در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هرکدام از سواریهایی که از جلوی خودروی این خانم جوان رد میشوند، بوق کشداری میزنند و چند نفری هم بلند و نامفهوم چیزهایی میگویند که بارها همه ما شنیدهایم و جالب این که همه این سواریها دوباره به ترافیک این خیابان شلوغ میرسند و آن چند دقیقه در کل توفیری در عجله نامعلوم آنها ندارد.
صحنه دیگر: در پمپ بنزین شلوغی همه در صف هستند. خودروی خانمی که بنزین زده، منتظر است تا پیکان وانت جلویی کارش تمام شود تا بتواند از صف خارج شود.
چند ماشین دورتر، آقایی اعتراض میکند که چرا این خانم حرکت نمیکند؛ در حالی که توقف صف هیچ ربطی به این خانم ندارد. بعد هم زیر لب غرولند میکند: «زن رو چه به رانندگی».
صحنه سوم: 2 ماشین همزمان به یک جای پارک میرسند، اعتراضها برای اینکه هر کدام آن جای پارک را حق خودشان میدانند، اول با بوق شروع میشود، بعد به دعوای کلامی میرسد و در نهایت آقای راننده پیاده میشود و تهدیدهایی میکند که در نهایت خانم راننده هم، جیغ و دادکنان گازش را میگیرد. یکی از جملات آقای راننده، جمله امری و خبریای است که به خانم گوشزد میکند؛ بهتر است در منزل خورش قرمهسبزی بپزد به جای رانندگی.
آزاردهندهتر از همه اینها، بوق زدنهای بیجهت، صحبتهای نامربوط و درواقع تحقیر خودروهای تعلیم رانندگی است که خانمی در آن در حال آموزش است.
هرچند که عکس این موارد هم صادق است و از طرفی رانندگان زنی هم داریم که خوب رانندگی نمیکنند؛ اما اینکه به خودمان اجازه بدهیم از جنسیت کسی برای تحقیرش استفاده کنیم، کار دوچندان ناپسندی است. نمونه عکسش زمانی است که کسی به خودش اجازه دهد به مردی که آشپزی میکند، اهانت روا دارد یا خیاطی که مرد است، مورد تمسخر واقع شود. مسلما هیچکدام از این برخوردها، منصفانه نیست.
مستوره برادراننصیری
گروه اجتماعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: