اروپا صادقانه اعتراف کرد

حقوق بشر از ایران صادر شد + عکس

میراث حقوق بشر ایرانی

در تاریخ ایران و جهان افرادی هستند که فراتر از زمان و مکان سخن گفته‌اند. به بیان دیگر، کردار و گفتارشان بر آینده تاثیرگذار بوده و سعادت و رفاه برای جوامع انسانی به ارمغان آورده است. کوروش نخستین فرد از حلقه فرمانروایان فرااندیش، روشنگر و خیرخواه است که حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. مفاهیمی چون «آزادی»، «برابری»، «برادری» که شعار انقلاب کبیر فرانسه بود و حق مشارکت مردم و تعیین سرنوشت خودشان را در پی داشت1، برای نخستین بار در «منشور حقوق بشر کوروش» مطرح شده‌اند. طبق اصول بیان شده در این منشور، حقوق فردی و اجتماعی اقوام و ملیت‌های گوناگون از ایران و غیرایرانی به طور یکسان و برابر تامین و تضمین شده است.
کد خبر: ۳۶۱۹۶۵

کوروش نخستین فردی بود که این مفاهیم و موازین بشردوستانه را به شکل مدون و قانونمند درآورد و اجرا کرد. منشور کوروش به نوعی درهم شکننده استبداد و دیکتاتوری فردی و حکومتی در هر شکل آن بود. اندیشه و روش حکومتی که بر مبنای آن هیچ چیز و هیچ کس در برابر اراده فرد حاکم و قوانین خودساخته‌اش جرات و قدرت ایستادگی نداشت و هیچ حقی برای اتباع به رسمیت نمی‌شناخت به عبارتی در برابر خواست فرد حاکم هیچ چیز و هیچ کس مصونیت جانی ومالی نداشت. فرد حاکم می‌توانست هر گونه که بخواهد در جان و مال و نوامیس مردم دخل و تصرف کند و به حریم خصوصی و عمومی مردم وارد شود، تفتیش عقاید کند و خلاصه بر تمام شئون فردی و اجتماعی مردم تسلط یابد. لیکن کوروش، این چهره متفاوت و متمایز تاریخ، این قوانین خودساخته و سنت‌های غلط اجتماعی سیاسی و دینی را برانداخت و طرحی نو درانداخت که شعاع تابناک آن تاریخ بشر را روشن ساخت .

پیرو این بیانیه در سده های معاصر انسان‌ها، قرارداد اجتماعی (Social Allionce) را منعقد ساختند2 که بر مبنای آن حقوق و آزادی‌های فردی و حریم خصوصی و اجتماعی‌شان از تعدی و تجاوز فرد حاکم مصونیت می‌یافت. امنیت و رفاه اجتماعی، برابری فرصت‌ها و بهره‌مندی همه اتباع از حقوق مساوی و منافع ملی و... آرمان بشر در طول تاریخ بوده است. آرمان‌هایی که همواره از سوی فرمانروایان و حکومت‌های مستبد و زیاده‌خواه، پایمال شده و نادیده گرفته شده یا برای آن توجیه پیدا کرده‌اند.

کوروش، در منشور عدالتخواهانه‌اش که آن را پس از تسخیر بابل در سال 559پ‌م صادر کرد، این رسوم اشتباه و ظالمانه را از صحنه تاریخ ـ اگر نگوییم برای همیشه ـ دست‌کم برای زمان خودش محو کرد و اصول بشردوستانه را در روابط میان انسان‌ها و دولت‌ها پی‌ریزی کرد و بعدها دستمایه حکومت‌های دموکراسی‌خواه قرار گرفت.

در واقع این وجه مهم اندیشه ایرانی که ریشه در باورهای آریایی دارد و از زبان کوروش بیان شده، از دیدگاه مورخان یا خاورشناسان دورمانده یا مورد غفلت واقع شده است. اندیشه‌هایی که بعدها در تاریخ ادبیات ایران و از زبان نخبگان این عرصه همانند فردوسی، خیام، سعدی، ‌حافظ، مولانا، و بسیاری از ستارگان آسمان ادب ایران بیان شد و با همت والای خود چراغ اندیشه ایران را افروخته نگاه داشتند. اگر «سازمان ملل متحد» (United Nations Organization) جامع‌ترین سازمان بین‌المللی پاسدار صلح و مانع جنگ در سده اخیر باشد، فلسفه وجودی آن با کلام سعدی معنا پیدا می‌کند و این بیانگر غنای تفکر ایرانی است که همواره معطوف به عدالت،‌ نوع‌دوستی، صلح‌جویی و موازین والای انسانی داشته است.

به هر حال، آزادی، مثل یک رسالت تاریخی، محور حرکت و فتوحات کوروش بود. پس از فتح بابل، کوروش بیانیه خود را در دو بخش و بر روی استوانه‌ای گلی منتشر ساخت. اگرچه بخش‌هایی از این سند ارزشمند از بین رفته، با این وصف هنوز هم گویاترین سند تفکر ایرانی است.

این بیانیه در دو بخش تنظیم شده است. بخش نخست اعلامیه کاهنان بابل به مناسبت ورود به بابل است و بخش دوم بیانگر اندیشه‌های کوروش در زمینه حقوق بشر و‌ آزادی‌های دینی، فردی و اجتماعی است.3

متن بیانیه کوروش با اندکی اختصار به این شرح است. «اینک که به یاری مزدا تاج پادشاهی ایران و بابل و کشورهای اطراف را بر سر گذاشته‌ام، اعلام می‌کنم تا روزی که زنده هستم و مژده توفیق پادشاهی به من می‌دهد، دین و آیین و رسوم ملت‌هایی را که من پادشاه آنها هستم، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیردستان من نیز آنها را کوچک بشمارند یا نسبت به آن بی‌حرمتی روا دارند... من هرگز فرمانروایی خویش را بر هیچ ملت، قومیت و سرزمینی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا پادشاه خود بداند و من برای حکمرانی بر آنها مبادرت به جنگ نخواهم کرد...

من تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق پادشاهی را به من می‌دهد، نخواهم گذاشت کسی به دیگری ستم روا دارد و اگر کسی مظلوم واقع شد، من حق او را از ستمگر می‌ستانم و به او می‌دهم و ظالم را مجازات خواهم کرد. نمی‌گذارم اموال منقول و غیرمنقول دیگری را به زور یا به روش دیگر بدون پرداخت بهای آن و برخلاف خواست صاحب مال، به چنگ آورند.

نخواهم گذاشت شخص، دیگری را به بیگاری و ا دارد و بدون پرداخت دستمزد از او کار بکشد. من امروز اعلام می‌کنم هرکس آزاد است هر دینی را می‌خواهد و مطابق باورهای اوست، گزینش کند و بپرستد و در هر سرزمینی که خواست اوست، زیست نماید، به شرط آن که به حقوق دیگران لطمه نزند، من اعلان می‌کنم هرکس پاسخگوی کردارهای خویش بوده و هیچ‌کس را به خاطر گناه دیگری نباید مجازات کرد.

پادافراه برادر گناهکار و برعکس، ممنوع است و اگر یکی از اعضای خانواده‌ای یا طایفه‌ای مرتکب گناهی شود، تنها او مجازات می‌گردد، نه دیگران... نمی‌گذارم مردان زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند یا تحت اختیار گیرند و حکام و فرمانروایان من نیز موظف به رعایت این قوانین هستند و در صورت مشاهده از آن جلوگیری کنند. آیین بردگی را باید به طور کلی از جهان برانداخت... از مزدا می‌خواهم مرا در کارم و اهدافم برای ایران و جهان کامیاب گرداند.»4

ارزش محتوای این استوانه را زمانی درک می‌کنیم که رفتار و کارنامه پادشاهان ویرانگر تاریخ همانند آشور بانی‌پال، اسکندر مقدونی، چنگیز، آتیلا، نرون، کراسوس و... بسیاری دیگر را در نظر آوریم.

ارزش عملکرد کوروش، در مقایسه با دیگر فاتحان این است که آنان هنگام مقهورساختن سرزمینی، از هیچ جنایتی فروگذار نمی‌کردند. برعکس، شهریار پارس، به مردم سروری و آزادگی و حقوق انسانی بخشید

کوروش در چنین فضا و زمانه‌ای چشم به جهان گشود، رشد کرد و پس از به دست‌گرفتن سکان پادشاهی، فریفته قدرت نشد و راهکار نوینی را بر صحنه سیاسی روابط بین‌الملل آن دوران حکمفرما ساخت. وضعیتی که هیچ‌کس قبل و بعد از او نتوانست آن را ایجاد کند. در ارتباط با منشور کوروش می‌توانیم چند نکته اساسی و آموزنده را از محتوای آن بیرون بکشیم.

1ـ در این بیانیه از آزادی بیان و اندیشه‌ و حقوق اجتماعی و آزادی‌های فردی، برابری فرصتی و عدم اهانت به باورهای دینی و اعتقادی مردم به یکدیگر و احترام به آداب و رسوم و اعتقادات دینی و آزادی اعمال دینی سخن گفته شده است. 5

2ـ‌ اصل مدارای اجتماعی و بردباری دینی و مذهبی، آزادی پیروان مذاهب و ادیان مختلف امپراطوری و آزادی اجرای مناسک دینی در این بیانیه تضمین شده است.

3ـ بیانیه با اعتقاد راسخ به «مزدا» آغاز شده و در ادامه ایزدان هر قوم و ملیت مورد احترام واقع شده و به نیکی از آنها یاد شده است.

4ـ یک وضعیت ایده‌آل اجتماعی را از تئوری و رویا به واقعیت و عمل تبدیل کرده است.

5ـ منسوخ شدن برده‌داری و بهره‌کشی افراد از یکدیگر و برابری انسان‌ها در پیشگاه خداوند که باور راسخ شهریار پارس بود و آن را عملی کرد. ارزش عملکرد کوروش، در مقایسه با دیگر فاتحان این است که آنان هنگام مقهورساختن سرزمینی، از هیچ جنایتی فروگذار نمی‌کردند.

برعکس شهریار پارس، به مردم سروری و آزادگی و حقوق انسانی بخشید. خاک ایران‌زمین بارها عرصه چپاولگری فاتحان سنگدل شد، لیکن غنا و پرباری فرهنگ و تمدن ایران مانع از فروپاشی و نابودی کامل شد. برعکس این اقوام مهاجم و سران آنها و فرهنگشان را نیز در خود حل کرد و از آنها سران و مردمانی فرهنگ‌دوست ساخت و در اینجا ارزش‌های فرهنگ و تمدن ایران بیشتر نمایان می‌شود.6

به گفته پروفسور ریچارد فرای: ایرانیان از زیر بار گزند تاخت و تازها و ویرانگری‌های تاریخ، همواره و ققنوس‌وار از خاکستر خویش با همه شوربختی‌ها برخاسته‌اند.یک اندیشمند غربی گفته است: کوروش به دلیل رها ساختن یهودیان از اسارت و تجدیدبنای معبد اورشلیم، آوازه جهانی‌‌اش را در سنت غربی به دست آورد.

جانشینان بلافصلش مانند داریوش کبیر، روی شالوده‌ای که او پی افکنده بود، بزرگ‌ترین امپراتوری باستانی را که از دریای اژه تا هند و عربستان تا قفقاز گسترده بود، به وجود آورد‌ه‌اند.7

به هر حال آنچه برای ما اهمیت دارد این است که کوروش یک بشر است، همانند سایر همنوعان خود، نه برتر از آنان و نه به عنوان یک شخصیت دست نیافتنی که در اوهام و تخیلات و هاله رویاهای خام، نهفته باشد. به گفته گزنفون: زندگی را در یاری رساندن به مردم سپری می‌کرد در فرمانروایی بر آنان و سرانجام در مشتی خاک آرمید. بسیاری از مردم تنها نام و وصف او را شنیده بودند اما شیفته مروت و جوانمردی و زیستن تحت لوای او بودند.

اندیشمندان عصر روشنگری اروپای قرن نوزدهم مانند جان لاک، توماس هابز، ژان ژاک روسو، منتسکیو، رنه دکارت، ژان بورن، جرمی بنتام، شومپیتر و بسیاری دیگر که از پیشگامان قرارداد اجتماعی و دموکراسی نوین غرب به شمار می‌آیند خمیرمایه تفکراتشان را از اندیشه‌ها و دستاوردهای ناب متفکران ایرانی و باورهای غنی تمدن ایران گرفتند و از این دیدگاه جهان غرب مدیون و مرهون ایران است.

در حالی که سیاستمداران امروز غرب ملت صاحب تمدن و اصالت ایران را که به جرات می‌توان گفت هیچ تاریخ و مردمی نمی‌تواند با ایران از جنبه غنای فرهنگی و تمدن برابری کند، بربر و وحشی می‌خوانند.

اصطلاح «بربر» در یونان باستان به تمامی ملل غیریونانی اطلاق می‌شد به این معنا که ملت یونان را متمدن و سایر ملت‌ها را بربر (بی‌تمدن) می‌خواندند. لیکن واقعیت این است که یونانیان همیشه در برابر عظمت تاریخ ایران کرنش می‌کردند. حضور گسترده دولتمردان و متفکران یونانی در دربار هخامنشیان و مبادلات وسیع تجاری، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و مهم‌تر از همه سایه سنگین دولت هخامنشی بر سر یونان به مدت 2 قرن حکومت هخامنشی، دلیل بارز این مدعاست.اندیشه‌هایی چون حق مشارکت مردم در تعیین سرنوشت، تعیین حاکم با آرای مردم و محدود ساختن قدرت مطلقه او و مفاهیم دیگری که از دل دموکراسی بیرون می‌آید دستاویزی برای سیاستمداران غرب برای پیشبرد اهداف خود در جهان امروز شده است.

آنچه که در کوبا، سومالی، ویتنام، بوسنی، عراق، افغانستان و... نقاط دیگر جهان با نام دموکراسی غرب به سرکردگی آمریکا شاهدیم نمونه‌هایی از دموکراسی است که غرب پرچمدار آن است. برعکس ایران و دولتمردانش خوبی‌ها را برای همه بشر می‌خواستند. بدبختانه دموکراسی غربی به عنوان تنها راه علاج دردهای استبداد شرق پیشنهاد می‌شود.

در حالی که بطلان دموکراسی غربی به اثبات رسیده و کارنامه استعمارگران از قرن پانزدهم میلادی تاکنون ثمره‌ای جز استثمار ملت‌ها نداشته و در واقع می‌توان گفت دموکراسی نوع دیگری از دیکتاتوری است که توسط اکثریت
اعمال می‌شود.خوشبختانه کوروش با درایت فوق‌العاده توانست از اندیشه‌مداری اجتماعی یک اصل سیاسی بسازد و در قالب تز «همزیستی مسالمت‌آمیز» (Peace full – settelement) نژادهای مختلف در کنار یکدیگر به مرحله اجرا درآورد. مساله‌ای که مورخان تنگ‌نظر غرب، آن را یک حربه سیاسی از سوی کوروش برای سلطه بر ملت‌ها می‌دانند.

روشن است که این قضاوت‌های شتابزده به هدف خدشه‌دار کردند چهره کوروش بیان می‌شود. در نوشته‌های معاصر ایرانی هم سیاست تساهل دینی و بردباری مذهبی کوروش، با احتیاط‌گویی، نوعی حربه تبلیغاتی قلمداد شده و ایرانیان آریایی که از نخستین سپیده‌دم تاریخ، وجودشان به روشنی خورشید نمایان بوده، مردمی گمنام تلقی شده‌اند:

از نظر یونانیان باوجود بدبینی که نسبت به پارسیان داشتند، کوروش را به چشم یک فرمانروای آرمانی می دیدند و یهود که کوروش به آنها اجازه اجرای آزادانه عبادت و ساخت عبادتگاه داد، چون مسیح خویش تلقی کردند.»8

در همین نوشتار درباره تسامح و تساهل کوروش آمده است: «درست است که این تسامح و تساهل در نزد وی گهگاه فقط یک حربه تبلیغاتی بود؟! اما همین نکته که فرمانروایی بتواند از اندیشه تسامح یک اصل سیاسی بسازد و آن را در قالب تفکر همزیستی مسالمت‌آمیز میان ملل مطرح کند، اگرچه از آن همچون وسیله‌ای برای تحکیم قدرت خویش سود جوید باز از یک خودآگاهی اخلاقی حکایت می‌کند». 9

درست این است که یک نویسنده، مورخ یا پژوهشگر ایرانی نسبت به تاریخ و فرهنگ خود با دیده ژرف‌تر و دقیق‌تر بنگرد. به طور کلی آنچه را که می‌توانیم درباره عملکرد کوروش در این بخش بگوییم این است که وی هیچ‌گاه اخلاق و آرمان‌های پاک انسانی را وسیله سلطه بر ملت‌ها قرار نداد بلکه فقط برای گسستن زنجیرهای استبداد و رهایی انسان‌ها و احیای کرامت انسانی گام برداشت.

پانوشت:

1ـ انقلاب فرانسه بزرگ‌ترین رویداد معاصر با دستاوردهای عالی در 14 ژوئیه 1789 با فتح قلعه باستیل در حومه پاریس به پیروزی رسید و به حکومت ظالمانه «لویی‌ها» پایان داد. (نک انقلاب فرانسه عبدالکریم‌رادگان)

2ـ بنیانگذار این اندیشه ژان‌ژاک روسو فیلسوف اجتماعی معروف فرانسوی بود و پس از او اندیشمندانی چون منتسکیو در فرانسه و جان لاک در انگلستان براساس آن قرارداد اجتماعی را نوشتند که ریشه در اندیشه‌های یونان باستان داشت. (نک تاریخ اندیشه‌های سیاسی در غرب، ابوالقاسم طاهری)

3ـ این بیانیه ابتدا توسط دانشمند آلمانی به نام ایلرز و سپس دانشمند فرانسوی، شامپدور، به زبان‌های آلمانی و فرانسوی و بعدها به زبان‌های دیگر ترجمه شد. این متن براساس تمامی ترجمه‌های صورت‌ گرفته است.

4ـ نک ایرانویچ، بهرام فره‌وشی، انتشارات دانشگاه تهران، ص 82 به بعد

5ـ نک سرزمین جاوید. مارژین موله، هرتفلد کرشین، برگردان ذبیح‌الله منصوری، ص 405 ـ 401

6ـ نک تاریخ مردم ایران قبل از اسلام. زرین‌کوب. ص 125

7ـ نک تاریخ باستان ایران. ریچارد نلسون فرای، برگردان مسعود رجب‌نیا، ص 15

8 - Look at: ancient Iran. P – R – s – moori. P. 50

9- Look at: cyroupedia. Xhenophone. P . 200

قاسم آخته

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها