در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی از آن سال به بعد به عنوان طراح گریم و چهرهپردازی در فیلمهایی چون تیغ و ابریشم، ناصرالدین شاه آکتور سینما، بانو، مهمان مامان، باغهای کندلوس، دعوت و.... حضور داشته است و در سال87 توانست جایزه بهترین چهرهپردازی را برای فیلم دعوت ساخته ابراهیم حاتمیکیا از آن خود کند.
نویدی با ما از خاطرات قدیمی و فراموش نشدنی برادرش میگوید: پیمان 6 سال از من بزرگتر بود.او نقاش خیلی خوبی بود و به سبک امپرسیونیسم نقاشی میکرد.پیمان در زمان جنگ ایران و عراق سرهنگ ارتش و زمان فتح فاو، رئیس پدافندهای نیروی هوایی ارتش و ماشینهای IBM بود. در آن زمان 41 ساله بود که داوطلبانه به جبهه رفت. بعد از 2 ماه علیرغم مخالفتهای فرماندهشان برای حضور در جبهه در آنجا ماند و جنگید.
نویدی در حالی که بعض گلویش را گرفته است، ادامه میدهد: سال 70 من برای کاری از خانم پوران درخشنده، کارگردان سینما و تلویزیون که هیچ وقت هم پخش نشد به آلمان رفتم. آن زمان برادرم از جنگ برگشته بود، ولی به دلایل شیمیایی بودن منطقه دچار کرون یا سرطان روده شده بود، در حالی که این موضوع را هیچ کسی جز خود پیمان نمیدانست و ما حتی تا 6 ماه بعد از مرگ پیمان یعنی تا زمانی که همسرش دفتر خاطراتش را باز کند، نمیدانستیم پیمان بیمار بوده و خودش دنبال درمان و شیمی درمانی بوده است.
دیگر گریه به او امان نمیدهد و با گفتن اینکه پیمان همه کس و همه چیز من بود، اشک میریزد و میگوید: پنجشنبه شبی که یادم هست 8 آبان ماه بود، در حالی که هنوز در آلمان بودم خواب برادرم را دیدم و با ایران تماس گرفتم، ولی کسی حرفی به من نزد و دیگر طاقت نیاوردم و با اولین پرواز که سه چهار روز بعد بود به خانه برگشتم در حالی که سوم پیمان بود.
برادرم عاشق گل بود و من آلبوم گلی را برای او سوغاتی آورده بودم و هنوز این آلبوم را نگه داشتهام و شاید باورتان نشود هنوز بعد از گذشت این همه سال جای خالی او را در زندگیام حس میکنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: