در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گرچه این نوع صحبت کردن دیگر عادت علی دایی شده است، اما بیشک از او که وقتی به حرف میآید، از همه چیز ایراد و بهانه میگیرد، انتظار این است که در حین شکست نیز مسوولیت عملکرد خود را پذیرفته و به نوعی از فرافکنی و انداختن توپ در زمین دیگران پرهیز کند.
دایی هر چقدر هم که بخواهد خود را بزرگ ببیند ، از خوزه مورینیوی پرتغالی در عالم مربیگری بزرگتر نیست که بعد از باخت در ال کلاسیکو و آن هم با نتیجه ویرانگر 5 بر صفر به بارسلونا و مربی جوانش (پپ گواردیولا) پشت میز کنفرانس خبری پایان بازی مینشیند و ضمن پاسخگویی به سوالات خبرنگاران اقرار میکند که در جنگ تاکتیکی بازی، مغلوب اندیشههای همتای خود در تیم کاتالانها شده است.
یقینا علی دایی به عنوان یک مربی تحصیلکرده نمیتواند چشمان خود را روی حقایق امروز فوتبال بسته و عملکرد خود را برای یک بار هم که شده از نظر نگذراند. او در نیمه دوم بازی با سپاهان که به نیمه مربیان معروف است، جنگ اندیشه و تفکرات تاکتیکی را به امیر قلعهنویی باخت تا با دو تعویض بحثبرانگیز خود، نبض بازی را به حریف واگذار کند.
بیرون کشیدن آرفی و فشنگچی از زمین، به جای آنکه در روند بازی پرسپولیس تاثیرمثبتی بر جای بگذارد، دقیقا به سود حریف شد تا در طرف مقابل قلعهنویی با دو تعویض طلایی و گسیل محرم نویدکیا و یانوش به زمین، تیمش را به سوی بردی پرگل در آزادی هدایت کند، جدا از این مساله دایی باید پاسخ دهد که چرا خط دفاعی تیمش تا این حد متزلزل است و چرا در این شرایط، مهره تاثیرگذار دفاعش (شیث رضایی) را از تیم اخراج کرده است؟ داستان کریم باقری نیز که شرایط خاص خود را دارد و سرمربی پرسپولیس باید با تامل لازم در تفکرات و تصمیمات خویش در این مدت، در سیاستهایش بازنگری و تجدید نظر کند زیرا فرصتها برای او یا هر مربی دیگری غیرقابل بازگشت هستند. نکته مهم در این ارتباط آموختنهای تازه و به کاربردن نکات علمی فوتبال در تمرینات و بازیهاست . بی شک هر مربی حاذقی نمیتواند خود را از آموختن جدید بینیاز ببیند.
حجتالله اکبرآبادی
دبیر گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: