گفت‌وگو با کاظم معصومی ، کارگردان سریال خانه بی‌پرنده

تلویزیون جای سیاه مشق برای سینما نیست

سریال «خانه بی‌پرنده» را کاظم معصومی کارگردانی کرده است. معصومی از فیلمسازانی است که از سینما به تلویزیون آمد و آن‌گونه که از سخنانش برمی‌آید، در شرایط فعلی تمایلی به برگشت به سینما و ساخت فیلم سینمایی ندارد.
کد خبر: ۳۶۸۰۷۴

معصومی قبل از ساخت سریال خانه بی‌پرنده چند تله فیلم برای تلویزیون کارگردانی کرده است و انگار چنان از ساخت این فیلم‌ها راضی است که روی تله‌فیلم تعصب پیدا کرده و تمایل ندارد ساخت این‌گونه فیلم‌ها بدون حساسیت انجام شود و فقط حکم پرکردن آنتن را پیدا کند.

با معصومی به گفت‌و‌گو نشستیم تا درباره چگونگی ساخت سریال خانه بی‌پرنده که مدتی است پخش آن از شبکه تهران آغاز شده بیشتر بدانیم و او در این گفت‌وگو نظرات خود را درباره کار در تلویزیون و تولیدات این رسانه بیان داشت.

نسبت به سال‌های قبل فعالیت کمتری در عرصه سینما دارید. چطور شد که بعد از «طبل بزرگ زیر پای چپ» فیلم سینمایی دیگری نساختید؟

طبل بزرگ زیر پای چپ را در گونه سینمای جنگ ساختم و می‌دانستم که این فیلم، فیلم تجاری نیست و ممکن است نتواند بودجه خودش را برگرداند. این بود که به خاطر مسائل اقتصادی ادامه کار برایم مشکل شد. از طرفی پیشنهادهای خوبی هم در زمینه تله‌فیلم داشتم که ترجیح دادم به صورت جدی‌تر به آن فکر کنم.

بنابراین دنیای سینما را کنار گذاشتید و وارد حوزه ساخت تله‌فیلم شدید؟

کنار نگذاشتم. در این مدت طرح‌ها و فیلمنامه‌هایی را نوشتم و الان فکر می‌کنم، وقتش رسیده که یکی از آنها را بسازم. به‌ نظرم از تله‌فیلم تصور نادرستی وجود دارد و دلیل این تصور هم این است که بعضی از کارگردان‌ها تله‌فیلم را سطحی و سرسری می‌انگارند، در حالی که وقتی دوربین و بازیگر و امکانات در اختیار باشد دیگر فرقی نمی‌کند که فیلم برای نمایش در سینما ساخته می‌شود یا برای تلویزیون. مخاطب هر دو مردم هستند و شأن و احترامشان در هر صورت یکی است. مهم این است که فیلمساز مسوولیت و رسالت خود را بداند و به نحو احسن آن را انجام دهد. اگر کارگردان یا تهیه‌کننده‌ای به تله‌فیلم کمتر اهمیت می‌دهد به این خاطر است که از حوزه تعهدات و مسوولیت‌هایشان به‌درستی آگاه نیست. هر فیلمسازی باید بتواند دانش فنی و هنری خود را در قالب‌های مختلف نمایش بدهد. مثلا وقتی تله‌فیلم «قربانی» به من پیشنهاد شد، دوست داشتم که از یک دوربین ساده سفری استفاده کنم و تمام تجاربم را به وسیله آن به نمایش بگذارم، چون همیشه دوست داشتم ساخت یک فیلم35 میلیمتری را به صورت 8 میلیمتری تجربه کنم و قصه قربانی این نوع فیلمبرداری را ایجاب می‌کرد چون می‌خواستم تصویر و رنگ مستندگونه باشد، طوری که تکنیک توی چشم نزند. انگار کسی که کارش سینما نیست این فیلم را با دوربین معمولی ساخته است. تهیه‌کننده کار، آقای شریفی هم این پیشنهاد را پذیرفتند ولی این واهمه وجود داشت که مسوولان تلویزیون این هدف تکنیکی را درک نکنند. در نهایت فرشاد گل‌سفیدی که فیلمبردار بود پیشنهاد کرد که از یک دوربین نیمه حرفه‌ای استفاده شود و همین‌طور هم شد.

با این اوصاف از نظر درجه اهمیت تفاوتی بین فیلم سینمایی و تله‌فیلم قائل نیستید؟

منهای بودجه خیر. تله‌فیلم‌های بسیاری بعد از «طبل بزرگ...» پیشنهاد شد که از بین تمام آنها فقط تعدادی را که به نظرم ارزشمندتر بودند انتخاب کردم. اولین تله‌فیلمی که ساختم «اوهام» بود که در آن از تمام تکنیک‌ها و دانسته‌های سینمایی‌ام استفاده کردم و کار را بی‌اهمیت جلوه ندادم. این که تله ‌فیلم بار تجاری ندارد و بیشتر به محتوا اهمیت می‌دهد باعث می‌شود این حوزه و تمام تله‌فیلم‌هایی را که کار کردم دوست داشته باشم. در حال حاضر سینمای هنری ما از بین رفته است. اگر در سینما فیلم هنری ضد تجاری ساخته شود که با سلایق عامه مردم تناسب نداشته باشد، با شکست مواجه می‌شود. در این شرایط تله‌فیلم راه نجاتی برای زنده نگه داشتن سینمای فرهنگی و هنری است، چون می‌تواند با بودجه‌ای ساخته شود که پول خودش را برگرداند و در سینما هم دچار شکست نشود. اما متأسفانه نوعی خودنمایی وجود دارد که به دوربین دیجیتال اهمیت نمی‌دهند در حالی که بزرگ‌ترین فیلمسازان دنیا هم از امکانات دوربین دیجیتال در خلق آثارشان استفاده می‌کنند.

چرا فیلمسازان ما کار با دوربین دیجیتال را کم اهمیت‌تر فرض می‌کنند؟ آیا تله‌فیلم نمی‌تواند قالبی برای کسب تجربه محسوب شود؟

به خاطر شرایط تاریخی فیلمسازی ماست. یک عمر به بهانه این که جهان سوم هستیم ما را ندیده گرفته‌اند و ما می‌کوشیم خودمان را اثبات کنیم. در حالی که با این تصور خودمان تیشه به ریشه خودمان می‌زنیم. قالب فرقی نمی‌کند، چه دوربین حرفه‌ای باشد و چه غیرحرفه‌ای، دانش فیلمسازی است که باید نمود پیدا کند. چندی پیش فیلم کوتاهی در تلویزیون دیدم که با دوربین معمولی ساخته شده بود. فوق‌العاده فیلم قوی و قدرتمندی بود. خیلی از فیلم‌های کمدی سطحی که اکران می‌شوند با دوربین 35 ساخته شده‌اند و هیچ ارزشی هم ندارند. من موافق نیستم تکنیک سینما با تله‌فیلم تجربه شود، کارگردانانی که می‌خواهند با ساخت تله‌فیلم برای سینما تجربه کسب کنند باید فیلم‌های کوتاه بسازند، چون تلویزیون و تله فیلم جای سیاه مشق کردن نیست.

با این حساب می‌توان گفت از ساخت تله‌فیلم راضی هستید؟

بله .تله‌فیلم یک روزنه امید است. اگر یک فیلمنامه ارزشمند بار تجاری و سودآوری ندارد، روزنه‌ای به نام رسانه و نمایش خانگی وجود دارد. من دوست دارم آموخته‌هایم را به نمایش بگذارم و به همین خاطر از تله‌فیلم هم استقبال می‌کنم.

این احساس رضایت در مورد سریال‌سازی هم در شما وجود دارد؟

در مورد سریال‌سازی به نظرم شرایط مالی و اقتصادی تلویزیون تاثیر منفی روی تکنیک و کیفیت کار می‌گذارد. اگر دکوپاژی را در سینما یا تله‌فیلم اجرا کنم، نتیجه بهتری می‌دهد، چون در تله‌فیلم تقریبا روزی 5 دقیقه مونتاژ شده فیلمبرداری می‌شود. در نتیجه می‌توان دقت بیشتری در حرکات دوربین و بازی‌ها به خرج داد. اما در سریال باید 8 تا 10 دقیقه مونتاژ شده فیلمبرداری کرد تا بودجه کم نیاید. در تله‌فیلم و سینما زمان و فرصت خوبی است که بتوان دکوپاژ، نورپردازی، میزانسن و حرکات بازیگران و میزانپاژ وسایل صحنه را انجام داد ولی در سریال به خاطر کم بودن بودجه باید دو برابر این کار کرد و اگر بخواهیم همان حساسیت‌ها را در این مورد اجرا کنیم با کمبود بودجه مواجه می‌شویم. در خانه بی‌پرنده سعی کردم این اتفاق سوء نیفتد ولی از طرفی تأثیر منفی این مساله در مونتاژ دیده شد. خیلی جاها لازم بود صحنه‌هایی از سریال را حذف می‌کردم اما به خاطر عدم‌تناسب بودجه با تکنیک کار، مجبور شدم از این حذف کردن‌ها چشمپوشی کنم.

مشکل بودجه تلویزیون چطور باید حل شود؟ شاید مسوولان هم از این کمبود بودجه شکایت داشته باشند.

سریال‌هایی هستند که 15 تا 30 میلیارد خرج ساختنشان می‌شود و در هر روز 30 ثانیه فیلم می‌گیرند. اما تعداد این سریال‌ها خیلی کم است. حالا حساب کنید که درآمد تلویزیون از تبلیغات چقدر است. این درآمد به خزانه ملی واریز می‌شود. چرا به بخش فرهنگی برنمی‌گردد تا خرج کارهای فرهنگی و نمایشی و سریال‌سازی شود؟ هرگز 10 درصد این درآمدها هم به خود سازمان برنمی‌گردد. این سیاست نادرست است. باید درآمد‌زایی سازمان خرج خودش شود تا به کیفیت کار افزوده شود. البته این حرف‌ها را به حساب انتقاد نگذارید. اگر این مسائل را عنوان می‌کنم به خاطر این است که طرح مساله منجر به حل شدن این مشکلات شود.

فکر می‌کنید در صورتی که مشکلات مالی در مورد خانه بی‌پرنده وجود نداشت، نتیجه کار با الان تفاوت زیادی داشت؟

بله خیلی. از لحاظ ریتم تأثیر بسیاری داشت. حتما دکوپاژ و میزانسن تغییر می‌کرد. ضمنا همه فشار کمتری را متحمل می‌شدند و در نتیجه انرژی بیشتری را صرف کار می‌کردند. مثلا پیش آمد که یک روز 16 دقیقه مونتاژ شده گرفتیم، ولی اگر فیلمبردار بداند که قرار است 4 دقیقه مونتاژ شده بگیرد کیفیت نورپردازی را بالاتر می‌برد و تمرین و صحبت با بازیگران بیشتر می‌شود.

چطور شد که داستان خانه بی‌پرنده را برای کار انتخاب کردید؟

ابتدا وقتی آقای شریفی طرح داستان خانه بی‌پرنده را برایم تعریف کرد، رغبتی در من به وجود نیاورد و پیشنهاد کردم که کارگردان دیگری برای این پروژه انتخاب شود. بعد خانم شعله شریعتی وارد کار شدند و گره‌ها و موقعیت‌های دراماتیک فوق‌العاده زیبایی را به سریال اضافه کردند، شخصیت‌ها و روابط میان آنها را تغییر دادند و نقش ملیحه را به داستان اضافه کردند که تا قبل از آن وجود نداشت. در فیلمنامه اصلی قرار بود که در نهایت زیبا دختر حاج عباس و مرضیه باشد، اما خانم شریعتی با وارد کردن دختر دوم، شرایط دراماتیک قصه را به کلی دگرگون و از نو طراحی کردند و حساسیت و نگرانی در مورد حدس و گمان تماشاگر به اصل ماجرا کاملا منتفی شد و موقعیت‌های پرسوناژها و روابط حاکم بین آنها باعث شد که چالشی در مورد ویژگی‌های روحی ـ روانی شخصیت‌ها پیش بیاید و به لایه‌های درونی آدم‌ها رخنه کنیم و آنها را تجزیه و تحلیل کنیم. این ویژگی‌ها که به سریال افزوده شد، این انگیزه را در من به وجود آورد که دوباره جذب این سریال شوم و کارگردانی آن را به عهده بگیرم.

داستانی که درنهایت آماده ساخت شد، رضایتتان را جلب کرد؟

بله ولی انتقاد داشتم و می‌خواستم وقتی قصه از قسمت اول تا 32 نوشته شد، یک بازنگری در فیلمنامه انجام شود. مثل همان کاری که در سینما می‌کنیم. شاید خانم شریعتی خیلی موافق نباشد ولی به نظرم این بازنگری را در سریال کم داشتیم. این بازنگری کلی باعث می‌شد نظرات بازیگران و دیگر عوامل هم در فیلمنامه تاثیرات مثبتی را اعمال کند. نمی‌خواستم بازیگر صرفا حرکات فیزیکی جلوی دوربین انجام بدهد و برود. می‌خواستم که بیشتر وقت بگذارم و برای بهتر استفاده کردن از امکانات بازی بازیگران، تغییراتی هم ایجاد کنم.

یکی از مهم‌ترین خصوصیات خانه بی‌پرنده این است که بر خلاف سریال‌های دیگر از شخصیت‌های مطلقا سیاه یا سفید استفاده نکرده است. موافقید؟

این که شخصیت خوب مطلق و بد مطلق داشته باشیم را در درام نمی‌پسندم. البته ممکن است در بعضی از کارها چنین شخصیت‌پردازی ای لازم باشد. اما در کارهای ساده اجتماعی ـ خانوادگی مثل خانه بی‌پرنده لازم است شخصیت‌ها خاکستری باشند و مجموعه‌ای از خصائل مثبت و منفی را با هم داشته باشند تا قابل باور شوند.

البته به نظر می‌رسد خصیصه خاکستری بودن بیشتر در شخصیت‌های مثبت داستان به چشم می‌خورد. مثلا حاج عباس (سعید نیکپور) به خاطر پنهان‌کاری‌هایی که انجام می‌دهد به یک شخصیت میانه تبدیل شده ولی این خصوصیت در شخصیت سعید (محمد عمرانی) به چشم نمی‌خورد.

سعید کار خیلی بدی انجام نمی‌دهد. مثلا سرقت یا جنایت که شخصیت سیاه به آدم‌ها می‌دهد را سعید ندارد. در واقع کنش‌های سعید طبیعی است و با واقعیت زندگی ما تناسب دارد. او از لحاظ کار حرفه‌ای و تجاری‌اش مغبون واقع شده است از او کلاهبرداری شده و او می‌داند که شرایط و وضعیت مالی حاج عباس به‌گونه‌ای است که می‌تواند او را از این وضعیت نجات دهد. این توقع سعید، شخصیت او را سیاه و بد نمی‌کند. چنین انتظاری با توجه به نوع فرهنگی که وجود دارد، در جامعه ما مرسوم و طبیعی است. این که با حاج عباس در پنهان‌کاری‌اش همدست می‌شود هم به خاطر شرایط جسمی خواهرش است. منطقی نیست که دردی به دردهای خواهرش اضافه کند.

بنابراین به این همکاری تن می‌دهد و تا حدی هم زرنگی می‌کند. شاید اگر بحث کلاهبرداری و نیاز مالی سعید هم مطرح نبود، او این همکاری را به خاطر خواهرش انجام می‌داد. بنابراین سعی کردیم که از نشانه‌های طبیعی و بدیهی در جهت به وجود آمدن درام استفاده کنیم تا رنگ خاکستری را در مورد شخصیت‌ها به دست بیاوریم.

در رفتار سعید از ابتدا نوعی خصومت با حاج عباس دیده می‌شود. آیا این خصومت بار منفی به شخصیت سعید نمی‌دهد؟

نه چون رفتارهای سعید عکس‌العمل اتفاقاتی است که افتاده. مثلا حاج عباس شکست مالی او را پیش‌بینی کرده و به او گوشزد کرده، سعید بی‌توجهی کرده ولی در نهایت همه چیز طبق پیش‌بینی حاج عباس پیش رفته است. حالا واکنش‌های سعید به خاطر این است که سرخوردگی خود را پوشش دهد و غرورش را در مقابل تحقیر و سرافکندگی حفظ کند و از همه مهم‌تر این که خودش را به اثبات برساند. در واقع حرکات سعید یک جور واکنش روانی نسبت به اشتباه خودش و پیش‌بینی صحیح حاج عباس است که محمد حاتمی با ظرافت و زیبایی آن را بازی کرد. این عکس‌العمل‌ها طبیعی است. مثلا خودم وقتی فیلم «دزد و نویسنده» را می‌ساختم، کم‌سن و سال‌ترین عضو گروه بودم و با بازیگران بزرگی مثل علی نصیریان و آهو خردمند کار می‌کردم. مرحوم خسرو شکیبایی هم بود که اولین نقش بلند سینمایی‌اش را بازی می‌کرد. در بین این همه حفظ اعتماد به نفس کار ساده‌ای نبود و سر هر مساله کوچکی عصبی می‌شدم. در واقع عصبانیت من واکنشی نسبت به حفظ اعتماد به نفسم بود و الان فکر می‌کنم که اگر یک روان‌شناس رفتارم را بررسی می‌کرد، آن را کاملا طبیعی می‌دید.

به نظر می‌رسد داستان‌های فرعی از جایی رها شده‌اند و یا حداقل به موازات هم پیش نمی‌روند. مثلا داستان پژمان و نوشین.

این مشکل قالب سریال است. چون یک مجموعه طی 3 ماه پخش می‌شود، برای دیدن سرنوشت شخصیت‌ها نباید تعجیل کنیم. بالاخره تا آخر سریال به آنها پرداخته می‌شود و داستان آنها هم سر و سامان می‌گیرد. البته داستان خانواده مهرداد یا دایی سراج که ناتمام بودند با پیشنهاد و تذکر آقای شریفی به آنها پرداخته شد.

به طور کلی شخصیت‌پردازی‌های سریال خانه‌ بی‌پرنده را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

خانم شریعتی ویژ‌گی‌های روحی ـ روانی خاص و ظریفی در شخصیت‌ها ایجاد کرده بود که در شکل و نوع روابط و خلق حوادث متنوع بسیار موثر بود. از طرفی سعی کردم سطح فرهنگی و رفتاری تمام شخصیت‌ها را تا جایی که فیلمنامه اجازه می‌داد ارتقا بدهم. به خاطر تعصبی که نسبت به خانواده دارم می‌خواستم حتی جملاتی که مطرح می‌شود در شأن خانواده‌های ایرانی باشد. مثلا در مورد شخصیت زیبا، سعی کردم که متانت و وقار در منش و رفتار او وجود داشته باشد.

واکنش مخاطبان نسبت به سریال چطور بود؟

سریال بازخورد خوبی داشته، راضی هستم چون شرایط مخاطب با سال‌های گذشته کاملا تغییر کرده. در حال حاضر امکان تماشای هر نوع سریالی از طریق کانال‌های ماهواره‌ای وجود دارد.

شروینه شجری‌کهن
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها