آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
«چطور با هم آشنا شدند؟ اتفاقی، مثل همه. اسمشان چیست؟ مگر برایتان مهم است؟ از کجا میآیند؟ از همان دور و بر.کجا میروند؟ مگر کسی هم میداند کجا میرود؟»
رمان این طوری شروع میشود و سراسر داستان پر از طنز و شوخطبعی و ماجراهای خندهدار است. دنی دیدرو، نویسنده کتاب، در این رمان همه چیز را دست انداخته است و بیش از همه، خود شیوههای مرسوم داستاننویسی را، که با وجود این همه سال باز همه بدیع و غافلگیرکننده است. این رمان 4 شخصیت اصلی دارد؛ ژاک، اربابش، نویسنده و خواننده رمان، یعنی خود ما! سراسر داستان دیدرو خواننده را به بازی میگیرد.
آن هم نه به این صورت که گاهی توی قصه یادی هم از مخاطب خود بکند و داستان را برایش تعریف کند؛ بلکه خواننده در داستان کاملا فعال است و گاهی حتی با نویسنده سر ماجرای قصه و شخصیتها جر و بحث میکند و چانه میزند.
رمان «ژاک قضا و قدری و اربابش» زبان خیلی سادهای دارد اما با همان زبان ساده و وسط غشغش خندههایی که ایجاد میکند تمام ساختارهای ذهنی و اصول و ارزشهای آدم را به هم میریزد.
در حال حاضر چاپ دوم کتاب (1387) باز هم جزو کتابهای پرطرفدار است. شک نکنید که صرف هزینه و زمان برای این کتاب ارزشش را دارد.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....