نقش‌های ماندگار

یحیی در«پابرهنه در بهشت»*‌

یحیی، سید است و روحانی، ولی با طلبه‌های دیگر تفاوت بسیار دارد و همین تفاوت‌هاست که شخصیت او را در ذهن ما ماندگار می‌کند. یحیی ابتدا دانشجوی پزشکی بوده و با جسم مردم سروکار داشته است. می‌بیند پزشکی نه کمکی به شناخت او از خودش می‌کند و نه می‌تواند بیماری را درمان کند. پس درسش را رها می‌کند و به حوزه روی می‌آورد تا اولا بداند از کجا آمده، کیست و چه باید باشد، ثانیا با روح و جان مردم سروکار داشته و درمانگر دردهای روحی ایشان باشد که به مراتب مهم‌تر از دردهای جسمی است.
کد خبر: ۳۶۵۵۰۲

اگر سیدحسن فیلم «زیر نور ماه»، اول لباس شخصی می‌پوشید و بعد در آستانه تبلیغ، لباس روحانیت به تن کرد، سیدیحیی از همان ابتدا روحانی است ولی برای تبلیغ لباس شخصی می‌پوشد؛ چراکه تبلیغ او هم مثل شخصیتش بادیگران متفاوت است. او خودخواسته، قرنطینه بیماران لاعلاجی را برای تبلیغ خود انتخاب کرده که همه مطرود جامعه هستند و مورد توهین و اتهام به گناه و معصیت. یحیی کمک کردن به بیماران قرنطینه را عبادت می‌داند.

کسانی که دکتر قرنطینه درباره‌شان می‌گوید: بیماری اینها تقاص گناهانشان است، در نظر یحیی ولی نه فقط این گمان‌های غلط، که حتی گناه مسلم این بیماران هم مساله اصلی نیست. یحیی برخلاف دیگران، هیچ وقت از بیماران نمی‌پرسد برای چه دچار این بیماری شده‌اند. برای یحیی گناه خودش است که اهمیت دارد نه گناه دیگران، تعجبی ندارد اگر دکتر این گفته یحیی را صرفا حرف قشنگی می‌داند که «به شوخی بیشتر شبیه است و با مسائل جدی ارتباطی ندارد!»

یحیی اهل رنج و ریاضت است. دوست دارد کمتر حرف بزند و بیشتر بشنود و بیندیشد. سردردهای دائمی و سرگیجه‌های همیشگی‌اش چه بسا نتیجه همین تفکرات عمیق و رنج‌های برخاسته از خودستیزی و خداستایی و دیگردوستی او باشد. شاید بر اثر همین ریاضت‌ها و خودساختگی‌هاست که یحیی حالاتی شهودگونه و فراطبیعی دارد. او بسیاری از وقایعی را که دارد در قرنطینه رخ می‌دهد یا بعدا قرار است اتفاق بیفتد را از پیش می‌داند: «عجیبه چرا من همه این آدم‌ها رو می‌شناسم؟ انگار قبلا شبیه همچین جایی اومدم. حتی می‌دونم بعدا چه اتفاقی قراره بیفته.»

شاهد بر این مدعا، البته فقط گفته خود یحیی نیست. گواه عینی دارد: شعیبی که در آستانه انتقال به بخش دائمی اقدام به خودکشی می‌کند و با همین آینده‌بینی یحیی از مرگ حتمی نجات می‌یابد.

یحیی اهل شعر و ادب است. نیایش‌های شخصی‌اش با پروردگار نیز به زبان هنر است و ادبیات. شاید همین دوستی یحیی با هنر و زیبایی است که از او شخصیتی اینچنین عاطفی و مهربان ساخته است.

دکتر می‌گوید هیچ‌کدام از کارهای یحیی شبیه روحانی‌ها نیست؛ ولی یحیی یک روحانی واقعی است بخصوص از آن زمانی که پابرهنه وارد بخش دائمی قرنطینه ـ که بیماران آن را بهشت می‌خوانند ـ می‌شود و بی‌واهمه مرگ، کاری را که با خلوص نیت آغاز کرده، با عشق به سرانجام می‌رساند.

*‌ محصول 1384 ایران، کارگردان: بهرام توکلی، بازیگران: هومن سیدی، امین تارخ

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها