در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از آنجایی که هزینه تولید یک فیلم سینمایی بسیار بالاست، سازمانها و وزارتخانهها ترجیح میدهند در حوزه تلهفیلم سرمایهگذاری کنند که تقریبا با یکپنجم بودجه یک فیلم سینمایی قابل تولید است. اما مساله این است که هنوز شیوه درست و متعادلی برای تلفیق نیتهای تبلیغاتی و الزامات سینمایی و تلویزیونی پیدا نشده. سفارشدهندگان به سازندگان فشار میآورند که در فیلم تصویرها و دیالوگهایی بگنجانند که مستقیما وجوه مثبت سفارشدهنده را تبلیغ میکنند، بدون توجه به این که آیا ساختار داستانی مناسب و جذابی برای گنجاندن این همه اشاره تبلیغاتی طراحی شده یا نه. به این ترتیب بخشهای تبلیغاتی این گونه فیلمها بیش از آن که اثرگذار باشند، دافعهبرانگیز میشوند. شیوه درست این است که حجم متعادلی از دیالوگها و اشارات سفارشی، در قالب داستانی محکم و جذاب گنجانده شود و اشارههای تبلیغاتی هم غیرمستقیم باشند. یکی از آخرین نمونههای آثار سفارشی یا تبلیغاتی که چند روز پیش از تلویزیون پخش شد تلهفیلم «این سرزمین» بود. تلهفیلمی با داستانی چندلایه درباره کشاورزی و اهمیت آبهای جاری در اقتصاد و صنعت. داستان از این قرار است که آب رودخانهای مسموم میشود و کشاورزانی که زمینهایشان را با استفاده از رودخانه آبیاری میکنند دچار مشکل میشوند. در این میان عدهای از محققان و مسوولان جوان هم در پی رفع مشکل هستند، اما ظاهرا ماجرا به همین سادگیها که به نظر میرسد ، نیست.
مشکل اصلی «این سرزمین» همان حکایت کت و دکمه است. یعنی از ابتدا قرار بوده یک موقعیت داستانی طراحی شود که تلاشها، توطئهها، فداکاریها و دشواریهای کشاورزی و صنعت را نشان بدهد و یک خروار پیام را به بیننده منتقل کند. سازندگان «این سرزمین» هم سراغ سادهترین و دمدستیترین الگوی داستانی موجود رفتهاند. موقعیتی آرام در روستا یا شهری آباد که با وقوع یک حادثه دچار ناپایداری و تزلزل میشود، اما در نهایت با تلاش قهرمانان داستان همه چیز دوباره به حالت اولیه بازمیگردد و عامل برهمزننده تعادل از میان میرود. شخصیتهای فیلم هم به همین صورت طراحی شدهاند و بیشتر تیپ هستند تا شخصیت. مثلا جوان پولدار و خوشتیپی که کلهشق است و نمیخواهد کسی توی کارش سرک بکشد، خانم جوان و تحصیلکردهای که قلبش به عشق خدمتگزاری به مردم میتپد، پیرمردی که با تکنولوژی میانهای ندارد و به کارشناسان و کارمندان دولتی بدبین است و... انگار همه شخصیتها از روی یک قالب یا کلیشه ثابت تکثیر شدهاند. مساله اینجاست که انگیزههای این شخصیتها در فیلم پرورانده نشده و معلوم نیست که چرا آن خانم جوان باید اصرار داشته باشد که به کشاورز و پسرش کمک کند. یا چه دلیلی دارد که پسر از قبول کمک او سر باز میزند و با آن لحن بدبینانه از او میخواهد که کاری به کار مزرعه و تجارت آنها نداشته باشد. و اگر این طور است چه عاملی باعث میشود که ناگهان تغییر رویه بدهد؟ آیا عاملی که در فیلم مطرح میشود انگیزه کافی برای همه این کشمکشها ایجاد میکند یا صرفا بهانهای است برای اینکه درام را وارد فاز بعدی کند؟
فیلمنامه «این سرزمین» علاوه بر شخصیتپردازی سطحی یک ایراد مهم دیگر هم دارد؛ دیالوگها. واقعیت این است که متن اغلب گفتوگوهای فیلم بسیار ثقیل و تصنعی هستند. ولی آیا واقعا لازم بود که در دیالوگها به جنبههای علمی قضیه اشاره شود تا مخاطب با همه ابعاد مهم اتفاقی که در رودخانه افتاده آشنا شود.
تجربههایی مثل «این سرزمین» ثابت میکنند که حتی اگر قرار است از تلویزیون به عنوان ابزاری برای انتقال پیامهای اجتماعی و مفاهیم تبلیغاتی استفاده شود، باید این کار به شیوهای ظریف و فکر شده انجام شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: