شرایط زندگی مردم شهرهای نفتی ایران در تمام سالهای گذشته بخوبی نشان داده که وقتی پای نفت و دلارهای حاصل از فروش آن در میان باشد، محیط زیست طبیعی و انسانی در درجه چندم اهمیت قرار میگیرد، اما داستان اکتشاف نفت در منطقهای وسیع از گرمسار در استان سمنان تا آران و بیدگل در استان اصفهان، حکایتی دیگر دارد. خبرش دیگر اندکی بوی کهنگی گرفته اما اصل ماجرا که در آن وزارت نفتیها میکوشند طرحهای اکتشافی خود را تا دل کویر مرکزی ایران ـ پارک ملی کویر ـ گسترش دهند و اینکه چرا سازمان حفاظت از محیط زیست باز هم تماشاگر یا حتی همدست طراحان شده است هنوز جای بحث دارد.
خبرها حکایت از این دارد که محمدیزاده، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست خودش با انجام لرزهنگاری و پس از آن اکتشاف نفت موافقت کرده، اما وقتی عملکردش در اینباره مورد سوال قرار میگیرد با این ادعا که بدون تخریب هم میتوان به نفت رسید به این جمله بسنده میکند که عملیات لرزهنگاری در اراضی محدودی از پارک ملی کویر انجام میشود و هیچ گونه آسیبی وارد نمیکند.
خیلیها این اقدام محمدیزاده برای صدور مجوز اکتشاف نفت را ضربه آخر مهمترین سازمان متولی حفظ محیط زیست بر پیکره نیمهجان محیط زیست کشور میدانند، اما شاید آن چیزی که کمی مغفول مانده رواج بیقانونی در این بخش، تلاش برای پنهانکاری بخشی از واقعیات و حذف نیروهای مخالف تخریب محیط زیست از گردونه تصمیمگیریها باشد.
ماده 8 آییننامه اجرایی قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست بدون هیچ گونه بند و تبصرهای بصراحت تاکید میکند که هرگونه عملیات عمرانی در پارکهای ملی ممنوع است، پس مشخص است که تکلیف کاری به بزرگی اکتشاف نفت در دل این پارک ملی چه میتواند باشد. کار باید متوقف شود یا حتی از ابتدا نباید شروع میشد؛ ولی وقتی محمدباقر صدوق، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست ـ که در سازمان حضور دارد اما در بسیاری از امور از جمله مراحل توافق سازمان با وزارت نفت برای اکتشاف در پارک ملی کویر حذف میشود ـ خیلی سربسته میگوید مواردی که در آن پارکهای ملی و دیگر مناطق حفاظت شده قربانی برخی مصالح سیاسی و اقتصادی شدهاند بسیار زیاد است، آن وقت میتوان نتیجه گرفت که در ذهن مسوولان، پارک ملی یا منطقه حفاظت شده مفاهیمی است که میتوان از راههای مختلف از آن گذشت.
سرانجام اکتشاف
عرصه ملی باشد یا پهنهای به نام زیست کره، باز هم فرقی نمیکند چون نفت ثروتی است که نمیشود از آن چشمپوشی کرد. البته جدال میان طبیعت و صنعتی آلاینده چون نفت خیلی از کشورهای جهان را درگیر کرده، اما وقتی پای این اکتشاف از گلیم قانون فراتر میرود و بدتر از آن، مسوولان برای توجیه پروژهها بخشی از واقعیت را کتمان میکنند، آن وقت این جدال رنگ و بویی دیگر میگیرد. محمدیزاده، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست معتقد است این پروژه نفتی در دل پارک ملی کویر به لرزهنگاری و اکتشاف محدود میشود و آسیبی به محیط وارد نمیکند و مرتضی فرید، مدیرکل دفتر امور زیستگاههای این سازمان اطمینان میدهد که مجوز اعطایی به وزارت نفت فقط برای اکتشاف آنهم با رعایت الزامات زیست محیطی است، ولی وقتی ترابی، نماینده مردم گرمسار خبر میدهد که برای این پروژه 4 ساله، 100 میلیون دلار سرمایهگذاری شده مگر میتوان باور کرد که این حجم از پول فقط برای اکتشاف نفت خرج شود ؟
وقتی مسوولان، دستاندازی به پارک ملی کویر را فقط برای اکتشاف یعنی فهمیدن اینکه آیا در دل کویر مرکزی ایران نفت وجود دارد یا نه و اگر هست مقدارش چقدر است، صورت دادهاند آنوقت باید این سوال را پرسید که مگر مرحله بعد از اکتشاف، حفر چاه و سپس استخراج و حمل نفت نیست؟
شاید امروز شهرهای نفتی ایران شاهدان زنده خوبی باشند برای اثبات این گفته که هر کجا پای اکتشاف باز شده در اندک مدتی پای استخراج و بهرهبرداری هم به میان آمده و چه بد که این بار یکی از ارزشمندترین ذخیرهگاههای جانوری و گیاهی جهان برای این کار انتخاب شده است.
آن گونه که کارشناسان میگویند اکوسیستم پارک ملی کویر بسیار حساس و شکننده است، اما اقدامات وزارت نفت میتواند تمام ویژگیهای منحصر بهفرد این منطقه را از بین ببرد، چون به دست آوردن نفت نیازمند تزریق گاز در لایههای زیرین زمین است و حتی اگر انسانها و تجهیزات نیز وارد پارک نشوند تزریق گاز باعث خروج حجم وسیعی از آب نمک به سطح زمین و در نتیجه ایجاد کویر نمکی دیگر در منطقه میشود. این در حالی است که دغدغههای آلودگی نفتی که میتواند منابع آب و خاک این منطقه را به مواد سمیای چون بنزن، تولوئن، اتیل بنزن، زایلن، رزین، آسفالتن و... آلوده و در نتیجه حیات جانوران و گیاهان منطقه را به خطر بیندازد همچنان دغدغههایی بیپاسخ است.
منابع طبیعی، قربانی مصلحتها
لرزهنگاری، اکتشاف، انفجارها، انتقال دستگاههای حفاری، حفر چاهها، استخراج لایههای گل و آب، ساختن جاده، عبور ماشینهای مخصوص حمل نفت، همه اینها یعنی تهدید حیات گیاهی و جانوری اما انگار مصلحت در این است که بنا به مصلحتهایی، همه حافظان محیط زیست و عرصههای منابع طبیعی در مقابل این اتفاقات سکوت کنند.
وقتی سازمان حفاظت محیط زیست ترجیح میدهد به جای احیای تالاب هورالعظیم نزدیک به 8 هزار هکتار از اراضی آن را برای عملیات اکتشاف نفت واگذار کند در حالی که میداند از حدود 64 هزار هکتار وسعت بخش ایرانی آن فقط 29 هزار هکتار آن اصالت زیست محیطیاش را حفظ کرده یا وقتی فعالان محیط زیست از خوزستان خبر میدهند که برای 90 چاهی که قرار است در میدان نفتی آزادگان حفر شود حدود 180 هکتار زمین کفایت میکند، اما هماکنون بیش از 7 هزار هکتار زمین برای آن واگذار شده، آن وقت اگر قائم مقام سازمان جنگلها و مراتع کشور نیز بگوید که از میزان خسارات ناشی از پروژههای نفتی آماری در دست ندارد نباید زیاد تعجب کرد.
شمسالله شریعتنژاد، قائم مقام سازمان جنگلها یعنی مهمترین متولی حراست از عرصههای منابع طبیعی کشور وقتی در گفتوگو با «جامجم» از مواضع سازمانیاش در قبال تخریبهای نفتی در عرصه منابع طبیعی کشور سخن میگوید آنقدر محتاط است که براحتی میتوان فهمید آنچه همیشه قربانی مصلحتها و توافقات میشود محیط زیست و منابع طبیعی کشور است.
او میگوید: نفس استخراج نفت از اعماق زمین به خاطر فاصله زیاد آن با سطح مشکلی ایجاد نمیکند اما آثار سطحی آن وقتی پدیدار میشود که اقداماتی چون پمپاژ نفت، راهسازی، لولهگذاری و در مراحل بعد، نشت نفت صورت میگیرد.
شریعتنژاد البته آماری از میزان خسارات وارده به عرصههای ملی بر اثر اکتشاف و استخراج نفت در سالهای گذشته ندارد و میگوید که تا به حال هیچ مطالعهای در این زمینه انجام نشده، اما تاکید میکند که در بازدیدهایش از مناطق غربی کشور بویژه گچساران وسعت این تخریبها را از نزدیک دیده است؛ اما او و سازمان متبوعش نیز انگار گرفتار همان مصلحتهایی هستند که موافقت با پروژههای نفتی را بر دفاع از حریم محیط زیست و اراضی ملی ارجحیت میدهد.
او میگوید: موضوع استخراج نفت، استراتژیک است. همه مملکت نیز در دست ما نیست و نمیتوانیم به خاطر برخی مصلحتها جلوی بعضی کارها را بگیریم. در واقع در چنین پروژههایی بررسی سود و زیان حاصل از آن بسیار مهم است، یعنی اگر سود استخراج نفت بیشتر از ضرر زیست محیطی آن باشد نمیتوان جلویش را گرفت و و خسارات وارده بر منابع طبیعی را باید جزیی از ضررهای آن پروژه قلمداد کرد.
این اظهارات، اصل قضیه اجرای تمام پروژههای عمرانی حتی آنها که بشدت مخرب محیط هستند را نیز میتواند بخوبی نشان دهد. اما حالا سوال این است که اگر روزی حیوانات ساکن پارک ملی کویر یا گیاهان منحصر بهفرد آن درست مثل مردم روستای لذه اهواز به خاطر بارش بارانهای نفتی محکوم به مرگ یا فرار از منطقه شدند آن وقت با سود حاصل از فروش چند میلیون بشکه نفت میتوان حیات از دست رفته را به این ذخیرهگاه طبیعی بازگرداند؟
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم