به بهانه پخش فیلم «هر شب تنهایی» در تلویزیون

و امامی‌که در این نزدیکی است

«هر شب تنهایی» دومین قطعه از سه‌گانه‌ای است که رسول صدرعاملی با موضوع امام رضا(ع)‌ ساخته است. درنگاه اول فیلم‌های رضوی (یعنی فیلم‌هایی که با محوریت امام رضا(ع) ساخته می‌شوند) در نقطه تلاقی گونه‌های دینی و تاریخی قرار می‌گیرند؛ اما اگر حوزه دیدمان را وسیع کنیم در مرحله بعدی می‌توانیم ردپای فیلم‌های رضوی را در گونه‌های دیگر هم پیدا کنیم.
کد خبر: ۳۶۳۱۵۳

در شاخه آثار تاریخی، ‌سریال ولایت عشق مهدی فخیم‌زاده شاخص‌ترین اثری است که درباره زندگی تاریخی امام هشتم ساخته شده است. فخیم‌زاده با ولایت عشق بخش‌های مهمی از تاریخ اسلام و تشیع را ورق زد و ابعاد مختلف زندگی آن حضرت را به بینندگان تلویزیونی شناساند.

در کنار این گروه آثاری قرار می‌گیرند که می‌خواهند حس دلبستگی ایرانیان مسلمان را به امام مهربانی‌ها نشان بدهند.

هر ساله میلیون‌ها دلداده مشتاق برای زیارت امام هشتم (ع) رهسپار مشهد مقدس می‌شوند. در نظر مسلمانان، حضرت امام رضا(ع) نماد تمام نیکی‌ها و کانون خوبی‌های عالم است و زیارتش نور و امید و نشاط را در دل‌ها زنده می‌کند.

حرم مطهر امام رضا(ع) بخشی از هویت دینی ایرانیان است و تاثیرات آن در زندگی فردی و اجتماعی هموطنانمان غیرقابل انکار است. بخش زیادی از آداب و رسوم و اعتقادات ما با این هویت گره خورده و هر کس به سهم خودش از برکات و ثمرات آن بهره‌مند شده است.

با این دیدگاه، فیلم‌های رضوی می‌توانند دامنه‌ای وسیع‌تر از آنچه هست، پیدا کنند. ارتباط حسی و معنوی مردم ما با این امام همام همواره منجر به خلق لحظاتی شده است که جذابیت نمایشی بالایی دارند و بستر مناسبی برای خلق آثار سینمایی در گونه‌های مختلف به شمار می‌روند.

معمولا داستان‌نویسان و فیلمسازان در آثار مرتبط با فرهنگ رضوی چند محور را مورد توجه قرار می‌دهند.

در خیلی از این گونه داستان‌ها با شخصیتی مواجه هستیم که به عشق زیارت راهی شهر مشهد می‌شود.

فیلم هر شب تنهایی نیز کم و بیش از همین خط داستانی بهره می‌برد. با این تفاوت که فیلمنامه‌نویس در شخصیت‌پردازی قهرمان داستان، چند نکته ظریف را رعایت می‌کند.

بارزترین ویژگی عطیه (با بازی لیلا حاتمی) این است که او خودش را مشتاق زیارت نشان نمی‌دهد. در خیلی از فیلم‌های اینچنینی، قهرمان داستان سال‌ها آرزوی زیارت حرم آقا را در دل می‌پروراند و همه موانع را رد می‌کند تا به آرزوی دیرینه‌اش برسد.

اما عطیه بدون خواست قبلی و با اصرار همسرش به مشهد آمده است. دست تقدیر او را در بحرانی‌ترین روزهای زندگی اش به مشهد کشانده تا سرنوشتش به گونه‌ای دیگر رقم بخورد.

معمولا وقتی با چنین طرح‌های داستانی مواجه هستیم شخصیت اصلی یک انسان متعالی و معصوم است که بجز زیارت و پابوسی آقا هیچ دغدغه دیگری ندارد.

اما عطیه برخلاف آدم‌های اینچنینی به تاثیر زیارت چندان اعتقادی ندارد. عطیه یک آدم ناامید و سرخورده است که ایمانش را نسبت به مفاهیمی همچون معجزه و شفا از دست داده است. او این بی‌میلی‌اش را در چند دیالوگ بیان می‌کند؛ بنابراین هنگامی که در فضای معنوی حرم قرار می‌گیرد و آرامش می‌یابد، این تاثیرپذیری‌اش بیشتر به چشم می‌آید.

در فیلم هر شب تنهایی،‌ لیلا حاتمی نقش یک مجری رادیو‌ را بازی می‌کند که در زندگی شخصی‌اش دچار بحران ناامیدی و سرخوردگی شده است. اما او باید برای شنوندگانش به گونه‌ای نقش بازی کند که این حس یاس به آنها منتقل نشود؛ بنابراین عطیه‌ در یک موقعیت دوگانه گیر افتاده است. او باید با مخاطبانش از امیدواری و نشاط سخن بگوید، در حالی که خودش به بن بست رسیده است.

با این دیدگاه، فیلم‌های رضوی می‌توانند دامنه‌ای وسیع‌تر از آنچه هست، پیدا کنند. ارتباط حسی و معنوی مردم ما با این امام همام همواره منجر به خلق لحظاتی شده است که جذابیت نمایشی بالایی دارند و بستر مناسبی برای خلق آثار سینمایی در گونه‌های مختلف به شمار می‌روند

لیلا حاتمی در این فیلم با شناخت درستش از شخصیت بخوبی از عهده ایفای نقش برمی‌آید. نقطه قوت بازیگری او در هر شب تنهایی، انتقال حس مظلومیت و تنهایی‌اش است. او همچنین بده و بستان عاطفی خوبی با بازیگر نقش مقابلش دارد.

این بازیگر در فیلم‌هایی مختلف همچون شیدا، لیلا و ایستگاه متروک‌ حس و حال معنوی تاثیرگذاری به نقش بخشیده است.

معمولا فیلم‌های دینی با حضور نابازیگران یا بازیگران کمتر شناخته شده ساخته می‌شوند.

در این ارتباط می‌توان فیلم‌های رنگ خدا، بچه‌های آسمان، تولد یک پروانه و زیر نور ماه را مثال زد که بازیگران اصلی‌شان در دایره ستاره‌ها قرار نمی‌گرفتند.

اما در فیلم هر شب تنهایی با دو ستاره پرطرفدار سینما یعنی لیلا حاتمی و حامد بهداد مواجه‌ایم. موفقیت نسبی فیلم هر شب تنهایی در گیشه نشان داد که می‌توان با نیت خیرخواهانه به سراغ بازیگران ستاره رفت و از مخاطب جواب مثبت گرفت. در این فیلم 2 بازیگر در جای درستی قرار گرفته‌اند که این انتخاب مناسب، هم باورپذیری بیشتر را به دنبال داشته و هم منجر به جذب دایره وسیع‌تری از مخاطبان شده است.

صدرعاملی در فیلم شب نیز با محور قرار دادن موضوع زیارت به دغدغه‌های آدم‌های معمولی پرداخت. در آن فیلم حسرت شدید یک متهم دستبند زده شده به زیارت حرم امام رضا(ع) را شاهد بودیم.

با بررسی دو فیلم شب‌ و هر شب تنهایی‌ ساخته صدرعاملی چند محور مشترک را می‌توان پیگیری کرد. در این دو فیلم آدم‌ها بشدت زمینی و قابل لمس هستند و نیایش و زیارت بخشی از زندگی روزمره‌شان را تشکیل می‌دهد. در هر دو شخصیت‌های اصلی ناخواسته و بدون هدف قبلی به شهر مقدس مشهد کشیده شده‌اند و تغییر حالشان در همین بستر شکل گرفته است. اما تاثیرپذیری شخصیت‌ها از محیط معنوی حرم متفاوت است. در فیلم شب، متهم بازگشت نزد سرباز مراقبش را به فرار ترجیح می‌دهد و اعتماد او را نسبت به خودش جلب می‌کند.

در فیلم هر شب تنهایی این تاثیرپذیری به شکل کمرنگ‌تری نشان داده می‌شود. عطیه پس از مواجه شدن با یک دختربچه در حیاط حرم، او را مورد مهر و محبت خودش قرار می‌دهد.

حاصل این مهرورزی حس آرامش و رضایتی است که از فضای مقدس حرم به او منتقل می‌شود. عطیه شهر مشهد را با یک حس خوب ترک می‌کند. انگار قرار نیست معجزه‌ای بزرگ رخ دهد. همین که عطیه لبخندی بزند و دیدش نسبت به زندگی عوض بشود، کافی است.

در فیلم هر شب تنهایی تغییر حال عطیه آنقدر ضعیف است که اصلا به چشم نمی‌آید. این تاثیرپذیری در آخرین لحظات فیلم رخ می‌دهد. یعنی درست لحظه‌ای که عطیه سوار بر قطار شده و می‌خواهد شهر مشهد را ترک کند.

تاکید بیشتر کارگردان بر تحول عطیه می‌توانست تاثیرپذیری معنوی محصول نهایی کار را بیشتر کند؛ چرا که در وضعیت فعلی متوجه نمی‌شویم سرنوشت بیماری لاعلاج او چه شده و از شدت یاس و سرخوردگی‌اش چقدر کاسته شده است.

این رویکرد در تقابل با داستان‌هایی قرار می‌گیرد که شخصیت اصلی پس از مواجهه با حرم امام رضا(ع) به کلی متحول شده و به آدم دیگری بدل می‌شود. چندی پیش در یکی از این داستان‌ها خواندم که فرد قهرمان پس از آمدن به مشهد و دیدن قطرات باران از فکر خودکشی منصرف می‌شد و ایمان و اعتقاد تمام وجودش را فرا می‌گرفت! مسلما مخاطب نمی‌تواند با این گونه تغییر و تحول‌های غیرقابل باور ارتباط برقرار کند. اما از آن طرف تغییر احوالات شخصیت نباید آنقدر کمرنگ باشد که تاثیرگذاری فیلم زیر سوال برود.

ورود کارگردان‌های خوش‌سابقه و کاربلد به سینمای دینی را باید اتفاقی مبارک تلقی کرد. صدرعاملی در این دو فیلم (شب و هر شب تنهایی) به دام سفارشی‌سازی و شعارگویی نیفتاده و اعتقادات شخصی خودش را درباره موضوع زیارت بیان کرده است. قاب‌های زیبا و چشم‌نواز فرج حیدری از فضای داخل حرم و بازی‌های یکدست و روان دو بازیگر اصلی، دست به دست هم داده‌اند تا با یک فیلم خوش ساخت درباره زیارت و امام رضا(ع) مواجه باشیم.

احسان رحیم زاده / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها