در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس، شامگاه 3 مرداد 87، مأموران کلانتری 161 ابوذر از وقوع یک فقره درگیری خونین در یکی از خانههای مسکونی این منطقه باخبر شدند.
مأموران با حضور در صحنه متوجه شدند مردی 50 ساله و یک مرد حدوداً 42 ساله بر اثر اصابت ضربات متعدد قمه مجروح شدهاند که مرد 50 ساله به قتل رسیده و فرد دیگر به بیمارستان منتقل شده است.
2 روز بعد از قتل، متهم به قتل به نام امیر به پلیس آگاهی مراجعه کرد و مدعی شد بر اثر اختلافات مالی اقدام به این کار کرده و مقتول را کشته است. تحقیقات نشان داد قاتل و مقتول از سالیان قبل بر سر مسائل مالی با یکدیگر درگیری داشتهاند.
با اعتراف متهم، قرار مجرمیت وی از سوی دادسرای جنایی تهران صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع داده شد.
صبح روز 3 مرداد امسال، جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی برگزار شد. روشن، نماینده دادستان با اشاره به مدارک موجود در پرونده مانند، شکایت اولیای دم ، شکایت دوست مقتول، نظریه پزشکی قانونی، اعترافات متهم و گزارش مرجع انتظامی، بزه انتسابی به متهم را محرز دانست و خواستار مجازات وی شد.
در ادامه جلسه، اولیایدم در جایگاه قرار گرفتند و با اعلام شکایت مجدد از متهم، خواسته خود را قصاص وی عنوان کردند.
یکی از دوستان مقتول که در محل درگیری حاضر بود و توسط متهم، به شدت مجروح شده بود، گفت: متهم از صبح روز حادثه در خانه مقتول بود و بعد از ناهار از آنجا خارج شد. بعد ازظهر دوباره به خانه برگشت و زمانی که مقتول وارد خانه شد بدون درنگ و با بیان اینکه به آخر خط رسیدیم، به مقتول حمله کرد. مرا هم به شدت زخمی کرد تا شاهدی برای قتل باقی نماند.
بعد از اظهارات شاکی، متهم در جایگاه قرار گرفت و ضمن قبول اتهام قتل، ادعاهای جدیدی در رابطه با مقتول عنوان کرد که در تمام مراحل تحقیقات و بازپرسی هیچ حرفی از آن نزده بود.
متهم درباره نحوه آشنایی با مقتول گفت: سال 80، با مقتول در محل کارم آشنا شدم. او مرا به شرکت در یک مراسم دعوت کرد که او و اعضای هیئتمدیره برپا کرده بودند. او مدعی بود به همراه 12 نفر، شرکتی ساختمانی را با عنوان «یاران66» تأسیس کردند که مقداری از درآمد آن را به بیماران کلیوی اختصاص دادهاند.
وی گفت: وقتی وارد آن مجموعه شدم، متوجه شدم که آنها فرقهای با همان عنوان «یاران66» به راه انداختهاند. مقتول مدعی بود که چشم بصیرت دارد و قادر به سیر و سلوک معنوی است. 66، نام خدا بر اساس حروف ابجد است و اعتقاد داشتیم که با خدا شراکت داریم.
متهم افزود: با تلقین مقتول مبنی بر اینکه مستجابالدعوة است و به اسرار غیب آشناست، همه اطرافیان در کنار مدیرعاملی شرکت، او را به عنوان مراد خود پذیرفته بودند و دستورات او را بدون هیچ واکنشی اطاعت میکردیم. ما واقعا شیفته او شده بودیم.
وی با بیان اینکه سرانجام متوجه شدم که فریب او را خوردم، گفت: برای دریافت طلب 500 میلیون تومانی خود به خانه او رفتم که آنجا با هم درگیر شدیم و من او را به قتل رساندم.
قاضی عزیزمحمدی بعد از اظهارات متهم، ختم جلسه را اعلام کرد و به همراه مستشاران دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند. در نهایت قضات دادگاه، متهم را به خاطر قتل عمد به قصاص و به دلیل جرح عمدی دوست مقتول، به 5 سال حبس و پرداخت دیه محکوم کردند.
پرونده برای تأید حکم به شعبه 15 دیوان عالی کشور ارجاع داده شد که قضات این شعبه بعد از بررسی پرونده، حکم دادگاه بدوی در خصوص متهم را تأیید کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: