در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روشن، نماینده دادستان تهران میگوید: شاهین خود اقرار کرده است که با چاقو به مقتول ضرباتی زده است و این ضربات با توجه به اینکه به سر مقتول (سینا) زده شده کشنده بوده است، بنابراین شاهین نمیتواند ادعا کند قصد قتل نداشته است. زمانی میتوان گفت قاتل قصد قتل نداشته که به جایی حساس ضربه وارد نشود. همه میدانند سر یکی از نقاط حساس بدن است و ضربهای کوچک هم میتواند باعث مرگ شود.
روشن، ماجرای پرونده را اینطور توضیح میدهد: یک سال پیش در منطقهای در جنوب تهران خبر قتل جوانی به ماموران داده شد. زمانی که ماموران در محل حاضر شدند، جسد را به بیمارستان منتقل کردند.
اهالی به ماموران گفتند ضارب جوانی به نام شاهین بوده است و زمانی این قتل را مرتکب شده است که همسر صیغهایاش نیز کنارش بوده است. چند روز بعد شاهین دستگیر شد و قتل را پذیرفت و گفت که او ضربه را زده است. اما حالا میگوید همسرش هم در صحنه بوده است و شاید ضارب همسرش باشد. به نظر میرسد این ادعای جدید به خاطر حکمی است که در انتظار شاهین است. او خود را در معرض خطر احساس میکند. به نظر دادسرا سینا به دست شاهین کشته شده است.
روشن در مورد انگیزه قاتل میگوید: شاهین مدعی است مقتول مزاحم همسرش شده و قصد ربودن و آزار او را داشته است؛ ادعایی که ثابت نشده است.
به نظر میرسد او در این خصوص تحریک شده و همسرش با تلفنی که به شاهین کرده ماجرا را طوری وانمود کرده که شاهین بشدت تحریک شده و مرتکب قتل شده است.
شاهین مدعی است مقتول قصد داشته او را با چاقو بزند و میگوید او با زدن مقتول جان خود را نجات داده است، اما نماینده دادستان تهران این ادعا را رد میکند.
وی میگوید: این حرف درست نیست، چراکه به گفته شاهین او مقتول را به زمین زده و سپس به او حمله کرده است. کسی به زمین افتاده نمیتواند به کسی حمله کند، ضمن اینکه مقتول بعد از وارد آمدن ضربه بلند شده و راه رفته است. اگر او قصد کشتن داشت که فرار نمیکرد، میماند و سعی میکرد به شاهین ضربهای بزند. آن طور که در پرونده منعکس شده به نظر میرسد شاهین بشدت عصبانی شده و از آنجایی که نتوانسته عصبانیت خود را کنترل کند دست به قتل زده است. او و همسرش 2 نفر بودند، بنابراین آنها میتوانستند بر مقتول غلبه کنند و لازم نبود که دست به قتل بزنند.
شاید همسرم زده باشد
شاهین ادعا میکند نمیداند ضربه کشنده را او زده است یا همسرش به این دلیل قتل را به گردن نمیگیرد.
چه مدتی بود که ازدواج کرده بودی؟
با همسر اولم ساناز 4 سال و با همسر دومم که همسر عقدیام بود یک سال.
چطور توانستی با 2 زن ازدواج کنی. آنها هر دو جوان هستند و زنان جوان به این موضوع اعتراض میکنند؟
همسران من اعتراضی نداشتند. من خودم هم 30 ساله هستم، اما با هر دو آنها رابطه خوبی دارم. من همسرانم را دوست دارم و در حال حاضر هر دو آنها هستند.
از روز قتل بگو و اینکه چرا مقتول را کشتی؟
آن شب همسر اولم ساناز با من تماس گرفت و گفت که کمک لازم دارد و مردی میخواهد او را بدزدد. من هم بلافاصله چاقو برداشتم و بیرون رفتم، به مقتول حمله کردم و او را زدم اما به یاد ندارم ضربهای که به گردنش خورده و باعث مرگ او شده است، ضربه من باشد. من فقط به سرش ضربه میزدم.
اما تو اعتراف کردی؟
بله قبول دارم، من قتل را قبول کردم. اما در بازجوییها گفتهام که همسرم هم به من گفت ضربهای زده است، البته این حرف من به این دلیل نیست که میخواهم قتل را از گردن خودم دور کنم.
چرا همسرت در بازجوییها اعتراف نکرد؟
نمیدانم شاید به این خاطر که میترسید.
همسرت چاقو داشت؟
بله او همیشه در جیبش چاقو میگذاشت، میترسید و وجود چاقو به او احساس امنیت میداد.
پلیس چاقوی او را هم کشف کرد؟
پلیس هیچ چاقویی کشف نکرد، نه چاقوی من و ساناز و نه چاقوی مقتول. در پرونده هیچ چاقویی نیست.
مدعی هستی که مقتول به تو حمله کرده است، چرا هیچ جای چاقویی در بدن تو نیست؟
من زخمی شده بودم و بعد از این که از مقتول جدا شدم به بیمارستان رفتم. دستم را پانسمان کردند و به من گفتند تو باید عمل کنی و بخیه داخلی بزنی، اما من از ترس فرار کردم و نتوانستم کاری بکنم. وقتی دوستم گفت مقتول مرده است خیلی ترسیدم و به خانه مادرم فرار کردم.
در پرونده آمده است که تو سابقه داری. آیا این درست است؟
بله من چند سابقه دارم. مدتی هم اعتیاد داشتم، اما سالهای زیادی است که اعتیادم را ترک کردهام و پاک پاک هستم. حالا هم درست و سالم زندگی میکنم .
زندگیات را چطور اداره میکردی؟
من جلوبندیساز هستم و درآمد خوبی داشتم. زندگیام راحت بود و میتوانستم هر دو همسرم را اداره کنم.
در حال حاضر همسرانت چه میکنند؟
همسر اولم با همسر دومم زندگی میکند و آنها با هم هستند و سعی میکنند مشکل من را حل کنند.
میدانی اگر حرفی که تو و شاهدان در دادگاه زدی درست باشد، همسر اولت به عنوان قاتل بازداشت خواهد شد.
بله میدانم. من نمیخواهم او را متهم کنم. من تا به حال هم به خاطر دفاع از همسرم در زندان بودهام و اگر قتل کار من باشد، مسوولیت آن را قبول میکنم، اما نمیدانم واقعا این کار را من کردهام یا همسرم. اگر همسرم کرده باشد من نباید به جای او مجازات شوم.
ساناز ضارب است
شاهدان پرونده شاهین در دادگاه حرفهایی زده اند که این پرونده پیچیدهتر شد و قضات را بر آن داشت که تحقیقات بیشتری در این خصوص انجام دهند.
یکی از این شاهدان که همسایه شاهین است و رابطه دوستانهای نیز با آن خانواده دارد، میگوید: آن شب شاهین به مقابل خانه ما آمد، ما در واحد روبهروی هم زندگی میکردیم. او از من کلید در ورودی را خواست و گفت که همسرش در خطر است، من هم کلید را به او دادم. چند دقیقه بعد شوهرم با من تماس گرفت و گفت که شاهین کسی را کشته است. ما میدانستیم پلیس به سراغ ما خواهد آمد. به همین خاطر آن شب در خانه نماندیم، اما چند روز بعد وقتی من به خانه برگشتم، پلیس من را دستگیر کرد و من هم همه چیز را گفتم.
این زن جوان به گفتههای همسر شاهین بعد از آزادیاش اشاره میکند و میگوید: وقتی شاهین و همسرش بازداشت شدند، چند روز بعد ساناز آزاد شد. به سراغ من آمد یک روز که داشتیم به همراه ساناز به خانه میرفتیم از محل قتل عبور کردیم، او تنش شروع به لرزش کرد و گفت اینجا بود که پسر جوان جلوی من را گرفت. کمی که جلوتر رفتیم گفت همین جا بود که شاهین با او درگیر شد و من هم وقتی شاهین داشت به او چاقو میزد، ضربهای زدم. او در برابر من اعتراف کرد، اما چون میترسید در اینباره به پلیس چیزی نگفت.
وی ادامه میدهد: البته باید این نکته را هم اضافه کنم، وقتی که شب حادثه من و شوهرم به جایی که شاهین و ساناز بودند رفتیم من دیدم در دست ساناز دو چاقو هست و خودش هم خونآلود شده است، به نظر من او ضارب است نه شاهین.
برخی از قضات محاکمهکننده بر این باورند که این زن به خاطر کمک به دوست شوهرش این حرفها را میزند، اما او میگوید اینطور نیست اگر قصد من نجات جان شاهین بود، همان روز اول در اداره اگاهی میگفتم که ساناز ضارب است، اما این کار را نکردم و هر آنچه شاهین گفته بود را توضیح دادم حالا هم هر آنچه ساناز گفته است را برای قضات توضیح دادم. به من ربطی ندارد این قتل را چه کسی مرتکب شده است من فقط آنچه را دیدم و شنیدم به دادگاه گفتم.
داوود ابوالحسنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: