در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جسی تو از این قابلیت برخورداری که بتوانی هم عصبی به نظر بیایی، هم فعال و هم بامزه. من از همه اینها تعجب میکنم. فکر نمیکنی یک کم وامدار وودی آلن باشی؟
کاملا. فکر میکنم او راهی را پیش پای مردم گذاشت تا نشانشان بدهد نباید برای بازی در فیلم فقط همفری بوگارت بود.
آیا تا به حال فکر کردی که اگر سراغ روانشناسی و این جور کارها بروی و ظاهر عصبی و نگرانت را از وجودت پاک کنند، ممکن است کارت را هم از دست بدهی؟
در واقع تا به حال دو بار برای رواندرمانی رفتهام. نمیدانم، اما این درمانها من را به آدم ناراحتی بدل میکند.
آیا فکر میکنی به رواندرمان خوب و بد هم ارتباطی داشته باشد؟
بله. مثل پلیس خوب و بد است. یک روان شناس سعی میکند من را از چیزهای بدی که اذیتم کردهاند راحت کند و یکی دیگر خیلی راحت لبخند میزند و میگوید خب این خوبه!
حالا بگو همه چیز چطور شروع شد؟
من در نیوجرسی بزرگ شدم و از وقتی 7 سال داشتم روی صحنه تئاتر رفتم. اما من نتوانستم مدرسه را درست دنبال کنم چون در مدرسه خیلی دیوانه بودم. خیلی روزهای سختی برای من بود. اما بازی راهی برای تخلیه درونی من بود. هنوز هم همینطور است. وقتی داری بازی میکنی باید یک رفتار تعیین شده داشته باشی؛ اما در زندگی اینطور نیست، خودت باید رفتارت را تعیین کنی. به همین دلیل بازی کمک میکند تمام روز را بدون خرابکاری با کارهای تعیین شده پیش ببری.
وقتی داشتی در فیلم زامبیلند بازی میکردی، یک چیزی داشتی مینوشتی. نه؟
آره، داشتم سعی میکردم یک نمایشنامه بنویسم و تهیه کنم. شاید هم کردم. نمیدانم. من نمایشنامه مینویسم و یک نمایشنامه موزیکال هم آماده دارم. اما فکر میکنم تنها دلیلی که مردم نمایشنامههای من را میخوانند این است که من را برای بازی در سینما میشناسند. این برای من خیلی سخت است.
آیا زیاد به لباس و مد و این چیزها فکر میکنی؟
در زندگی شخصیام، نه. چند سال است حتی یک لباس نخریدم. معمولا آخرین روز فیلمبرداری یک فیلم، سری به گنجه لباسها میزنم و چند تایی را بر میدارم. چند هفته پیش، چند تا شلوار از یک جایی برداشتم و برایشان ایمیل کردم که چون لازم داشتم آنهار را قرض گرفتم بعد برایتان بر میگردانم. خیلی کار زشت و خفتباری بود. مردم فکر میکنند من یک بازیگرم و میتوانم حسابی لباس بخرم، اما من فقط دوست دارم لباسهای فیلمها را داشته باشم. در حالی که این سختتر است چون لباسهایی که برای فیلم انتخاب میشود و شخصیت میپوشد ممکن است لباسهایی باشد که تو خودت دوست نداشته باشی آنها را بپوشی.
چطور از کار تئاتر به سینما راه پیدا کردی؟ چند سالت بود؟
من از کار بازیگری و موسیقی در صحنههای نیویورک شروع کردم. وقتی 14 یا 15 سالم بود، برای یک کار نمایش رفته بودم اما خیلی تصادفی برای بازی در فیلم تلویزیونی انتخاب شدم. اما راستش من هیچوقت حقیقتا وارد یک کار نشدم. اما وقتی 17 ساله بودم، از یک نمایش دبیرستانی سر از سینما در آوردم.
اولین فیلم سینمایی چطور تجربهای بود؟
اسمش راجر داجر بود. ما یک دور از روی متن در یک کافه عصبیکننده روخوانی کردیم و من فکر میکردم چون آنها روخوانی کردهاند، فیلم دیگر باید حتما ساخته شود. اصلا نمیدانستم که آنها 35 سال است هر دوشنبه آنجا جمع میشوند و بعضی از این فیلمنامهها ممکن است برای ساخت فیلم انتخاب شود. اما ناگهان یک بانکدار پولدار پیدایش شد که یکی از بازیگرها را خیلی دوست داشت و حاضر شد برای راه افتادن این پروژه سرمایهگذاری کند وخب فیلم ساخته شد. با این حال فکر نمیکنم من هیچوقت سعی کرده باشم بازیگر شوم. هیچوقت فکر نمیکردم که با این کار بشود یک زندگی را چرخاند.
یادم میآید وقتی داشتی زامبیلند را بازی میکردی یکی دوبار گفتی که امکان ندارد دیگر در هیچ فیلمی بازی کنی.
من دقیقا همین منظوری را داشتم که گفتم. یعنی همین الان داشتم میگفتم که دو بار برای رواندرمانی رفتهام. مدتی هم قرص میخوردم. اما وقتی سرزمین ماجراها اکران شد و توجه مردم را دیدم، واقعا ترسیدم. میدانی، من به هر چیز بدی که دربارهام بنویسند باور دارم و وقتی چیز خوبی دربارهام مینویسند میگویم وای اینها دارند اشتباه میکنند، یا دارند دروغ میگویند یا شوخی میکنند. بازیگری خیلی تخصصی است. خیلی حرفهای است و من فقط خودم را جلوی دوربین ارائه میکنم. فقط وقتی میشود کار حرفهای بکنی که چند هفتهای از فیلم فاصله بگیری و بعد شروع کنی به کار کردن با یک دیدگاه جدید.
اگر بازیگر نبودی چه کار میکردی؟
نمایشنامههای موزیکال مینوشتم.
منبع: مووی مگزین
مترجم :مازیار متانت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: