آرزو نداشتن بر جوان عیب است

این جمله را همه ما بارها شنیده‌ایم که «آرزو بر جوان عیب نیست»، اتفاقا این جمله وقتی عنوان شده که کسی داشته از هدف یا آرزویی حرف می‌زده. مثلا می‌گفته که می‌خواهد در فلان رشته تحصیل کند یا فلان شغل را داشته باشد یا این که آرزو دارد ماشینش یکی از بهترین مدل‌های دنیا باشد و آرزو‌هایی از این دست که اتفاقا چندان دور از دست هم نیستند و بعد جواب اطرافیان نسبت به چنین حرف‌هایی در اغلب موارد این بوده که آرزو بر جوان عیب نیست!
کد خبر: ۳۶۹۰۷۵

متاسفانه چنین جمله‌هایی که بار منفی‌شان؛ منفی بی‌نهایت است و مثل پتکی می‌تواند بر سر تمام اشتیاق شما کوبیده شود، چندان هم کم نیستند. در حالی که در بسیاری از فرهنگ‌ها نداشتن آرزو بیشتر عیب به شمار می‌رود، حتی اگر این آرزو بیشتر از هدف به رویا، نزدیک باشد. بیاییم با خودمان صادق باشیم.

چه باور داشته باشیم، چه نه، خیلی از کتاب‌ها یا برنامه‌هایی که با محور مثبت‌اندیشی در کشور ما یا سایر کشور‌های دنیا نوشته یا تولید شده‌اند اتفاقا همین باور را توصیه می‌کنند.

مستند راز که اتفاقا چند بار از شبکه 4 خودمان پخش شده دقیقا بر این باور تاکید داشت که آرزوهایتان را دست‌کم نگیرید و با تصویرسازی از آنها به تحققشان کمک کنید.

در قسمتی از این مستند، یکی از کسانی که بر همین اعتقاد بود تعریف می‌کرد، در گذشته عکسی از خانه دلخواهش را همیشه همراهش داشته، بعد از مدتی صاحب خانه‌ای شده و در اسباب‌کشی به خانه جدید، ناگهان به همان عکس برمی‌خورد، عکس موردنظر کاملا به خانه جدیدش شباهت داشته است.

شاید بتوان خلاف چنین مواردی را به مقدار زیادی پیدا کرد، اما از طرفی همه ما این تجربه را داشته‌ایم که چیزی را با تمام وجود خواسته‌ایم و اتفاقا به آن رسیده‌ایم. پس چندان چیز غریبی نیست که آرزویی در سر داشته باشیم و برای رسیدنش تلاش کنیم. حتی برایش رویاپردازی کنیم و هر شب با رویای آن به خواب رویم!

ناگفته نماند که تعریف از آرزو هم متفاوت است، مثلا آرزوی بزرگ کسی می‌تواند آرزوی کوچک دیگری باشد. اگر همه آرزوی آدم‌ها رفتن به دانشگاه باشد و آرزوی فرد دیگری تحصیل در دکترای یک رشته، نمی‌توان آرزوهای این دو نفر را روی کفه ترازو گذاشت و گفت که آرزوی نفر دوم خیلی بزرگ‌تر و بهتر است.

آرزوهای آدم‌ها براساس توانایی‌ها، سلیقه‌ها، فرهنگ‌ها، نیازها، خواسته‌ها و حتی سبک زندگی آنها تعریف می‌شود و قابل ارزشگذاری نیست. مثال دیگر همین موضوع به آرزوهای هر کداممان از کودکی تا جوانی برمی‌گردد. این که اغلب پسرها آرزویشان در مورد شغل آینده خلبان شدن بود و بیشتر دخترها می‌خواستند پرستار یا دکتر شوند، اما این آرزوها در زمان جوانی تفاوت آشکاری دارد. آرزوی هر کسی متعلق به خودش است و اتفاقا قابل احترام.

دو صد گفته چون نیم کردار نیست

هر چقدر هم که آرزو و هدف داشتن خوب و مثمرثمر باشد یادمان باشد که آرزوی خشک و خالی هم مثل کندوی بی‌عسل است.

حتی اگر فهرست آرزوهایمان به 100 دفتر برسد، اما در عمل فقط شب‌ها، در بستر گرم و نرم برای خودمان رویاپردازی کنیم و خواب‌های خوش ببینیم، همان بهتر که هر روز بشنویم آرزو بر جوان عیب نیست که در این صورت رسما عیب است.منظور از آرزو در همه جملات بالا، رسیدن به هدفی است که شاید خیلی بزرگ به نظر برسد، اما با تلاش و برنامه قابل رسیدن است.

مثلا اگر شما برای خریدن ماشین مورد علاقه‌تان نیاز به 5 میلیون تومان پول بیشتر دارید، می‌توانید این آرزو را به فهرست آرزوهایتان اضافه کنید و به جای این‌که هر شب، فقط به تصویر خودتان در ماشین دلخواه بسنده کنید، کمی هم تلاش کنید. از دوست و همسایه در مورد راه‌های رسیدن به وام خودرو سوال کنید، به افزودن ساعت‌های اضافه‌کاریتان بیندیشید، انواع روش‌های لیزینگ خودرو را بسنجید، به شغل دوم بیندیشید و به هر حال بدانید که راه‌های رسیدن به آرزویتان کم نیست، اما کمی همت و خواست واقعی می‌خواهد.

بهتر است یادمان باشد رسیدن به هر آرزویی در هر حد و اندازه‌ای، قبل از هر چیزی با تلاش و اراده خودمان ارتباط مستقیمی دارد، پس اگر حرفی از آرزویی به زبان می‌آوریم، به دنبال شرایط لازم برای تهیه‌اش هم برویم.

کجایی آرزو که جوانیت به خیر!

بدانید و آگاه باشید که آرزو هم مثل ماهی است، هر وقت از آب بگیرید تازه است، اگر الان 35 سال دارید و در یکی از رشته‌های مهندسی تحصیل کرده‌اید و کار می‌کنید، اما همیشه آرزو داشته‌اید که در رشته ادبیات درس بخوانید، هنوز دیر نشده، مگر این‌که تنبلی کنید.

حتی اگر وقت ادامه تحصیل در همه دانشگاه‌های موجود را که ظرفیت‌شان حالا بیشتر از تعداد شرکت‌کنندگان شده! ندارید، راه‌های دیگر را امتحان کنید.

مثلا اگر آرزوی نویسنده شدن دارید در کلاس‌های مولاناخوانی، شناخت حافظ، داستان‌نویسی و همه این قبیل کلاس‌هایی که دقیقا به ادبیات نزدیک است، شرکت کنید.

دست کم می‌توانید به بخشی از آرزویتان برسید. در واقع در برخی از موارد لازم است که تعریفتان را از آرزویتان تغییر دهید که این به معنی نفی یا حذف آن آرزو نیست بلکه دسترسی به هدف با تغییر شکل میسر است.

آرزو داشتن برای سن و سال خاصی نیست و شما می‌توانید به اندازه روزهای عمرتان آرزو داشته باشید.

کمک به کسی، شاد کردن دوستی، دروغ نگفتن یا عصبانی نشدن می‌تواند آرزوی یک روزتان باشد. لازم نیست آرزوهایتان فقط متعلق به دوران خاصی از زندگیتان باشد و اگر در آن زمان به آنها نرسیده‌اید، پس دور آرزو داشتن را خط بکشید. اصلا می‌توانید آرزوهایتان را هر چند وقت یکبار به روز کنید.

نرسیدن به آرزو

نرسیدن به آرزو عیب نیست بلکه به زمین و زمان بد گفتن و ناامید شدن بخاطر نرسیدن به آرزو عیب است.

اگر آرزویتان را نوشتید، 100 بار برایش تصویرسازی کردید، 200 بار تا نزدیکش رسیدید، هزار بار برایش تلاش کردید و نشد، خودتان را سرزنش نکنید. علت‌یابی کنید، ریشه مشکل را پیدا کنید و اگر به نتیجه نرسیدید، آرزویتان را تغییر دهید. همین! و البته مطمئن باشید اگر تلاشتان درست بوده، در جایی دیگر، به شکل دیگر، نتیجه تلاشتان را در آرزویی دیگر خواهید گرفت.

کلا در مورد آرزوهایتان، خصوصا وقتی که راه‌های رسیدن به آنها بسته شد، خیلی سختگیر نباشید. اول این‌که راه‌های رسیدن به آرزوها زیاد است و دوم این‌که آنها آنقدر زیاد هستند که بتوانید سراغ بقیه بروید.

سعی کنید با آرزوهایتان زندگی کنید، دوستشان داشته باشید و بدون سرخوردگی همه راه‌های رسیدن به آنها را امتحان کنید.

پری جمالی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها