اما راننده جوان همچنان مستاصل تلاش میکند هر آنچه چندی پیش از مربیاش آموخته را پیاده کند تا شاید بتواند خود را از این مهلکه برهاند. شاید شما هم رانندگان در اصطلاح عامیانه صفر کیلومتر را حین رانندگی در خیابانهای شهر دیده باشید که به دلیل عدم تجربه و مهارت کافی برای عکسالعمل بموقع علاوه بر ایجاد تنشهای روحی و روانی در میان رانندگان موجب راهبندان، کندی تردد سایر خودروها و حتی تصادف شدهاند.
واقعیت این است که این دسته از رانندگان با وجود داشتن گواهینامه هنوز از مهارت و توانایی لازم برای رانندگی در خیابانها و معابر مملو از خودرویی که رانندگان حرفهای و با تجربه در آن برای زودتر رسیدن به مقصد به هر شیوهای در رانندگی متوسل میشوند، برخوردار نیستند.
به عقیده کارشناسان، امروزه صرف داشتن گواهینامه ملاک داشتن مهارت رانندگی فرد نیست در حالی که طبق قانون زمانی به شخص گواهینامه رانندگی داده میشود که وی حداقل مهارتها را در این زمینه به دست آورده باشد.
خیابان آموزشگاه نیست
«همه رانندگان این شهر روزی تازه کار و صفر کیلومتر بودهاند»، «برای کسب تجربه و مهارت در رانندگی باید از جایی مثل یک خیابان شلوغ شروع کرد که محیط کاملا واقعی باشد»، «چند بار که تنها پشت فرمان بنشینی کمکم ترسات میریزد»، «تا چند بار تصادف نکنی برای رانندگی مهارت پیدا نمیکنی» و...
اینها جملات به اصطلاح نصیحت گونهای است که همه آنهای که بعد از گرفتن گواهینامه تصمیم میگیرند توانایی خود را برای رانندگی در خیابانهای شهر با انداختن یک خودروی شخصی زیر پایشان بسنجند، از خانواده و دوست و آشنا زیاد میشنوند. اما واقعا این استدلالها چقدر برای یک راننده تازه کار که هنوز آمادگی و مهارت کافی برای رانندگی در خیابانهای پر ازدحام شهر را پیدا نکرده است میتواند کارایی داشته باشد؟
این در حالی است که رانندگی کردن برخی رانندگان کم تجربهای که هنوز از مهارت کافی برخوردار نیستند در خیابانهای شهر احتمال بروز خطرات و تصادفات را برای سایر رانندگان بیشتر میکند. کارشناسان معتقدند عدم آموزش مطلوب و موثر مربیان آموزشگاههای رانندگی به هنرجویان، نداشتن استعداد و مهارت کافی برخی رانندگان تازه کار، کافی نبودن ساعات و دورههای آموزش اجباری رانندگی در آموزشگاهها، عدم تخصص و توانایی مربی آموزشگاه برای تعلیم صحیح رانندگی به کارآموز و ... همه ازجمله عوامل موثر در بروز چنین وضعیتی هستند.
در واقع به نظر میرسد هنوز مساله مهمی به نام فرهنگ آمادگی و مهارت در رانندگی بهعنوان یک اصل ضروری در جامعه نهادینه نشده است؛ ضرورتی که متاسفانه برخی رانندگان تازهکار و خانوادهها با استناد به اینکه اخذ گواهینامه کافی است و نشان از داشتن آمادگی و توانایی شخص برای رانندگی در خیابانهای شهر دارد موجب میشود رانندگان تازه کار چند ماه و حتی یک سال اول رانندگی در خیابان برایشان سال آزمون و خطا و کسب تجربه باشد، در حالی که خیابان جای تمرین و آموزش نیست.
هنرجو یا مربی؟ مساله این است
در برابر، برخی کارشناسان و متولیان امر در حوزه رانندگی معتقدند یکی از دلایل عدم موفقیتآمیز بودن آموزش مهارت رانندگی و بالا بودن آمار تصادفات در میان رانندگانی که مدت چندانی از زمان اخذ گواهینامه رانندگیشان نگذشته است به عدم تغییر مباحث مربوط به آموزش آییننامه و آزمون عملی رانندگی همزمان با آخرین تغییر و تحولات آن در سایر کشورها و همچنین تغییر راهها، کیفیت خودروها و شرایط رانندگی شهروندان طی سالهای اخیر باز میگردد. برخی شهروندان نقش نحوه آموزش توسط مربیها در آموزشگاههای رانندگی را نیز در این زمینه کاملا تاثیرگذار میدانند. در واقع آنها معتقدند اگر هنرجویی پس از گذراندن دورههای آموزش رانندگی هنوز آمادگی لازم را برای رانندگی در خیابان ندارد فقط او مقصر نیست، بلکه مربیها و نحوه آموزش آنها نیز در این زمینه خالی از اشکال نبوده است.
مسالهای که متاسفانه کمتر به چشم میآید و در تمام شرایط این شخص تازه گواهینامه گرفته است که مقصر شناخته میشود و همه چیز به استعداد نداشتن او نسبت داده میشود. این در حالی است که به نظر میرسد در سالهای اخیر آموزشگاههای رانندگی با آموزش هنرجویان و حتی گرفتن آزمون رانندگی از آنها سهلانگارانه برخورد میکنند.
در مقابل آنهایی که نحوه آموزش مربی و آموزشگاه را دلیل عدم مهارت و آمادگی کافی راننده تازه گواهینامه گرفته میدانند، متولیان و گردانندگان آموزشگاههای رانندگی و برخی مربیان معتقدند در صورتی که هنرجو از استعداد کافی و اشتیاق لازم برای یادگیری مهارت رانندگی برخوردار باشد آموزشهای مربی را در همان دوره تعیین شده فرا خواهد گرفت و حتی نیازی به گذراندن ساعات اضافی برای او نخواهد بود و ظرف مدت کوتاهی نیز به یک راننده حرفهای در شهر تبدیل خواهد شد.
اما بر عکس هنرجویی که از استعداد و علاقه کافی برخوردار نباشد حتی با بهترین مربیان و بیشترین ساعات آموزش نیز راه به جایی نخواهد برد. در واقع آنها رانندگی را یک مهارت ذاتی میدانند که بر 3 اصل استعداد، علاقه و پشتکار وابسته است و هنرجویی که این 3 اصل را داشته باشد قطعا در آموزش موفق خواهد بود.
بازرسان نامحسوس در آموزشگاهها
اما رئیس مرکز صدور گواهینامه راهنمایی و رانندگی ناجا استدلال دیگری دارد و آن این که از نظر قانون قطعا کسی که موفق به گرفتن گواهینامه میشود پس توانایی و آمادگی لازم برای رانندگی در خیابانهای شهر را دارد، اما این مساله بیشتر یک قضیه فرهنگی است که باید در جامعه نهادینه شود.
سرهنگ رحیم رمضان آقایی در گفتگو با «جامجم» توضیح میدهد: «چه خوب است اگر خانوادهای میبیند هنوز فرزندشان با وجود گرفتن گواهینامه آمادگی نشستن پشت فرمان و رانندگی در خیابانهای شلوغ شهر را ندارد به او تاکید کنند که نیاز به آموزش بیشتر و کسب مهارت در رانندگی دارد. ضمن این که این فرهنگ باید نهادینه شود که خود شخص نیز اگر صلاحیت ندارد پشت فرمان ننشیند.»
وی با تاکید بر این که نمیتوان و نباید برای گواهینامهگرفتن شهروندان محدودیت قائل شد، تصریح میکند: «اما هماکنون یک سری محدودیتهایی برای رانندگانی که تازه گواهینامه گرفتهاند قائل میشویم، ازجمله این که در سال اول اخذ گواهینامه از ساعت 12 شب تا 5 صبح نباید در شهر رانندگی کنند، رانندگی در جادهها ممنوع است و نباید پشت فرمان وسایل نقلیه عمومی بنشینند.»
به گفته رئیس مرکز صدور گواهینامه راهنمایی و رانندگی ناجا، در یک سال اول گواهینامه موقت است و در صورت نداشتن تخلف حادثهساز، گواهینامه شخص تا 5 سال تمدید میشود.
سرهنگ آقایی درخصوص تخلفات برخی آموزشگاهها و مربیان نیز با بیان این که نمیتوان تخلف چند آموزشگاه را به تمام آنها تعمیم داد، از کنترل منظم و دورهای این آموزشگاهها توسط بازرسان راهنمایی و رانندگی خبر داده و میگوید: «بازرسان نامحسوس ما به طور دورهای با حضور در آموزشگاهها از نزدیک نحوه آموزش و آزمون هنرجویان را مورد بررسی قرار میدهند و در صورت مشاهده موارد تخلف با آموزشگاههای متخلف برخورد میکنند.»
وی البته بر این نکته نیز تاکید میکند که عملکرد مربیان آموزشگاهها و میزان تواناییشان در آموزش نیز براساس دورههای تعیین شده هر چند سال یکبار مورد بررسی قرار میگیرد تا کارت مربیگریشان تمدید شود.
ساعات آموزش افزایش نمییابد
رئیس مرکز صدور گواهینامه راهنمایی و رانندگی ناجا اما برخلاف آن دسته از کارشناسان حوزه ترافیک و تصادفات که بر ضرورت بازنگری در ساعات دوره آموزش عملی و تئوری رانندگی تاکید دارند، اصراری بر این مساله ندارد.
سرهنگ آقایی میگوید: «تا چند سال پیش آموزش شهر اجباری نبود، اما بتدریج با احساس این ضرورت از سوی مسوولان راهنمایی و رانندگی قرار شد آموزش شهر نیز اجباری شود و در این راستا در فاز اول حداقل 10 ساعت آموزش تئوری و 20 ساعت عملی (شهری) گنجانده شد.»
وی معتقد است: «همین میزان آموزش در صورتی که طرف علاقهمند باشد و استعداد داشته باشد کافی است، اما اگر شخص احساس کرد نیاز به آموزش بیشتری دارد میتواند با مشورت مربیاش چند ساعت آموزش دیگر را نیز علاوه بر ساعات آموزش اجباری خود بگذراند.»
در واقع این مقام مسوول افزایش ساعات آموزش اجباری را موجب تحمیل هزینههای بیشتر به هنرجو میداند و معتقد است به جای افزایش ساعات آموزش و اجباری کردن آن، نیاز به آموزش بیشتر را به عهده هنرجو و مربی گذاشت تا در صورت احساس نیاز، ساعات مشخصی برای هنرجو تعیین شود تا وی پس از گذراندن این تعداد ساعات، آمادگی بیشتری برای آزمون پیدا کند.
خوشبین یا واقعبین
این استدلال که نباید و نمیتوان برای تمایل شهروندان به گرفتن گواهینامه محدودیت قائل شد یا این که ساعات فعلی آموزش تئوری و عملی برای یک شخص با استعداد و پشتکار کافی است و در صورت نیاز به آموزش بیشتر باید آن را به صورت اختیاری و توافقی به عهده مربی و هنرجو گذاشت، همگی شاید استدلالهای منطقی باشند.
نباید فراموش کرد حادثه همواره در کمین رانندگان است؛ خطری که ماهر و با تجربه یا جوان و تازه کار نمیشناسد، اما هنگامی که به آمارهای منتشر شده از سوی راهنمایی و رانندگی مبنی بر این که 70 درصد عامل بروز حوادث رانندگی به عامل انسانی که همان راننده است برمیگردند آن وقت است که اهمیت نقش مهارت یک راننده در بروز یا جلوگیری از وقوع یک تصادف را درمییابیم.
پس بیایید در کنار خوشبین بودن کمی هم واقعبین باشیم. این که احساس کنیم برای پیدا کردن مهارت باید از جایی شروع کنیم و از خطر تصادف احتمالی هم نترسیم خوب است، اما به شرط این که این کسب مهارت و تجربه به بهای به خطر افتادن جان دیگران تمام نشود.
اگر کمی منطقی به موضوع نگاه کنیم میبینیم این که خودمان حس کنیم برای رانندگی در خیابانهای شلوغ و پرترافیک شهر که از در و دیوار آن موتوری، عابر پیاده و خودروها بالا میروند، آمادهایم شاید از منظر داشتن اعتماد به نفس قابل تحسین باشد، اما برای یک رانندگی بیدردسر برای خود و دیگران علاوه بر اعتماد به نفس، مهارت و تجربه نیز نیاز است.
شاید این موضوع بیش از این که با افزایش ساعات آموزش رانندگی در آموزشگاهها قابل حل باشد به نهادینه شدن یک فرهنگ در جامعه نیاز داشته باشد، این که رانندگی بدون مهارت و آمادگی کافی یعنی بازی کردن با جان خود و دیگران.
پوران محمدی / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم