متهم 25 ساله که حسن نام دارد هیچ علاقهای نداشت پدرش ازدواج مجدد کند و وقتی نتوانست پدرش را قانع کند رفتاری ناپسند را برگزید.او میگوید: مادرم سالها پیش فوت شده بود و پدرم تنها زندگی میکرد با این که من خودم متاهل بودم و نمیتوانستم در خانه پدرم و نزد او باشم مرتب به وی سرمیزدم و توقع نداشتم او به فکر ازدواج مجدد بیفتد مخصوصا اینکه سنش بالا بود و چنین کاری ما را انگشتنما میکرد.
با وجود مخالفتهای حسن پدر او به نام فرخ با زنی 35 ساله به نام هستی آشنا و به او علاقهمند شد و توانست موافقتش را برای ازدواج جلب کند.متهم به قتل توضیح میدهد:وقتی شنیدم پدرم زنی 35 ساله را برای ازدواج انتخاب کرده است عصبانیتر شدم ولی هر کاری کردم نتوانستم مانع این وصلت شوم.بعد از این ازدواج بود که حسن تمام تلاشش را برای ابراز مخالفت و عاصیکردن مادرخواندهاش بهکار گرفت و سرانجام او را کشت، این مرد میگوید: من به رفتار نامادریام مشکوک شده بودم. روز حادثه سر همین موضوع با او جر و بحث کردم و کنترل خودم را از دست دادم و با چوب بشدت وی را کتک زدم و با یک تکه سیم وی را خفه کردم.
به این ترتیب جرمی سنگین در پرونده حسن ثبت شد و او این روزها در زندان به سر میبرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم