در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صحبت را از نقش صدا در گویندگی شروع کنیم.
من عقیده دارم نباید به صدای خوب غره شد. رادیو برای مردم است و اگر مرا نخواهند باید بروم. وقتی صدا با یک سرماخوردگی میگیرد، وقتی ذرهای از غذا در گلو میپرد و صدا میگیرد، چرا باید غره شد. درخت هرچه پربارتر باید سر به زیرتر باشد. در فیلم «محمد رسولالله» و در پلانی که به پیامبر وحی میرسد هم میبینیم که خدا میتوانست با تصویر با پیامبر صحبت کند یا مثل پیامبرهای دیگر در عالم خواب به آنها وحی برسد. حتما صدا یک چیزی دارد که خداوند به واسطه جبرئیل از طریق صدا با پیامبرش ارتباط برقرار میکند. این صدا ارثی هم هست. در تئاتر 3 عنصر اصلی داریم؛ حس، حرکت، بیان. اگر فردی این 3 اصل را رعایت کند موفق میشود. من معتقدم زکات صدا را باید داد، مثلا این که در راه درست از آن استفاده کنیم. در کارهای مذهبی سلام اول که به آن امام مدنظر میدهم، برای من خیلی لذتبخش است.
انشاءالله که نظر و خواسته خودشان بوده که گوینده کارشان من ناچیز باشم. من در رادیو با عشق و علاقه کار میکنم و اصلا دستمزد رادیو برای من مهم نیست. هر محبتی که از سوی شنوندگان به ما میشود خدا قوتی است برای ما و هر پیامکی نوعی مهر تایید بر کار ماست، حتی اگر انتقادی باشد.
خیلیها اعتقاد دارند بین اجرا و گویندگی تفاوتهای اساسی است. اجرا حس را ندارد، اما گوینده مجبور است برای بقای خود حس را منتقل کند. نظر شما در این مورد چیست؟
ما در رادیو اجرا نداریم و این مساله به تلویزیون برمیگردد. در سیما اجرا خیلی با گویندگی در رادیو متفاوت است. در رادیو یک موسیقی داریم و یک سری افکت. ولی در تلویزیون مردم به تصویر نگاه میکنند. مجری تلویزیون در کنار تصویر گل، میگوید گل زیباست و از مزیتهای آن میگوید، اما گوینده رادیو باید با صدا، خوب صحبت کردن و حسی که دارد گل را به دست شنونده بدهد تا آن را بو بکند و دوباره نزد خود نگه دارد.
علاقه شخصی شما در گویندگی در چه برنامههایی است؟
علاقه شخصی من این است در هر برنامهای که هستم فاصله گوینده و مخاطب را کنار بگذارم. شنونده خیال نکند با غولی روبهرو است که همان گوینده است. ما هم از خود مردم هستیم. دوست دارم گوینده دروغ نگوید.
چه شد که در فیلم «ملک سلیمان» صحبت کردید؟
من در فیلم مستندی در رابطه با حج با آقای «مجتبی فراورده» آشنا شدم. ایشان تهیهکننده «ملکسلیمان» بودند و در قسمت صداگذاری با من تماس گرفتند و از من خواستند در بخش تبلیغ و صداهای وحی در فیلم همکاری کنم. باورم نمیشد. شرکت در این فیلم برایم افتخاری بود. با دیدن این فیلم متوجه میشوید که ایرانیها میتوانند کاری را ارائه بدهند که بالاتر از سطح بینالمللی است.
در فیلم ملکسلیمان شما دوست داشتید چه تصویری را و چگونه در ذهن شنونده ارائه دهید.
این صدایی که من صحبت کردم یا صدای وحی است یا یکی از فرشتگان مقرب حق. فضایی که من سعی کردم ایجاد کنم این بود که بیننده احساس نکند خداوند غریبه است؛ بلکه حس کند عزیزی مهربان است که نگران حرکات مخلوقاتش است. امیدوارم این طور هم باشد و بیننده یک آرامشی بگیرد. در عین حال که خداوند متعال، خیلی محکم و استوار است، بسیار رئوف و مهربان هم هست.
انتهای آرزوی شما در رادیو و صداپیشگی چیست؟
اینکه یک خاطره خوش بماند و اگر روزی از این دنیا رفتم بگویند خدا پدر او را بیامرزد و دعای خیری برای پدرم بماند. ایشان خیلی مشوق من بودند. برعکس شغلش که یک نظامی بود ... نکته دیگر اینکه از یاد نروم. اگر من مردم را فراموش نکنم قطعا آنها هم مرا از یاد نخواهند برد و بزرگترین آرزویم این است که روزی لایق باشم و خبر ظهور آقا امام زمان را پشت میکروفن رادیو اعلام کنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: