خط‌ کش

کد خبر: ۳۶۴۴۵۳

ولی بچه‌ها! پریا یک عادت بد داشت. او موقع مشق نوشتن تمام وسایلش را مداد، خط‌کش، پاک‌کن، جعبه مداد رنگی، تراش، دفتر، کتاب و حتی آنهایی را هم که لازم نداشت از کیفش بیرون می‌آورد و روی زمین پخش می‌کرد و زمانی هم که کارش تمام می‌شد آنها را جمع و جور نمی‌کرد.

هر چقدر مامانش از او می‌خواست که مرتب باشد و اتاقش را به هم نریزد، باز هم این کار بدش را تکرار می‌کرد و هربارمی گفت:«این طوری بهتر مشق می‌نویسم.»

مامان حتی به او گفته بود که این کار می‌تواند خطرناک باشد و ممکن است نوک تیزمداد یا چیز دیگری به پایش فرو برود، اما پریا گوش نمی‌کرد!

یک روز وقتی بابا از سر کار به خانه برگشت برای او یک خط‌کش خیلی قشنگ خریده بود، پریا خیلی از آن خوشش آمد و تصمیم گرفت با این که یک خط‌کش داشت آن را هم به مدرسه ببرد وبه دوستانش نشان بدهد.آن روز هم پریا وقتی درس ومشقش به پایان رسید، وسایلش را جمع نکرد وهمانطور مشغول بازی شد که یک دفعه پای او روی یک جسم سفت و محکم رفت، حسابی دردش گرفت و داد زد: «آی پام.»

روی زمین نشست و بادست پایش را گرفت و زد زیر گریه؛ مامان با شنیدن صدای پریا نگران شد و فوری به اتاق آمد و با تعجب دید که دخترک در میان وسایل مدرسه و اسباب‌بازی‌هایش نشسته و اشک می‌ریزد. با ناراحتی پرسید:

چی شده؟

پریا گریه‌کنان گفت: مامان، پام...

مامان کنارش نشست وپایش را نگاه کرد وگفت: خدارو شکر چیزی نشده.

و بعد هردو زمین را نگاه کردند تا ببینند روی چه چیز پا گذاشته است و متوجه شدند که خط‌کش جدیدش شکسته است.

پریا که کمی آرام شده بود، دوباره گریه‌اش گرفت و در همان حال گفت: وای مامان،حالا چیکار کنم، خط‌کشم....

خب عزیزم، مقصر خودتی، چقدر بهت گفتم مرتب باش و همه وسایلت رو نریز رو زمین.

آخه مامان....

دیگه آخه نداره.

مامان ببخشید، اشتباه کردم؛ دیگه به حرفتون گوش می‌کنم.

و بعد با گریه رفت بغل مامانش.

خب گریه نکن، حالا که فهمیدی کارت درست نبوده، اگه قول بدی دختر مرتب و منظمی بشی، منم به بابا می‌گم یه خط‌کش دیگه برات بخره.

پریا به مامان نگاه کرد وگفت: قول می‌دم مامان جون، فقط به بابا بگو یه بهترش رو بخره که نشکنه.

رضا بداقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها