جشنی که به‌کابوس تبدیل شد

قرار نبود که مهمانی پایان دوران دبیرستان پسرمان اینقدر بزرگ برگزار شود. آنچه که او از ما خواسته بود، این بود که چند نفر از دوستانش را که در سال‌های اخیر همیشه در جشن‌ها و مهمانی‌های آنها شرکت می‌کرد به خانه‌مان دعوت کند تا برای یک بار هم که شده او میزبان آنان باشد. ما که طی سال‌های اخیر هرگز به پسرانمان اجازه برگزاری چنین جشن‌هایی را نداده بودیم این بار به خاطر نزدیک شدن فرزند بزرگ‌ترمان به 18 سالگی تصمیم گرفتیم تنها برای یک بار به حرف او گوش بدهیم.
کد خبر: ۳۶۳۳۰۴

 این جشن سبب شد تا ما این چند هفته اخیر را مدام در پاسگاه‌های پلیس بگذرانیم و تا به حال چند هزار دلار برای گرفتن وکیل خبره خرج کنیم تا از اتهاماتی که به ما وارد شده است رهایی یابیم. علاوه بر همه این مشکلات من که همواره به همسرم اصرار می‌کردم تا به خاطر من هم که شده به دو پسرمان اعتماد کند، مدام مورد سرزنش قرار می‌گیرم و از نظر او مادری هستم که هرگز بچه‌‌هایم را نشناخته‌ام و این بار هم مثل همیشه از آنها رودست خورده‌ام. تاوان سنگین این مهمانی روزگارم را سیاه کرده و از زندگی ناامیدم ساخته است.

جین رازبی زن انگلیسی الاصلی است که از حدود 20 سال قبل به آمریکا مهاجرت کرده است. او که صاحب دو پسر 16 و 17 ساله است،‌ متهم شده که با برگزاری جشنی بسیار بزرگ در منزل چند میلیون دلاری‌اش دست‌کم 600 نوجوان را که دسترسی به نوشیدن مشروبات الکلی داشته‌اند به خانه خود راه داده و هرج و مرج بی‌سابقه‌ای را در شهرک محل سکونتش به راه انداخته است. رازبی و شوهرش که ثروت بی‌حد و حسابی را از راه پیمانکاری و ساخت‌وساز منازل مسکونی به دست آورده‌اند در دادگاه حاضر شده‌‌اند تا در مورد جرم سنگین‌شان مقابل قاضی پاسخگو باشند. آنچه وکیل این زوج از آن اطمینان دارد، آن است که آنها قطعا به پرداخت چند هزار دلار جریمه نقدی محکوم می‌شوند اما این که حبسی هم برای آنها در نظر گرفته شده باشد، تصمیمی است که قاضی دادگاه هنوز در مورد آن رای صادر نکرده است. این مهمانی آنقدر سر و صدا و مزاحمت برای دیگر همسایه‌ها ایجاد کرده بود که علاوه بر مشکلاتی که خانواده رازبی با پلیس دارند ‌ده‌ها هزار دلار خسارت وارد شده به دیگر منازل را نیز باید پرداخت کنند. نداشتن کنترل روی رفتار صدها نوجوان که تحت تاثیر مشروبات الکلی و مواد مخدر بودند، سبب شد که منازل مسکونی اطراف نیز بشدت آسیب ببینند و صدها متر چمن و خودروهای مدل بالا نیز تخریب شوند.

«پسرهایم از چند سال قبل در مدرسه معروفی که سالانه بیش از 30 هزار دلار هزینه ثبت‌نام آن است، درس می‌خوانند. رفت و آمد آنها در این مکان باعث شد که با ده‌ها نوجوان شبیه خودشان که از لحاظ مالی در موقعیت بسیار خوبی بودند، آشنا شده و طرح دوستی بریزند. ما همیشه می‌دانستیم آنها تعداد زیادی دوست و آشنا دارند که با هم گروه‌های بزرگی را در منطقه محل سکونت‌شان، فلوریدا تشکیل می‌دهند. وقتی برای بار چندم پسرانم از من درخواست برگزاری یک مهمانی دوستانه کردند باز با آن مخالفت کردم. یک دلیل عمده مخالفتم به خاطر آن بود که منزل بزرگ ویلایی ما که چند سال قبل 5/7 میلیون دلار آن را خریده بودیم در یک شهرک ثروتمندنشین واقع شده بود که همسایه‌های جدی ما باعث می‌شدند کوچک‌ترین اشتباهی از ما سر نزند و همیشه مراقب پسرهایم بودم که مزاحمتی برای آنان ایجاد نکنند. می‌دانستم مهمانی‌ای که 2 پسر جوان آن را ترتیب بدهند، مطمئنا صدای موزیک بلندی دارد که سبب ناراحتی دیگران می‌شود و به همین خاطر هم مدام با آن مخالفت می‌کردم. اصرار شدید دو پسرم باعث شد تا سرانجام به این کار رضایت بدهم. می‌دانستم راضی کردن شوهرم که همیشه مخالف برگزاری این گونه مهمانی‌ها بود، کاری بسیار سخت است، اما قولش را به پسرانم داده بودم و به همین دلیل بعد از یک هفته تلاش موافقتش را جلب کردم، اما به پسرانم هشدار دادم که این اولین و آخرین مهمانی‌ای است که در خانه ما برگزار می‌شود و آنها اجازه ندارند که بیش از 30 نفر را به خانه‌مان دعوت کنند. بنا به خواست پسرانم من و شوهرم در اتاق مطالعه که در طبقه سوم واقع شده بود، ماندیم تا در صورت هر اتفاقی بتوانیم بلافاصله خود را برسانیم. وقتی ماموران پلیس درهای اتاق را باز کردند، متوجه شدیم چه مشکل بزرگی برایمان به وجود آمده است».

طبق آنچه که در پرونده و گزارش پلیس از این مهمانی بسیار بزرگ درج شده است، دو پسر جوان این زوج با صادر کردن برگه‌های دعوت و پخش آن در ده‌ها مکان عمومی مخصوص جوانان ازجمله رستوران‌ها و فروشگاه‌ها از همه
هم‌سن و سالان خود دعوت کردند تا در مهمانی بزرگی که ترتیب داده بودند، شرکت کنند. آنها بدون توجه به این که این دعوت‌نامه‌ها می‌تواند سیلی از نوجوانان بیکار را به خانه والدینشان بکشاند، تصور می‌کردند با این کار می‌توانند به شهرت خود در این منطقه بیفزایند. شبی که قرار بود مهمانی برگزار شود، این دو نوجوان از والدینشان خواستند تا از اتاق مطالعه خود بیرون نیایند و در صورت بروز هر مشکلی به آنها خبر خواهند داد. به ادعای رازبی که همسرش بشدت او را مقصر می‌داند آنها ناچار از اتاق بیرون نیامدند تا زمانی که ماموران پلیس سراغشان رفتند. از حضور 600 نوجوان که دست‌کم 500 نفر آنها زیر 21 سال داشتند باخبر نبودند. وجود انواع و اقسام مواد مخدر و مشروبات الکلی در این مهمانی که اکثر شرکت‌کنندگانش را نوجوانان بی‌تجربه تشکیل می‌دادند، سبب شکل‌گیری پرونده قطوری شده است که خانم آقای رازبی برای فرار از آن چاره‌ای جز در اختیار گرفتن وکیلی خبره برای دفاع از خود نداشتند. «وقتی پلیس وارد اتاق ما شد هر دو در حال مطالعه بودیم. واقعیت این بود که اتاق مطالعه ما در طبقه سوم، باعث می‌شد از سر و صداها چیز زیادی متوجه نشویم و در عین حال دیوارهای این محل از چند لایه ساخته شده بود تا سکوت کامل را برایمان به ارمغان بیاورد. وقتی ماموران از ما سوال کردند که آیا می‌دانیم در منزلمان چه می‌گذرد، جواب دادیم که دو پسر نوجوانمان به خاطر جشن فارغ‌التحصیلی یکی از آنان، اقدام به برگزاری یک مهمانی کوچک کرده‌اند. پلیس که متوجه شده بود انگار ما از اتفاقی که در خانه‌مان رخ می‌داد، بی‌خبریم از ما دعوت کرد تا همراه آنها به طبقه پایین خانه و حیاط منزلمان برویم. از آنچه که می‌دیدم شوکه شده بودم. به اندازه یک استادیوم بازی تنیس در خانه ما انواع و اقسام نوجوان‌ها حضور داشتند که اکثر آنها حالت عادی نداشته و حتی برخی روی صندلی‌ها به خواب رفته بودند. هر آنچه وسیله ارزشمند و عتیقه در خانه داشتیم شکسته و از بین رفته بود و حتی نمی‌توانستم از میان این جمعیت بی‌شمار دو پسرم را پیدا کنم. ظاهرا ماموران پس از حضور در منزلمان توانسته بودند آنها را که خودشان در زیرزمین به خواب رفته بودند، پیدا کرده و سراغ ما را بگیرند. هنوز حتی چهره مهمانان جوانی را که در خانه ما هرکدام در گوشه‌ای بی‌حال نشسته بودند به یاد می‌آورم، تنم به لرزه می‌افتد اما خدا می‌داند که قرار نبود این جشن تبدیل به یک کابوس بزرگ شود که من و همسرم را تا این حد به دردسر بیندازد.»

با وجود حضور خانم و آقای رازبی در منزل محل سکونتشان و اطلاع داشتن آنها از برگزاری این جشن غیرقانونی آنها به عنوان متهمان اصلی این پرونده شناسایی شده‌اند. از نظر پلیس حضور تعداد بی‌شماری نوجوان که نیمی از آنها به سن قانونی 21 سال نرسیده بودند، جرم سنگینی است که آنها باید پاسخگو باشند. تلاش وکیل این زوج برای بی‌گناه نشان دادن آنها و ادعای این که این تعداد زیاد نوجوان خودشان به منزل آنها بی‌دعوت وارد شده و آنان هیچ اطلاعی از امکان حضورشان نداشتند هنوز راه فراری برای این زوج باز نکرده و علاوه بر جریمه نقدی، چندین ماه حبس نیز در انتظار آنها خواهد بود. «من می‌خواستم فارغ‌التحصیلی پسرم یک اتفاق مهم برایش باشد و همیشه به یادش بماند، نمی‌دانستم چنین گرفتاری بزرگ و هزینه سنگینی را برایم در پی خواهد داشت.»

مترجم:‌ المیرا صدیقی

منبع: کورت‌نیوز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها