 2 سال است همسرش در زندان به سر می برد - می گوید: «پس از به زندان رفتن شوهرم ، حتی خانواده خودم حاضر به کمک نشدند. آنان معتقدند من کار می کنم و می توانم خرج فرزندانم را بپردازم.»
شاید در این مقطع است که حمایت های دولتی مفهوم پیدا می کند. این گونه حمایت ها که می تواند از سوی ارگان های خاصی ارائه شود، راهکار خوبی برای کمک رسانی به زنان سرپرست خانواده است.
آمار اعلام شده ، نشان می دهد هر ساله تعداد زنانی که عهده دار تامین خانواده می شوند به خاطر عواملی چون طلاق ، اعتیاد و فقر مالی در حال گسترش است و اگر دولت بتواند طرحهای اشتغالزایی را برای این قشر از زنان فراهم کند، می تواند از طریق غیرمستقیم ، نه با دادن مستمری ، بیش از نیمی از مشکلات اقتصادی این قشر را برطرف کند.
اما زنان سرپرست خانواده از سوی دیگر نیز تحت فشار هستند. بدین معنی که آنان از خلائ عاطفی شدیدی رنج می برند و زنانی که همسرانشان در زندان به سر می برند غیر از تحمل این خلائ عاطفی ، باید شاهد شنیدن و نگاههای تحقیرآمیز اطرافیان باشند زیرا هر چه باشد واژه زندان و زندانی در جامعه از بار منفی برخوردار است و چه بسا زنان و فرزندان مردانی که در زندان به سر می برند مجبور به دروغ گفتن و مخفی کردن زندانی بودن مرد خانواده باشند.
به همین علت است که نقش بازی کردن نیز فشارهای روانی خاص خود را بر خانواده تحمیل می کند و آنان را وامی دارد با دیدی منفی و نگرشی بدبینانه به اطراف خود نگاه کنند. سینا خاکپوری ، 17 ساله و محصل می گوید: «یک ماه است پدرم به خاطر شکایت یکی از طلبکارهایش به زندان افتاده است.
توی این یک ماه ، من به همکلاسی هایم به دروغ گفتم که پدرم رفته مسافرت برای کار و از این رفتارم بسیار ناراحت هستم.»
زنان سرپرست خانواده معمولا احساس تنهایی ، انزوا، طردشدگی و عدم درک از سوی دیگران می کنند. چه بسا فقدان حمایت های اجتماعی در خصوص بعد روحی روانی و عاطفی یکی از دلایل همین انزواهاباشد.
آنان بدون وجود شریک زندگی مجبورند با همه سختی ها و گرفتاری ها بسازند و هیچ پاداش معنوی دریافت نکنند. همین عامل در طولانی مدت اعتماد به نفس و کارایی آنان را تضعیف می کند.
بحث طلاق ، از دیگر مواردی است که در این خانواده ها شکل می گیرد و به عنوان یکی از آسیبهای اجتماعی رایج میان آنان مطرح می شود.
کارشناسان دلیل بالا بودن طلاق را بین خانواده هایی که مردانشان در زندان هستند این گونه تعبیر می کنند: زمانی که زن از نظر اقتصادی ، عاطفی و اجتماعی به مرد وابسته است و ناگهان جای او را در خانه خالی می بیند، در ابتدا می کوشد این جای خالی را پر کند؛ بنابراین فشارهای روانی ، روحی و اقتصادی زیادی را تحمل می کند. زنان در این مقطع 2 دسته می شوند.
دسته اول کسانی هستند که با تمام مشکلات راهشان را ادامه می دهند تا همسرشان از زندان آزاد شود و دسته دوم زنانی هستند که این وضعیت را نمی توانند تحمل کنند و از همسرشان جدا می شوند و این زنان معمولا به کسی پناه می برند که بتواند جای خالی همسر زندانی شان را برایشان پر کند.
نباید فراموش کرد که بی سرپرست بودن این قشر راه ورود آنان را به آسیبهای اجتماعی هموارتر می کند، چون آنان بیش از دیگران در معرض تبعیض های اجتماعی و فشارهای روانی قرار دارند. در این میان آن گروه از زنانی که به دلایلی عهده دار مسوولیت نگهداری فرزندان و تامین مخارج زندگی خود می شوند، آسیبهای بیشتری را در برابر خود می بینند و شاید رفع این مشکلات را بتوان در فراهم آوردن زمینه های افزایش سرمایه و اشتغالزایی زنان سرپرست خانوار و تلاش برای ارتقای بهداشت روانی و اعتماد به نفس زنان دانست.
همچنین افزایش مشارکت های مردمی ، جلب همکاری و مساعدت سازمان هاو نهادهای دولتی و خصوصی را نیز می توان جزو راه حل های مناسب برای کم کردن مشکلات زنان شاغل دانست.
نباید فراموش کرد که مشکلات زنان همیشه وجود دارد، بنابراین جمع کردن آنها و ارائه راه حل برای مشکلاتشان نمی تواند در یک برنامه کوتاه مدت خلاصه شود.
برای ریشه کن کردن مشکلات باید همیشه به فکر بود.

پاکسیما مجوزی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها