گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

چرا دیگر به شیوه گذشته نمی‌نویسید؟

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به همترین مسائل روز کشورو جهان پرداخته‌اند از جمله «10 روز بی نظیر»،«جشنواره مطبوعات در فاصله بین رویداد و فرآیند»،«دستاوردهای سفر قم»،«آنچه غرب باید اجرا کند»،«برنامه‌ای برای اجرا یا...»،«با برنامه یا بی‌برنامه»،«چرا دیگر به شیوه گذشته نمی‌نویسید؟»و... که برخی از آنها را در زیر می‌خوانید.
کد خبر: ۳۶۳۲۳۱

جام جم:خانم اشتون ! اینجا ایران است

خانم اشتون ! اینجا ایران است»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جام جم به قلم مهدی فضائلی است که در آن می‌خوانید؛جام جم آنلاین: موضوع هسته‌ای ایران تقریبا وارد صدمین ماه خود شده است. صد ماه پرفراز و فرود که برآیند آن پیشرفت‌های چشمگیر فنی و سیاسی برای جمهوری اسلامی ایران و عقب‌نشینی و خسارت‌های سیاسی و حیثیتی برای طرف‌های خارجی بوده است.

کافی است بدانیم زمانی که این موضوع در قالب پرونده‌ای سنگین برای ملت ایران گشوده شده، سایت نطنز در حد یک سوله خالی ساخته شده بود و حتی یک سانتریفیوژ در آن به حرکت درنیامده بود تا چه برسد به غنی‌سازی اورانیوم؛ سایت فردو حتی نامش شنیده نشده بود، آب سنگین اراک فقط نامی از آن بود، نیروگاه بوشهر (که البته مستقیما به موضوع هسته‌ای ایران ربطی نداشت ولی غیرمستقیم متاثر از آن بود) آینده‌ای مبهم داشت و ... اما امروز سایت نطنز استقرار یافته و چندین هزار سانتریفیوژ در آن فعال شده و صدها کیلوگرم اورانیوم 5/3 درصد تولید کرده، اورانیوم 20 درصد را نیز برای مصرف رآکتور تهران تولید کرده‌ایم و صفحه‌های سوخت مجازی آن را نیز ساخته‌ایم. سایت فردو نیز احداث شده است. آب سنگین اراک پیشرفت قابل توجهی داشته است و نیروگاه بوشهر با استقرار میله‌های سوخت در قلب رآکتورش در یک قدمی راه‌اندازی قرار گرفته و ده‌ها پیشرفت دیگر.

در بخش سیاسی نیز اگر در گذشته 3 کشور انگلیس، آلمان و فرانسه طرف گفت‌وگو بودند و موضعشان انهدام کامل تاسیسات هسته‌ای ایران بود، امروز کشورهای چین، روسیه و آمریکا نیز در یک مجموعه گروه 1+5 را تشکیل داده و به همراه مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با ایران گفت‌وگو می‌کنند و دیگر سخنی از انهدام که نیست هیچ به محدود شدن فعالیت‌های ایران در سطح فعلی هم راضی هستند و صرف‌نظر از برخی حواشی به تبادل سوخت 5‌/‌3 درصد با 20 درصد تن داده‌اند. ضمنا در موضوع تبادل سوخت، ترکیه و برزیل در کنار جمهوری اسلامی ایستاده‌اند و این همه حاصل نشده است مگر به واسطه ایستادگی ملت ایران بر موضع حق و قانونی خود و تدبیر و شجاعت مسوولان جمهوری اسلامی ایران و البته لطف و عنایت مستمر خداوند.

به هر حال پس از وقفه‌ای که در مذاکرات 1+5 با ایران پیش آمد و در پی نامه 6 ژوئیه (15 تیر سال جاری) دکتر جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به خانم اشتون، وی حدود 2 هفته پیش با ارسال نامه‌ای برای ازسرگیری مذاکرات اعلام آمادگی کرد و با غروری که ریشه در غربی و خصوصا انگلیسی بودن از سویی و عدم شناخت جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر داشت، یکطرفه تاریخ (18ـ15 نوامبر)‌ و مکان (وین)‌ مذاکرات را هم تعیین کرد و جمهوری اسلامی ایران روز گذشته پاسخ نامه اشتون را داد که نکات زیر درباره آن درخور توجه است.

1) در نامه شورای عالی امنیت ملی ایران از 10 نوامبر (یعنی 5 روز زودتر از تاریخی که اشتون تعیین کرد) برای شروع مذاکرات اعلام آمادگی شده است و تصریح شده که درباره زمان و مکان مذاکرات باید توافق صورت گیرد.

معنی این پاسخ آن است که اولا جمهوری اسلامی ایران برخلاف آنچه غربی‌ها ادعا می‌کنند نه تنها از مذاکرات رویگردان نیست بلکه آمادگی دارد زودتر از تاریخ موردنظر آنها این مذاکرات را آغاز کند. ثانیا این پاسخ به خانم اشتون که سیاستمداری تازه‌کار است، یادآوری می‌کند «اینجا ایران است» و اگر قرار است مذاکره‌ا‌ی انجام شود، این مذاکرات باید در فضایی عادلانه صورت گیرد، لذا مکان و تاریخ مذاکرات نیز باید با توافق طرفین باشد.

2)‌ در نامه شورای عالی امنیت ملی ایران از بازگشت 1+5 به مذاکرات استقبال شده است که معنای این استقبال در زبان دیپلماسی آن است که وقفه و تاخیر در مذاکرات ناشی از تصمیمات و روش برخورد گروه 1+5 بوده و جمهوری اسلامی ایران با اتکا به مواضع قانونی و خواسته‌های مشروع خود هیچ‌گاه از مذاکرات هراسی نداشته و ندارد.

3)‌ با توجه به نامه 6 ژوئیه جلیلی به اشتون، در این مذاکرات باید پاسخ پرسش‌های سه‌گانه ایران معلوم شود، یعنی مشخص شود موضع طرف‌‌های ما درباره فعالیت‌های هسته‌ای غیر صلح‌آمیز رژیم صهیونیستی چیست؟‌ آیا آنها خواستار توقف فشار بر جمهوری اسلامی ایران هستند یا کماکان مسیر فشار را دنبال می‌کنند؟ و سوم این که آیا آنها به دنبال راه‌حل هستند یا مجازات؟ پاسخ این پرسش‌ها می‌تواند چشم‌انداز آینده مذاکرات را روشن کند.

کیهان:10 روز بی نظیر

«10 روز بی نظیر»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم سعدالله زارعی است که در آن می‌خوانید؛سفر ده روزه رهبرمعظم انقلاب اسلامی به قم توجه فراوانی را به خود معطوف کرد در واقع در جریان این سفر بسیاری از نگاهها روی این سوال تمرکز داشت «جایگاه مذهبی رهبری در حوزه های علمیه کجاست؟ در حد یکی از مراجع است؟ کمتر از یکی یا بیش از آن است» این سوال از آنجا «اهمیت ویژه» داشت که از یک سو یک ارزیابی عینی از میزان تاثیرگذاری مخالفان بر حوزه ها به حساب می آمد و از سوی دیگر چنانچه پاسخ این سوال با گزینه های «متوسط» و یا «کم» توام می شد، مبنای برنامه ریزی های بعدی قرار می گرفت.

جدای از توده های مردم که صحنه هایی تاریخی و بدیع را در استقبال از «نائب حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف» به ثبت رساندند، حضور علما در برنامه های مختلف و از جمله در برنامه مراجعه به دفتر قم حضرت آیت الله العظمی خامنه ای- دامت برکاته- به گونه ای بود که بسیاری از برجستگان آشنا به مسایل حوزه علمیه قم گفتند به جز چند استثنا، همه مدرسان حوزه اعم از مدرسان دروس خارج و مدرسان سطح و همه طلاب حوزه به محضر شریف رهبری رسیده اند. البته اکثر این دیدارها انعکاس رسانه ای پیدا نکرده ولی همه خبرها بیانگر آن است که تجدید بیعت علمای قم با حضرت آیت الله خامنه ای، «کامل»، «جامع» و «پرشور» بوده است.

استقبال این شمار از علما و روحانیت شیعه از یک نفر از شجره طیبه روحانیت در یکصد سال اخیر کاملاً بی سابقه بوده است و براساس شواهد می توان دایره این استقبال و همراهی را از استقبال علما از مرجعیت عام مرحوم آیت الله العظمی بروجردی و پیش از آن از مرجعیت عام مرحوم آیت الله العظمی میرزا محمدحسن شیرازی- قدس سرهماالشریف- گسترده تر دانست و حال آنکه استقبال روحانیت شیعه از این دو مرجع بزرگوار بعنوان دو اتفاق بسیار مهم در تاریخ شیعه به ثبت رسیده است. این در حالی است که استقبال روحانیت شیعه از «مراجع عام» صرفاً به منظور تصدی امور حوزه ها و حل مسایل شرعی- بمعنی اخص- بوده و جنبه سیاسی و «ولایت امری» نداشته است.

نکته مهم دیگر آن بود که استقبال کنندگان همه نحله های فکری و مشرب های فقهی و کلامی حوزه را شامل شده اند یعنی گرایشات اصولی، فلسفی، حدیثی، عرفانی و... همه در این «استقبال جامع» بوده اند. این موضوع به خوبی نشان می دهد که از نظر همه این ها حضرت آیت الله خامنه ای، شاخص های محوری رهبری دینی را داراست و تبعیت از او واجب شرعی است. برای اینکه اهمیت این مسئله روشن شود کافی است سری به تاریخ بزنیم تا در مواردی جدال فراوان این نحله ها با هم را ببینیم. اجتماع این نحله ها حول یک شخصیت خود یک اتفاق بزرگ تاریخی به حساب می آید. این در جای خود نشاندهنده شخصیت جامع مراد و مقتدای مسلمین است کما اینکه چند هفته از اظهارنظر علمای برجسته مذاهب 4گانه اهل سنت راجع به شخصیت ممتاز حضرت آیت الله العظمی خامنه ای نمی گذرد.

استقبال ویژه علمای مختلف حوزه علمیه به خوبی نشان داد که نظام جمهوری اسلامی در حلقه «جریان بنیانگذار»- یعنی روحانیت و حوزه- تا چه اندازه محل توجه و علاقه است. اگر اندکی انصاف داشته باشیم تصدیق می کنیم که روحانیت بیش از سال های 41، 42، 56 و 57 از انقلاب اسلامی حمایت می کند و این ضمن آنکه با تصویرسازی های مخدوش معاندان تضاد آشکار دارد، نشان می دهد که حوادث مختلف توجهات روحانیت را به «مهمترین کانون شیعه»- یعنی نظام مقدس جمهوری اسلامی- تمرکز داده است. فراموش نکنیم که از آغاز انقلاب تا همین امروز دشمنان بیرونی و عوامل داخلی آنها تلاش وسیعی کرده اند تا روحانیت و حوزه را از نظام جدا کنند و برای تحقق این هدف چه «حزب »ها، «مجمع» ها و «دفتر»ها تاسیس شدند و چه کینه توزانی در بعضی از مراکز قم خزیده بودند که فریاد امام از آنها بلند بود و این همه کار علیه یک جریان اصیل در طول تاریخ شیعه بی سابقه است. در چنین شرایطی، این استقبال عظیم و «مراجعه متراکم» معنایی جز «پذیرش صمیمانه» ندارد. آیا تصویری صادق تر از این برای نشان دادن آینده درخشان نظام اسلامی وجود دارد؟

سفر حضرت آقا به قم با «ایجاب کامل» علمای قم سپری شد یعنی همه تکریم شدند و عزت یافتند و این نشان داد که عزت رهبری، عزت همه جامعه است. البته در این بین معدود کسانی هم - به تلویح- مذمت شدند.

حضرت آقا در این سفر نمی خواستند با «گروهی» یا «شخصی» دیداری خصوصی داشته باشند تا از آن تعبیرهایی خاص بیرون نیاید و عده ای با تعبیر و تفسیرهای خاص اهداف سفر را تحت الشعاع قرار ندهند و فروعات را بر اصول مقدم ندارند اما در عین حال این سفر یک استثنای معنادار هم داشت و آن جلسه ای بود که حضرت آقا با دست اندرکاران «موسسه آموزشی-پژوهشی امام خمینی» داشتند. همه می دانند که در قم مراکز مختلف پژوهشی تحقیقی وجود دارند و اکثریت نزدیک به همه آنان نیز با نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهبر معظم آن ارتباط مثبت دارند و در رأس هر کدام هم چند شخصیت محترم روحانی که مورد تکریم رهبرمعظم انقلاب هستند، قرار دارند، اما حضرت آقا یکی را از میان «جمع» برگزیدند و در تعبیر بلندی فرمودند: «این مرکز باید الگوی مراکز دیگر قرار بگیرد» در واقع با غور در آن بخش از بیانات رهبرمعظم انقلاب که ناظر به «تحول در حوزه ها» بود و با نگاه به شاخص های مطرح شده درمی یابیم که اکثریت آن شاخص ها و آن نکات در موسسه امام خمینی دیده می شود. مهمترین هنر این موسسه بازشناسی نیاز علمی جامعه و ارائه طریق دینی در حوزه های مختلف علوم انسانی است. در این مرکز سالانه صدها مدرس آشنا به مبانی دقیق فقهی، فلسفی، کلامی و عرفانی تربیت می شوند که زبان روز دنیا را هم می فهمند و با تسلط بر متدهای علمی به نیازهای مراکز علمی جهان اسلام پاسخ می گویند. از این مرکز سالانه صدها اندیشمند اسلامی به کشورهای مختلف اعزام می شوند و فکر اسلام ناب را با خود منتقل می کنند و صد البته این تکافوی اندکی از بسیار نیاز جهان اسلام و حتی ایران است.

البته در این میانه نباید عنایت خاص حضرت آقا به شخصیت ممتاز حضرت آیت الله مصباح یزدی را هم ناگفته گذاشت که متاسفانه صداوسیما و سایر رسانه ها به این بخش توجه چندانی نکردند و اظهارات بسیار خاص رهبرمعظم انقلاب در مورد این شخصیت- در جریان دیدار چند روز پیش دست اندرکاران آن موسسه با ولی امر مسلمین- را انعکاس ندادند. آیت الله مصباح یک فقیه، متکلم، فیلسوف، مفسر و زمان شناس بصیر است. از همه این ها مهمتر جزء شخصیت های برجسته ای است که هیچگاه در تقدم نظام بر خود تردید نداشته و در این راه بدون لحاظ داشتن موقعیت علمی خود به دل خطر رفته و گاهی یک تنه با «خناسان مسلط» مصاف داده است. چنین شخصیتی مصداق کامل عالمی است که تشخیص دقیق خود را در روزی که لازم باشد، بی درنگ به میدان می آورد و در این راه سرزنش و زخم زبان دیگران را به چیزی نمی گیرد. در واقع تکریم حضرت آقای مصباح تکریم «راه حق» و نشان دادن «مصداق» و «الگوی شایسته» است. مصداقی که به تعبیر حضرت آقا- در این دیدار- از دهه 1330 تاکنون که او را می شناخته، همواره بر مدار حق بوده است.

یک نکته دیگر در این سفر تاریخی، تقدیر از دولت در خدمت رسانی به مردم استان قم است. حضرت آقا در چند جا به زحمات خاص نظام به قم در دوره این دولت اشاره داشتند خود دولت در جریان گزارش این اقدامات- در محضر رهبری- از اختصاص بیش از 1800 میلیارد تومان به قم طی 4-5 سال اخیر خبر داد. نگاهی به مبالغ اختصاص یافته نشان از جهشی بودن آن دارد. نظام اسلامی بر مبنای خدمت به خلق خدا و پیاده کردن قوانین، احکام و... الهی به وجود آمده است.

 وقتی خدمت به درستی انجام شود، گرایش اجتماعی به سمت دین فزونی می گیرد و صد البته هر مقدار دین باوری خالص تر باشد، خدمات فزونی گرفته و اثرگذاری آن چند برابر می شود.

سفر رهبرانقلاب به قم، سفر ولی امر مسلمین به قم بود نه سفر یک کارگزار نظام اسلامی. این سفر - از منظر رهبری- ادای دین به قم و از منظر قم ادای دین به رهبری بود. آنچه از دو سو چشم ها را مسخر کرد هزاران بار بیش از آن چیزی بود که به «گمان» آمده بود و اینک وقت آن است که «بعضی» ها که از جمع جدا شده اند، به تصویر بی غبار آنچه در این ده روز گذشت نگاه بیاندازند.

مردم سالاری:جشنواره مطبوعات در فاصله بین رویداد و فرآیند

«جشنواره مطبوعات در فاصله بین رویداد و فرآیند»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم میرزا بابا مطهری نژاد است که در آن می خوانید؛هفدهمین جشنواره مطبوعات، مهمترین رویداد فرهنگی، اجتماعی هفته گذشته کشور شایسته توجهی عمیق تر و فرصتی برای تنفس مطبوعات در فضایی که دوست و گاهی حسرت آنرا بر دل دارند.

در مقابل غرفه های روزنامه های مطرح و سیاسی دیدگاه ها به بحث گذاشته می شود و از منطقی ترین برخورد تا رادیکال ترین تفکر را در آنجا می توانی نظاره کنی، و این همان فضایی است که مطبوعات به خاطر آن به وجود آمده اند و مردم نیز مطبوعات را چنین می خواهند، اما محدودیت های درون مطبوعاتی و برون مطبوعاتی و توقیف و تعطیلی ها که هرگز نتوانسته است آرزو و مطالبه این فضا را از اذهان خارج کند، به مانعی و مساله ای حل نشدنی تبدیل شده است و این آرمان در نمایشگاه مطبوعات جلوه گری می کند.

کاش حداقل دوربین های مداربسته ای این نیاز و این فضا و این هیجان و از همه مهمتر این توقع را از داخل و مقابل غرفه ها و راهروها به سمع و نظر سیاستگذاران مطبوعات کشور می رساند تا باور کنند که مردم از فضای حاکم بر مطبوعات و خلاء جدی نقد و نقادی در مطبوعات در حد عصبانیت پیوسته و نه گسسته ناراضی اند. وقتی بلندگوی نمایشگاه حضور یک مدیر مسوول، یک سردبیر یک عضو تحریریه و... را در غرفه ای اعلا م می کند به یک باره جمعیت در نمایشگاه حالت قطبی کشیده با محوریت آن غرفه را به خود می گیرد و به سرعت گفت وگوها و سوال و جواب های میان فردی وگروهی تبدیل به ارتباط جمعی می شود و نیاز به یک اداره کننده و سالن بحث و گفت وگو به شدت احساس می شود.

نگارنده این صحنه های زیبا که عطش آگاهی و شعله های دیدگاه های در سینه ها مانده از آن اوج می گیرد را بارها در همین چند روزه مشاهده کردم و از عمق وجود آرزو کردم کاش چندین سالن بحث و گفت وگو در کنار غرفه ها ایجاد می شد و به جای کارگاه های آموزشی بی مشتری که همیشه و هرموقع دیگر هم می تواند ایجاد شود، به این مهم توجه می شد.

باید آموخته باشیم جشنواره مطبوعات تنها یک رویداد نیست، بلکه فرآیندی است که مولفه ها و مراحل آن را در بین دو جشنواره باید به درستی طی کنیم تا به رویدادهای منبعث از آن برسیم از جشنواره دوازدهم تا هفدهم، جشنواره ها بین رویداد و فرآیند گرفتار اند و از این بند که هر روز بیشتر به دست وپای سیاستگذاران می پیچد، نمی تواند خود را رها کند و یا شاید هم نمی خواهد؟ راستی راه حل چیست؟

از هر منظری که بنگری از جمله از منظر سال هایی که این جشنواره از توفیقات بهتری برخوردار بود، حتی تجربه سال هایی که درحاشیه نمایشگاه کتاب برگزار می شد، به راحتی می توان فهمید که نهادهای مدنی مطبوعاتی قادرند و می توانند این فاصله را پر کنند، به شرطی که حمایت و به رسمیت شناخته  شوند. در جشنواره  هفدهم جای خالی نهادهای مدنی مطبوعاتی و جای خالی مطبوعات تعطیل شده به شدت به چشم می خورد.

مطبوعات تعطیل شده یا توقیف شده که به خاطر  متهم شدن به یک یا چند اشتباه یا خطا یا تخلف یا حتی جرم اثبات شده یا اثبات نشده در یک گستره زمانی معین توقیف هستند، چرا نباید بتوانند از دورانی که اتهامی بر آنها وارد نیست در چنین رویدادی سخن بگویند؟ اگر در چنین  صحنه هایی حضور را از آنها دریغ کنیم، واقعیت وجودی آنها در دوره ای  از تاریخ اندیشه و تاریخ مطبوعات کشور در کجا می تواند تجلی یابد؟ تفاوت ها و شباهت ها کجا می تواند از اذهان به عینیت  جامعه راه یابد و زمینه تفاهم عینی را گسترش دهد.

یادمان باشد که تفاهم اجتماعی در اجزا میسر است و امری عینی است. جامعه  با ایجاد  سطوح بالا  و بالا تر سازمان های مدنی توسعه می یابد، تاسیس موفقیتآمیز هرلا یه جدیدی از سازمان  اجتماعی  به عنوان نوعی «ساختن و تاسیس» بر مبنا و اساس  دستاوردهای قبلی جامعه صورت می پذیرد و این مبانی ضروری  را «زیرساخت های لا زم» برای مراحل  بعدی توسعه می نامند.

زیرساخت های اجتماعی و فرهنگی از جنس و نوع زیرساخت های فیزیکی  نیستند که بدون توجه به گذشته با قدرت  لودر و بولدوز  و دینامیت منفجرکننده حاصل آیند، در ایجاد سطوح اجتماعی، ذهنی و روانشناختی باید مورد توجه قرار گیرد و زیرساخت های اجتماعی شامل همه تلا ش های فکری است که در مراحل پیشین بوجود آمده اند و به عنوان مبنای پیشرفت های بعدی عمل می کنند، تنها می توانیم به اصلا ح آنها بیندیشیم.

در پایان لا زم می دانم  به جلوه ها و شکوفه های زیبای فضای  نقد و نقادی در مقابل غرفه روزنامه  مردم سالا ری اشاره کنم و از اهل فکر، جوانان پرشور و علا قمند به تعالی  و رشد جامعه و هوشیار  و تیزبین صمیمانه و خاضعانه  قدردانی و تشکر نمایم که همین نگرش ها راه  قلم اجتماعی نگر را  می گشاید و بین واقعیت ها، ذهنیت ها و آرمان ها نقب می زند و قلم را بارور و روحیه را با نشاط می کند.
 
رسالت:دستاوردهای سفر قم

«دستاوردهای سفر قم»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم محمدکاظم انبارلویی است که در آن می‌خوانید؛سفر 10 روزه مقام معظم رهبری به قم دستاوردهای عظیمی برای نظام و ملت ما داشت. مروری بر این دستاوردها در هر انسان معتقد به انقلاب احساس غرور و نیز شکر به درگاه احدیت پدید می‌آ‌ورد و نعمات بی‌کران خداوند تبارک و تعالی لطف و عنایت حق تعالی به این ملت را بیش از هر زمان نشان می‌دهد.

دستاوردهای سفر قم
سفر 10 روزه مقام معظم رهبری به قم دستاوردهای عظیمی برای نظام و ملت ما داشت. مروری بر این دستاوردها در هر انسان معتقد به انقلاب احساس غرور و نیز شکر به درگاه احدیت پدید می‌آ‌ورد و نعمات بی‌کران خداوند تبارک و تعالی لطف و عنایت حق تعالی به این ملت را بیش از هر زمان نشان می‌دهد.
آنچه در زیر می‌خوانید بخش‌هایی از این سفر معنوی و الهی است.

1- رونمایی از عشق به ولایت به عنوان اصلی‌ترین منشاء وحدت ملی
سفر مقام معظم رهبری به قم و بارگاه ملکوتی حضرت معصومه سلام الله علیها نوعی رونمایی از عشق بی‌کران ملت به ولایت و اعتقاد عمیق به اسلام و مکتب اهل بیت بود. دنیا قاب دیگری از تصویر جمهوری ولایی را نظاره کرد و تفاوت آن را با جمهوری‌های متعارف امروزین به تفسیر نشست. اشتیاق و شور و هیجان مردم در استقبال از ورود کاروان و شخص مقام معظم رهبری به قم پس از رویدادهای تلخ سال گذشته، پیام‌های آگاهی بخش برای مردم و عبرت‌آموز و هشدار دهنده برای استکبار جهانی داشت. این استقبال نه در قم بلکه در سراسر ایران و حتی در سراسر منطقه و جهان واتاب داشت. گویی همه مردم ایران و منطقه در قم در این استقبال شرکت کردند و همه مردم قم در سرتاسر ایران با همین شور و اشتیاق به ولایت حضور دارند. سند حقیقی ‌این گفته را می‌شود در استقبال عظیم مردم لبنان از سفیر مقام معظم رهبری، رئیس‌جمهور ولایی ملت ایران به بیروت ملاحظه کرد. دنیا بداند در دهه چهارم انقلاب، ولایت در ایران نه به صورت حکومت بر سرها بلکه به شکل حکومت بر دل‌ها تجلی می‌کند. این مفهوم می‌تواند اوج اقتدار ملی را به نمایش بگذارد.

منشاء اصلی وحدت ملی در ایران عشق به ولایت و عشق به مکتب اهل بیت (ع) و نگهبانان اصلی آن یعنی روحانیت اصیل است. اولین دستاورد سفر به قم پاسداشت حریم ولایت علوی و پاسداشت وحدت ملی بود.

2- بازخوانی وظایف حوزه‌ها و روحانیت
ملاقات‌های پی در پی مقام معظم رهبری با مراجع، نخبگان حوزه، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، شورای مدیریت حوزه علمیه قم، مراکز پژوهشی و نیز متن طلاب و بویژه طلاب خارجی مقیم حوزه علمیه قم در حقیقت یک گفتگوی صمیمی و رو در رو با روحانیت اصیل شیعه در قرن حاضر برای بازخوانی وظایف و تکالیف حوزه‌های علمیه و روحانیت در عصر ما و در دهه چهارم انقلاب بود. حضور ده‌ها هزار طلبه مشتاق از یکصد کشور جهان در قم نشان دهنده اشتیاق زایدالوصف جهان اسلام به مکتب اهل بیت (ع) و انتظارات آنها از انقلاب اسلامی است. از آغاز عصر غیبت کبری تاکنون جهان هیچ‌وقت این همه اشتیاق برای فراگیری آموزه‌های دین از سرچشمه اصلی آن یعنی آموزه‌های محمد (ص) و آل محمد (ع) نداشته است. قم اکنون با یک "مطالبه جهانی" در نشر فرهنگ اسلام و قرآن مبتنی بر آموزه‌های اهل بیت (ع) روبروست.

تولید فکر "نو" متناسب با تقاضای بازار اندیشه جهانی،‌ توجه به "فقه" به عنوان ستون فقرات دانش حوزوی،‌ تدوین علوم انسانی مبتنی بر جهان بینی توحیدی در بستر آزاداندیشی و استقلال حوزه از مطالبات هوشمندانه رهبری از حوزه علمیه قم و حوزه‌های علمیه در سراسر کشور بود.

بازخوانی تکالیف نظام نسبت به حوزه و تکالیف حوزه نسبت به نظام و نسبت حوزه‌های علمیه با نظام به عنوان "حامی"، "ناصح" و "مدافع اصلاحگر" از جمله مسائلی بود که مورد واکاوی دقیق قرار گرفت.

تجلیل از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به عنوان خط نگه‌دار انقلاب، امام و نظام و نیز به عنوان اصلی‌ترین خاستگاه مراجع عالی‌قدر شیعه، یک بازخوانی تاریخی در این سفر بود که پیش از این هم امام (ره) همین سفارش را به طلاب فرموده بودند.

تجلیل از موسسه پژوهشی امام خمینی (ره) با مدیریت آیت الله مصباح یزدی به عنوان یک الگوی نو، جامع و کامل آموزشی و پژوهشی یک آدرس دقیق برای حرکت حوزه در نقد علوم انسانی آلوده به بدآموزی‌های سکولاریسم و تدوین علوم انسانی مبتنی بر آموزه‌های قرآنی بود.

قم اکنون با دستاورد سفر مقام معظم رهبری با یک ‌"منشور علمی" کامل و جامع روبروست که می‌تواند استراتژی و تاکتیک خود را برای رسیدن به اهداف عالیه اسلام در ایران، منطقه و جهان به خوبی تدوین کند.

3- آسیب شناسی آ‌فت‌های انقلاب و بازخوانی فتنه سال 88
مقام معظم رهبری در سفر به قم یکی از مهمترین روشنگری‌های عالمانه و محققانه خود را پیرامون آسیب‌شناسی آفت‌های انقلاب و تفسیر رخدادهای فتنه سال 88 بیان کردند.

مقام معظم رهبری ترجیع بند سخنان خود در دیدار با مردم، طلاب، بسیجیان، دانشجویان و ... را واکاوی فتنه سال 88 قرار دادند.

فتنه سال 88 یک توطئه و دسیسه آ‌مریکایی- انگلیسی بود که در بستر رقابت‌های سیاسی و انتخاباتی، همه آرمان‌ها و اهداف امام و نظام و انقلاب را هدف قرار داده بود. فتنه سال 88 یک جنگ تمام عیار "نرم" و "سخت" علیه موجودیت اصل انقلاب و آرمان‌های امام بود. دشمن از گرمی شهوت بی‌انتهای برخی رجال سیاسی به جاه و قدرت برای آتش افروزی‌ها سود برد و می‌خواست با این آتش همه چیز را در کوره "لجاجت"، "منافع شخصی" و عافیت طلبی" برخی خواص بسوزاند.

رهبر انقلاب در بازخوانی فتنه سال 88 فرمودند؛ عافیت طلبی و منافع شخصی، هوای نفس و لجاجت باعث شد عده‌ای از حق روی بگردانند و با دشمن حق همصدا شوند.

 این عده عمله برنامه‌ریزان دشمن در اجرای حوادث طی سال 78 تا 88 بودند. در حقیقت این حوادث محصول توطئه برنامه‌ریزی شده دشمن طی یک برنامه 10 ساله بود.

اما دشمن نمی‌دانست که در سیره سیاسی علویان و مکتب اهل بیت (ع) افراد و اشخاص، ملاک تشخیص حق نیستند. حق خود ملاکاتی دارد که با "بصیرت"، "اخلاص" و "عمل بهنگام" جویندگان حق خود را نشان می‌دهد.

مقام معظم رهبری در این سفر مدال بصیرت، اخلاص و عمل به هنگام را در خنثی‌سازی فتنه سال 88 و نبرد پیچیده نرم دشمن،‌ بر سینه ستبر بسیجیان کشور زدند و آنها را به عرصه مجاهدت در میدان‌های وسیع و فراگیر علم، سیاست و اجتماع و نیز عرصه‌های بین‌المللی دعوت کردند.

مردم و بویژه بسیجیان و نخبگان از مجموعه بیانات مقام معظم رهبری یک آماده باش دائمی را در برابر فتنه‌گران و هوشیاری در برابر توطئه‌های دشمن دریافت کردند و این خود ضامن تداوم بصیرت، اخلاص و عمل بهنگام است.

4- یادآوری وظایف مسئولان و تعهدات دولت در قبال قم
قم امروز مورد توجه جهان اسلام است. قم امروز مهمترین مرکز پاسداشت اسلام و مکتب اهل بیت (ع) در جهان است. نگاه به آبادانی و سطح رفاه مردم قم باید یک نگاه جهانی باشد.

پاکیزگی معماری و معماری پاکیزه در قم باید از این شهر یک وادی تمیز و پاک با نمادها و نمودهای معماری و شهرسازی اسلامی بسازد که در خور آن باشد. نقشه جامع شهر باید در یک دوره حداقل 50 ساله مورد بازبینی و بازتعریف قرار گیرد و بر این مبنا عمران و آبادانی شهر قم با شتاب و بی‌وقفه به پیش رود.

در آخرین روز سفر مقام معظم رهبری هیئت دولت به قم آمد تا سرعت این شتاب بی‌وقفه را تنظیم کند. اختصاص اعتبار 1100 میلیارد تومانی برای گام اول آبادانی قم یک حرکت رو به جلو بود. اما این گام‌ها باید همچنان هرچه بلندتر به جلو برداشته شود.

سیاست روز:آنچه غرب باید اجرا کند

«آنچه غرب باید اجرا کند»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی سیاست روز به قلم قاسم غفوری است که در آن می‌خوانید؛کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به عنوان یکی از طرف های گفت‌وگو با جمهوری اسلامی‌از برنامه تهران برای آغاز مذاکرات با غرب از 10 نوامبر خبر داد. در همین حال منابع خبری اعلام کردند در نامه دیروز رئیس دفتر دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان، از بازگشت 1+5 به میز گفت‌وگوها استقبال شده است. در این نامه بر انجام گفت‌وگوها بر مبنای نامه مورخ 15/4/89 ( 6 ژولای 2010) دکتر جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی به خانم اشتون، از 15 آبان (10 نوامبر) به بعد، در زمان و مکان مورد توافق طرفین تاکید شده است.

اشتون به نمایندگی از اتحادیه اروپا و در نهایت گروه 1+5 در حالی از آغاز مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 خبر داده که وی هنوز از پاسخ دادن به سوال‌های ایران پاسخ نداده است. سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در خرداد ماه نامه ای به اشتون نوشت که در آن 3 سوال برای ادامه مذاکرات مطرح شده بود که عبارتند از

1- هدف از گفتگوها برای تعامل و همکاری است یا ادامه روند دشمنی و تقابل با حقوق ملت ایران.2- آیا به منطق گفتگو که لازمه آن اجتناب از هرگونه تهدید به فشار است، التزام خواهید داشت.3- برای روشن شدن مبانی مشترک گفت‌وگو، نظر روشن و صریح شما درباره سلاح هسته‌ای رژیم صهیونیستی چیست؟ هر چند که رویکرد 1+5به بازگشت به میز مذاکره اقدامی قابل توجه از سوی این گروه برای جبران اشتباهات گذشته و حرکت در مسیر صحیح می‌باشد اما در باب مذاکرات چند نکته اساسی قابل توجه است.

الف ) با توجه به اینکه روند مذاکرات هسته‌ای میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 به دلیل کارشکنی‌ها و خلف وعده‌های این کشورها و اتحادیه اروپا بوده است لذا اولین اصل در این مذاکرات باید رویکرد اعضای 1+5 به اصل اعتماد سازی باشد. آنها باید گامهای عملی برای نشان دادن حسن نیت خود از آغاز مذاکرات بردارند. پاسخگویی به سه سوال‌های ایران بعد از گذشت 4 ماه بی‌توجهی می‌تواند یکی از اقدامات اعتماد ساز از سوی اروپا و شخص اشتون باشد.

1+5 باید مسئولیت توقف مذاکرات گذشته را پذیرفته و برای رفع فضای بی ‌اعتمادی گام بردارد ،در غیر این صورت مذاکرات کنونی نیز به نتیجه مطلوب دست نخواهد یافت. اذعان به غیر قانونی بودن قطعنامه 1929 و نیز لغو تحریم‌های غیر اصولی یک جانبه اروپا و آمریکا علیه ملت ایران و اذعان به حقوق هسته‌ای ملت ایران، پذیرش بیانیه تهران -امضا شده میان ایران ، ترکیه و برزیل- به عنوان چارچوب اصلی مذاکرات و.. می‌تواند بخشی از اقدامات اعتماد ساز 1+5 در قبال ایران باشد.

ب) گروه 1+5 و نیز اروپا باید آموخته‌ باشند که مذاکره با استفاده از ابزار نخ نما شده تحریم و تهدید امکان پذیر نمی‌باشد و اصرار آنها بر استمرار سیاست‌های گذشته جز بی‌نتیجه بودن مذاکرات حاصلی به همراه ندارد. کشورهای غربی همواره بر این توهم هستند که می‌توانند با سایر کشورها به عنوان متهم برخورد کرده و سایر کشورها باید پاسخگوی آنها باشند. این کشورها باید بدانند که با جمهوری اسلامی ایران نمی‌توانند چنین برخوردی داشته باشند و باید ضمن پذیرش نقش بین المللی آن ، مذاکره بر اساس اصل (برد – برد ) را در دستور کار قرار دهند.

به هر تقدیر مذاکره با ایران فرصتی برای این کشورها است تا بتوانند از ظرفیت‌های منطقه‌ای و جهانی ایران برای دست یافتن به راه حلی عملی جهت حل بحران‌های حاکم شده بر جهان برخوردار شوند. امری که جهانیان به آن اذعان دارند که دعوت از ایران برای نشست افغانستان در ایتالیا تنها نمونه کوچکی از آن می‌باشد.

ج) از نکات مهم در عملکردهای گروه 1+5 بی توجهی آنها به اعترافات آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر صلح آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران و نیز خواست جهانی برای پذیرش حقوق هسته‌ای ملت ایران می‌باشد. متاسفانه کشورهای غربی با نادیده گرفتن این اصول همچنان به سیاست‌های سوخته و نخ نما شده علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه می‌دهند.

افکار عمومی جهان همواره خواستار پایان این رویکرد و گرایش 1+5 و اروپا به پذیرش حقوق هسته‌ای و صلح آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران است که بازگرداندن پرونده ایران از شورای امنیت به آژانس بین المللی انرژی اتمی و پایان دادن به سیاسی بودن فعالیت آژانس در قبال پرونده هسته‌ای ایران از محورهای آن را تشکیل می‌دهد.

در جمع بندی کلی از رویکرد اتحادیه اروپا و گروه 1+5 به از سرگیری مذاکرات هسته‌ای ، می‌توان گفت که هر چند این اقدام گامی مثبت از سوی این کشورها برای جبران اشتباهات گذشته‌اشان در قبال جمهوری اسلامی ایران و حقوق ملت ایران است اما این کشورها باید بدانند که استمرار سیاست‌های نخ نما شده گذشته بویژه اصرار بر اجرای سیاست تهدید و تحریم این مذاکرات را به بن بست خواهد رساند. لذا این کشورها پیش و هنگام مذاکرات باید ضمن کنار نهادن سیاست‌ تهدید و تحریم برای جبران اشتباهات گذشته گام بردارند تا فضای بی‌اعتمادی حاکم شده بر مذاکرات که نتیجه عملکردهای این کشورها است ، به فضای اعتماد مبدل گردد.
 
تهران امروز:برنامه‌ای برای اجرا یا...

«برنامه‌ای برای اجرا یا...»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی تهران امروز به قلم رسول رضایی است که در آن می‌خوانید؛نمایندگان مجلس امروز در شرایطی کار تصویب نهایی لایحه برنامه پنجم توسعه را در دستور کار قرار می‌دهند که سخنان جمعی از مقامات کشورمان از جمله غلامعلی حدادعادل رئیس سابق مجلس و رئیس فعلی کمیسیون فرهنگی مجلس در همایش چشم‌انداز سند 20 ساله سوال‌هایی اساسی در حوزه برنامه نویسی به‌ویژه میزان پایبندی به اسناد توسعه‌ای کشور از سوی دولت و مجلس ایجاد کرده است.

آن‌گونه که حدادعادل از تجارب خود در دوران ریاست بر مجلس هفتم می‌گوید تمام اسناد توسعه‌ای کشور از جمله سند چشم‌انداز برنامه توسعه و قوانین کشور به صورت محترمانه‌ای کنار گذاشته می‌شوند و از آن مهمتر نه دولت و نه مجلس دغدغه چندانی برای سنجش میزان عمل به آن ندارند.

اگر سخنان رئیس سابق مجلس را ملاک قرار دهیم، باید به این پرسش اساسی پاسخ داد که چرا برنامه می‌نویسیم و اگر قرار است صرفا برای خالی نبودن عریضه اسناد توسعه‌ای را به تصویب برسانیم و سپس به صورت محترمانه‌ای آن‌را کنار بگذاریم و از آن مهمتر نه دولت رغبتی برای ارائه گزارش میزان تحقق اهداف پیش‌بینی شده نشان بدهد و نه مجلس پیگیر سرنوشت اسناد توسعه‌ای که خود تصویب کرده است، باشد آیا بهتر نیست در چنین شرایطی در نوع برنامه‌نویسی هم تغییراتی را به خرج دهیم که وقت و سرمایه ملی کشور به هدر نرود؟ در واقع هنوز کسی نمی‌داند که چرا اسناد توسعه‌ای کشور با آمد و شد مجالس و دولت‌ها به چنین سرنوشتی دچار می‌شوند.

اما اگر باز هم به سخنان رئیس کمیسیون فرهنگی مراجعه کنیم در‌می‌یابیم عدم هماهنگی دولت و مجلس که به گفته حدادعادل به نواختن ساز یکی در ابوعطا و دیگری در ماهور منجر می‌شود بیشتر به خاطر این است که دو نهاد یاد شده یعنی دولت و مجلس دارای خاستگاه متفاوت کارشناسی هستند و از یک مرکز واحد پشتیبانی نمی‌شوند.

جمهوری اسلامی:طرح هدفمندی و اعتماد به مردم 

«طرح هدفمندی و اعتماد به مردم»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛در اینکه طرح هدفمندی یارانه‌ها یک طرح ملی و ضروری است و باید اجرا شود تردیدی نیست.همه‌ی اقتصاددانان، همه‌ی جناح‌های سیاسی و همه‌ی صاحبنظران مدیریتی و اجتماعی بر این موضوع اجماع دارند و به همین جهت، همکاری‌های لازم را نیز برای اجرای آن بعمل میآورند. این ویژگی را در کمتر موضوعی می‌توان یافت و به همین دلیل که طرح هدفمندی یارانه‌ها اینهمه مورد اتفاق و حمایت همه جانبه است، مسئولان اجرائی کشور باید برای توفیق یافتن در اجرای آن به مردم اعتماد کنند و از رفتارها و اظهاراتی که اعتماد به مردم را زیر سؤال ببرد و یا مردم را نسبت به مسئولان دچار تردید کند بپرهیزند.

هر چند برای حذف یارانه‌ها شیوه‌های دیگری نیز وجود دارد که یکی از آنها تغییر تدریجی قیمت هاست، لکن هنگامی که یک روش توسط مسئولان برگزیده می‌شود، همه باید به آن پایبندی نشان دهند و در چارچوب راهکارهای قانونی مشخص شده به اجرای آن کمک کنند. پذیرفتن نواقص، عیب‌ها و اشکالات و تلاش برای برطرف کردن آنها و اصلاح طرح نیز از جمله اقداماتی است که مسئولان اجرائی باید به آن متعهد باشند تا همکاری‌های جمعی بیشتر شود و مردم نیز با انگیزه بیشتر از این طرح استقبال کنند و تا پایان راه با مجریان آن همکاری نمایند.

کشور ما حذف تدریجی یارانه‌ها را در اواخر دهه هفتاد و اوائل دهه هشتاد در مورد بعضی اقلام از جمله بنزین تجربه کرد و در واقع طرح هدفمندی یارانه‌ها به صورت بخشی و با شیب بسیار ملایم در آن دوران به اجرا درآمد و توفیقاتی نیز کسب کرد. در آن زمان مجلس هفتم با شعار تثبیت قیمت‌ها و جلوگیری از افزایش آن، طرح افزایش تدریجی قیمت بنزین را متوقف کرد ولی نتوانست جلوی افزایش قیمت کالاها را بگیرد و در عمل شعار تثبیت قیمت‌ها به محاق رفت و ناکام ماند.

هر چند مجلس هفتم و کسانی که با شعار تثبیت قیمت‌ها مانع ادامه اجرای طرح افزایش تدریجی قیمت بنزین شدند، درصدد خدمت به اقتصاد کشور و رفاه مردم بودند ولی در عمل مانع پا گرفتن یک تجربه مهم شدند که اگر به نتیجه می‌رسید می‌توانست الگوی مناسبی برای حذف یارانه‌ها و تحقق عدالت اقتصادی بطور عام و در همه‌ی بخش‌ها باشد. درست است که اکنون زمان بازگشت به آن موضوع نیست و نباید مجلس هفتم را به خاطر ناپخته عمل کردن در این زمینه سرزنش کرد، لکن می‌توان با یادآوری این موضوع، به همه‌ی دست اندرکاران یادآور شد که با طرح کنونی هدفمندی یارانه‌ها همراهی کنند و به راهی نروند که منجر به متوقف شدن این طرح و یا حتی کند شدن اجرای آن شود. همانطور که از دست رفتن فرصت گذشته یک ضایعه برای کشور بود، از دست دادن فرصت کنونی نیز یک ضایعه خواهد بود و کشور ما با ویژگی‌هائی که از نظر اقتصادی دارد تحمل از دست دادن چند باره فرصت‌ها را ندارد.

نکته‌ای که اکنون در اظهارات بعضی مسئولان اجرائی درباره اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها وجود دارد و به نظر می‌رسد باید از آن پرهیز شود اینست که عموماً یک جریان ضد هدفمندی، که با آمادگی کامل درصدد کارشکنی در برابر این طرح است، را مطرح می‌کنند و به این جریان فرضی هشدار می‌دهند که مبادا وارد عمل شود و کارشکنی کند که اگر چنین کند سرکوب خواهد شد.

این اظهارات، که می‌تواند یک روش تبلیغاتی برای پیشگیری از کارشکنی‌های احتمالی باشد، فقط درصورتی کارائی خواهد داشت که عنصر "احتمالی" بودن تحرکات کارشکنانه را در تبلیغات دخالت بدهد و آمادگی‌های لازم را برای مقابله قانونی با این قبیل تحرکات داشته باشد. چنین کاری، لازمه هر اقدام مهمی است و اجرای طرح مهم و ملی هدفمندی یارانه‌ها قطعاً از بارزترین مصادیق این قبیل اقدامات است. اما آنچه در هفته‌های اخیر در این زمینه از زبان بعضی مسئولان اجرائی شنیده شده، قدری فراتر است بطوری که در افکار عمومی شائبه نوعی تلاش برای سیاسی کردن موضوع و حتی امنیتی کردن آن مطرح شده است.

واقعیت اینست که اجرای طرحی که مورد وفاق همه‌ی صاحبنظران و همه‌ی جناح‌های سیاسی است و کلیه دستگاه‌های وابسته به قوای سه گانه و امکانات متعلق به نظام را با خود دارد، نه دچار مشکل امنیتی است و نه هیچ مشکل دیگری که بتواند اخلالی در روند اجرائی آن پدید آورد. به همین دلیل، آنچه ممکن است از این قبیل اظهارات برداشت شود، نوعی ضعف در اجرای طرح و یا بی اعتمادی به مردم است. اینها اموری هستند که مسئولان اجرائی به ویژه دست اندرکاران اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها باید با رفتارها و گفتارهای متقن و منطقی خود و با اعتماد به نفس بالائی که در هنگام سخن گفتن درباره این طرح نشان می‌دهند از القاء آنها پرهیز نمایند و حتی عکس آنرا به افکار عمومی بفهمانند.

منظور این نیست که مسئولان نسبت به کارشکنی‌های احتمالی هوشیار، کنجکاو و حساس نباشند. قطعاً چنین انتظاری خلاف مصالح عمومی است، آنچه باید مورد توجه باشد اینست که اظهارات مسئولان اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها نشان دهنده اعتماد به نفس آنها باشد و به مردم نیز آرامش خاطری بدهد که موجب افزایش انگیزه آنان برای همراهی و همکاری با مسئولان گردد. این، پایه ای‌ترین عامل موفقیت طرح هدفمندی یارانه‌ها خواهد بود.

ابتکار:چرا دیگر به شیوه گذشته نمی‌نویسید؟

«10 روز بی نظیر»،«جشنواره مطبوعات در فاصله بین رویداد و فرآیند»،«دستاوردهای سفر قم»،«آنچه غرب باید اجرا کند»،«برنامه‌ای برای اجرا یا...»،«با برنامه یا بی‌برنامه»،«چرا دیگر به شیوه گذشته نمی‌نویسید؟»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن می‌خوانید؛هفدهمین نمایشگاه مطبوعات که این روزها در حال برگزاری است، فرصت ارتباط و گپ و گفت مستقیم بین تعدادی از مخاطبان و رسانه‌ها می‌باشد.

اگر چه نمایشگاه امسال به هزار و یک دلیل، شور و نشاط گذشته را ندارد و تا کنون استقبال کننده کمی را به خود دیده است، اما همین مقدار فرصت هم غنیمت است،نفس برپا کردن نمایشگاه مطبوعات در این شرایط مغتنم است .بسیاری از صاحبان رسانه برغم داشتن اعتراض و انتقاد به جا نمایی غرفه هایشان اما به دلیل غنمیت شمردن فرصت و احترام به مخاطبان خود،ترجیح دادند که حضور داشته باشند و ساعت‌ها در غرفه چشم به راه خواننده‌های خود باشند .

گپ و گفت بازدیدکننده‌ها وخواننده رسانه‌ها با سرویس‌های مختلف و صاحبان آثار و مدیران رسانه ها، بسیار شیرین و دل انگیز است .وقتی خواننده‌ای با ذکر تاریخ یک سرمقاله به پاراگرافی اشاره می‌کند و با تائید یا رد آن، نظر خود را بیان می‌کند تمام خستگی و ناملایمات از تن نویسنده خارج می‌شود و حس مسئولیت را بر می‌انگیزاند.

اما در این بین یک چیز در گفته‌های قریب به اتفاق بازدیدکننده‌ها خود نمایی می‌کند و آن اینکه چرا دیگر به شیوه گذشته نمی‌نویسید؟و چرا شجاعت گذشته را ندارید؟ و چرا خود سانسوریتان زیاد شده است و دهها چرای دیگر که تعابیر یک سوال محوری است؛ چرا در بیان واقعیات گرفتار مصلحت اندیشی زمانه شده اید؟
شاید همین سوالات باعث نیامدن بسیاری از بازدید کننده‌های سالهای گذشته باشد.طرح این نوع سوالات، نگارنده را به یاد سوالی انداخت که پس از انتشار روزنامه صوراسرافیل از دهخدا پرسیده شد و آن اینکه چرا دیگر به شیوه ی چرند و پرند نمی‌نویسید؟پاسخ دهخدا به سوال فوق برای شرایط امروز هم بسیار جالب و خواندنی است .او گفت آن شور و هیجان انسانها در دوره مشروطه را به من برگردانید تا بار دیگر به آن سبک و سیاق بنویسم .با نگاهی به تاریخ مطبوعات ایران به اصل نانوشته‌ای بر می‌خوریم و آن اینکه پس از هر دوره ی اوج گیری فعالیت‌های مطبوعاتی و رشد و بالندگی رسانه‌ها،دوره رخوت و افت و تنزل مطبوعات و کاهش تاثیرگذاری آنان بر تحولات سیاسی و اجتماعی شروع شده است .چرای این مسئله، نیاز به تحلیل مستقل دارد .به طور طبیعی تاثیرگذاری مطبوعات برجریانهای اجتماعی،اقتصادی و سیاسی خود در نتیجه اوج گیری جریانهای سیاسی،اجتماعی و اقتصادی است .

مطبوعات نهاد تولید جریان بحساب نمی‌آیند بلکه آئینه و پژواک جریانهای موجود می‌باشند. هرگاه جریانهای سیاسی،اجتماعی در اوج باشند، تاثیرگذاری رسانه‌ها نیز به اوج می‌رسد .عکس آن نیز صادق است. وضعیت مطبوعات در شرایط کنونی خود تحت تاثیر فضای عمومی حاکم می‌باشد.میزان اقبال و ادبار تحت تاثیر شرایط عمومی است. هیچ رسانه‌ای بدون تاثیرپذیری از شرایط پیرامونی، امکان تاثیرگذاری مستقل ندارد.

مطبوعات همچون بسیاری از موضوعات دیگر،حلقه‌ای در درون حلقه‌های بهم پیوسته است که نسبت مهمی با حوزه قدرت،اقتصاد خانواده،نگرش جامعه دارد.

یکی از کاستی‌های امروز جامعه، نبود احزاب قدرتمند می‌باشد در این شرایط بسیاری انتظار دارند مطبوعات جای خالی احزاب را پر نمایند و این ناشدنی است.

موانع پیش روی احزاب،سد راه مطبوعات هم هست. نبود احزاب باعث شده که سیالیت و چرخش سریع در مواضع افراد مشاهده شود، نه اصلاح طلب در جایگاه خودش است و نه اصولگرا در موضع خود ماندگار است همین شناور بودن و سیالیت به مطبوعات هم منتقل می‌شود و عدم ثبات مواضع مطبوعات باعث بلاتکلیفی مخاطبان می‌گردد و امروز به مهمترین دلیل بی انگیزگی آنان تبدیل شده است .

اصرار بر قالب‌های شبیه بهم و محتوای یکسان،باعث ریزش روزافزون مخاطبان است.کاهش چشمگیر اقتصاد مطبوعات،نا امن شدن فضای کاری،حاشیه سازی‌های متولیان و بی اعتقادی آنان به کارکرد رسانه، در پیدایش شرایط کنون نقش بسزایی داشته است.به هر حال برغم آنچه گفته شد، هنوز چراغ رسانه‌های مستقل روشن است و حضور مخاطبان رسانه‌های مستقل و دلگرمی آنان مهمترین مشوق برای عبور از شرایط کنونی است.

دنیای اقتصاد:با برنامه یا بی‌برنامه

«با برنامه یا بی‌برنامه»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم محمد صادق جنان‌صفت است که در آن می‌خوانید؛نخبگان، فرهیختگان و روشنفکران ایرانی از یک‌طرف و میلیون‌ها شهروند ایرانی از سوی دیگر، دو دسته پرسش‌های کلان و بلندمدت و نیز کوتاه‌مدت و مرتبط با مسائل روزمره دارند که باید به آنها توجه شود.

شهروندان و مردم عادی می‌پرسند قیمت بنزین، آب، برق، گاز مایع و گازوئیل پس از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها چقدر خواهد شد؟ آیا میزان پولی که قرار است از طرف دولت به عنوان جبران افزایش قیمت‌ها به آنها پرداخت شود، آن‌قدر هست که فقیرتر نشوند؟ نخبگان نیز درباره چگونگی و ماهیت برنامه پنجم توسعه و دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز توسعه و اینکه آیا در تدوین و اجرای این قانون‌های بلندمدت کامیاب بوده‌ایم یا نه، پرسش‌هایی دارند.

اما درباره پرسش نخبگان و فرهیختگان در همایش ملی نقش مدیریت راهبردی در تحقق سند چشم‌انداز بیست‌ساله، علاوه بر رییس‌جمهور، برخی از مقام‌های ارشد سیاسی نیز صحبت کردند. دقت در گفتار رییس‌جمهور، نایب رییس اول مجلس، رییس سابق مجلس و مشاور مقام معظم رهبری در این همایش نشان می‌دهد که نگاه‌های متفاوتی به برنامه، سند چشم‌انداز و شرایط محقق شدن آنها دارند.

رییس‌جمهور که نقش اول در اجرای مفاد سند چشم‌انداز را دارد شرایط تحقق آن را به مسائل و مدیریت جهانی گره زد و به مسائل داخلی اشاره نکرد. رییس سابق مجلس و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اما در این همایش ضمن انتقاد از فقدان یک حزب نیرومند که بتواند مجلس و دولت یکپارچه را تشکیل دهد از اینکه قانون‌ها اجرا نمی‌شوند نیز اظهار تاسف کرد.

دقت در سخنان غلامعلی حداد عادل نشان می‌دهد این اتفاق بی‌نظیری را که در ایران رخ داده و قانون اجرا نمی‌شود، باید جدی گرفت. وقتی چنین صحبتی آن هم در بالاترین سطح مدیران سیاسی که اتفاقا در یک جناح سیاسی قرار دارند طرح می‌شود، پرسش دیگری نیز پیش می‌آید که آیا قانون‌نویسی برای دوره میان مدت تحت عنوان برنامه‌های توسعه ضرورت دارد یا نه؟ برخی کارشناسان و اقتصاددانان معتقدند در چنین شرایطی که مجلس هشتم پذیرفت بدون ارزیابی کارنامه اجرای قانون برنامه چهارم، لایحه را بررسی کند و سپس با اعتراض دولت، مصوبات کمیسیون تلفیق را دوباره تغییر دهد، برنامه داشتن یا نداشتن تفاوتی نمی‌کند که رییس سابق مجلس نیز از زاویه‌ای دیگر به این مساله مهر تایید زد.

برخی دیگر اما براین باورند که قانونی کردن برنامه‌های میان مدت 5 ساله دست کم این فایده را دارد که چارچوبی برای اندازه‌گیری کامیابی و ناکامی و توجه یا بی‌توجهی دولت است و تنها سندی است که شاید نهادهای نظارتی با استناد به آن کارنامه و برنامه را بررسی و ضعف‌ها و قوت‌ها را بازشناسی کنند.

واقعیت این است که در چند سال گذشته، نهاد دولت با استناد به دلایلی که مطرح کرده و البته پاسخ کارشناسانه متقابلی نیز دریافت نکرده است، برنامه چهارم را اجرا نکرده و در تحقق سند چشم‌انداز نیز هنوز عملکردی ارائه نشده است. اتفاق به معنای این است که «با برنامه» یا «بی‌برنامه» بودن کشور در بهبود ارزیابی‌ها و نظارت‌ها چندان تفاوتی نداشته است. در چنین وضعیتی است که باید دست‌کم پاسخ شهروندان را جدی گرفت و دولت را در چارچوب قانون فعلی هدفمند کردن یارانه‌ها تحت نظارت دقیق قرار داد. پرسش نخبگان را می‌توان بعدها جواب داد؛ اما نگرانی شهروندان پاسخ سریع می‌خواهد.

جهان صنعت:تبعات مخفی‌کاری دولت‌

«تبعات مخفی‌کاری دولت‌»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جهان صنعت به قلم طهماسب طلایی‌ است که درن می‌خوانید؛ وزارت بازرگانی این روزها از کنترل بازار پس از هدفمندی یارانه‌ها خبر می‌دهد اما همزمان با تبصره‌هایی ناامیدکننده بر گرانی‌های احتمالی صحه می‌گذارد تا برخی با پیش‌بینی‌های برهم‌زننده بازار به احتکار کالا ترغیب شوند. یکی از همین محتکرین خانگی که 20 کیلو چای را برای مصرف خانگی خریده بود، می‌گفت وقتی مسوولان می‌گویند گرانی نداریم شاهد رشد قیمت‌ها می‌شویم حالا که خود می‌گویند گرانی داریم قرار است چه شود؟

به باد بیاوریم گفته‌های دولتمردان را که از مدت‌ها قبل عدم اطلاع‌رسانی زمان اجرا و مبلغ یارانه‌ها را برای ممانعت از احتکار و سودجویی می‌دانستند اما ناخواسته باعث نگرانی عمومی و سودجویی‌ها شدند. حالا باید از ایشان بپرسیم که رشد خرید مردم و احتکار خانگی که مضاف بر احتکار‌های بازاری شده است همان نتیجه‌ای است که مدنظر داشتند؟

اگر پاسخ منفی است باید پرسید که آیا افزایش قیمت‌ها پیش از هدفمندی یارانه‌ها نتیجه عدم شناخت دولت از بازار نبوده؛ همان بازاری که دوران جنگ و پس از آن را به خوبی یاد دارد و احتکار کالا و رمز و راز‌هایش را به خوبی می‌شناسد؟ باید پذیرفت که دولت در این پیشگیری خود قافیه را به تجربه بازار و عقل معاش مردم باخته و خود دلیلی شده برای گرانی‌ها چراکه مخفی‌کاری طولانی دولت هر چه بود به نفع مردم نشد!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها