در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش سایت میراث فرهنگی، کامیار عبدی باستانشناس، میگوید: «وضعیت زیویه بسیار اضطراری است و رانشهای خطرناکی در تالار ستوندار این قلعه و همچنین فشار زیادی روی خود بنا وجود دارد. این قلعه در آستانه تخریب و فروریزی است. چرا که کاوشهای باستانشناسی قلعه زیویه چندان علمی و اصولی نبوده است. خاک حاصل از حفاری به دلایل نامعلومی به بالای قلعه هدایت شده و دپوی این خاکها اکنون فشار زیادی روی دیوارها، بدنه و فونداسیون قلعه زیویه وارد میآورد.
وی درباره اقدامات مرمتی انجام گرفته در زیویه میگوید: از جمله کارهای بیهودهای که برای زیویه انجام میشود، زدن کاهگل به خشتهای 3000 ساله این بنا است. اما گویا کسانی که این کار را انجام میدهند نمیدانند که کاهگل از خشتهای این بنا سنگینتر است و همین کارشان باعث ریختن خشتهای چندهزار ساله زیویه شده است. اما مشکلات زیویه به برداشتن خاکهای دپو شده ختم نمیشود. تالار ستوندار زیویه که یکی از مهمترین آثار تاریخی پیش از هخامنشی کشور است، دچار رانش شده و حتی بر اثر این رانش یکی از پایه ستونهای آن هم از بالای تالار به پایین سقوط کرده بود.
این باستانشناس به طرحی که برای نجاتبخشی قلعه اجرا میشده است اشاره کرده و میگوید: پیش از آنکه کار را در قلعه آغاز کنم با چندین مهندس و معمار مشورت کردم و تصمیم گرفتیم که خاکهای اضافی را از داخل خشتهای قلعه برداریم و آن وقت با خشتهای جدید و به طور کاملا علمی و اصولی، قلعه را استحکامبخشی کنیم. این اتفاق باید در مورد بخشهای دیگر قلعه هم میافتاد و برای اجرایی کردن آن نیاز به برداشتن خاکهای اضافی بود. اما عدهای که هدفشان سنگاندازی جلوی کار بود، هیاهو راه انداختند که با کلنگ به جان زیویه افتادهاند. از سوی دیگر یکی دیگر از کارهای انجام گرفته بستن راههای آب بود. هر روز دور تا دور قلعه میچرخیدیم و محل انباشت آب را پیدا میکردم. آ ن وقت با نصب جویهای کوچک، این آبهای ذخیره شده را به بیرون از قلعه هدایت میکردیم.
البته این کار باید مدام در قلعه انجام شود، زیرا آب محل تازهای برای انباشت پیدا میکند. به همین علت باید همیشه آنها را پیدا کرده و با جویهای کوچک به جای دیگری منتقلشان کرد.
عبدی درباره اهمیت این قلعه نیز میگوید: این محوطه، از جمله معدود محوطههای پیش از هخامنشی در شمال غربی ایران است که کشف شده و اطلاعات زیادی از این دوره نامعلوم در این منطقه از کشور دارد. این قلعه زیربنایی حدود 80 هزار متر مربع دارد و احتمالا به یکی از شاهان محلی آن دوران در 3000 سال قبل مربوط میشود.
دژ یا همان قلعه زیویه که تاریخ معماری آن را به ماناییها مربوط میکنند، بارها مورد کاوشهای باستانشناسی قرار گرفته است. تپه نخستین بار به منظور حفاری تجاری و خروج اشیاء قیمتی از این قلعه باستانی به مدت 8 سال مورد کاوش قرار گرفت. این کاوش ها که از سال 1325 تا 1332 به طول انجامید بخش هایی از این محوطه باستانی را تخریب کرد. پس از آن در سال 1355 تا 1357 دو فصل کاوش در این قلعه توسط باستانشناسان ایرانی به سرپرستی نصرتالله معتمدی انجام گرفت و پس از انقلاب به مدت 15 سال این قلعه به حال خود رها و سپس در سال 1373 تا 1377 دوباره کاوشها از سر گرفته شد و به مدت 5 فصل به سرپرستی معتمدی کاوش شد.
با بروز مشکلاتی برای معتمدی در ادامه نیز این کاوشها به سرپرستی سیمین لکپور از سال 1387 تا 1382 ادامه داشت و در این مدت سطوح مختلف این قلعه به ابعاد 5 هزار متر مربع به همراه اشیای فلزی و معماری کشف شد. در کاوشهای انجام گرفته در این قلعه بخشهای مختلفی از آن از جمله تالار ستون دار و اطاقهای متعدد قلعه نمایان و این قلعه به یکی از آثار باستانی مهم ایران بدل شد.
در سال 1384 پس از آنکه مدیریت وقت میراث فرهنگی ادامه کاوشهای را به زیان این قلعه دید، فعالیتهای باستانشناسی آن متوقف شد اما قلعه نیز به حال خود رها شده و تخریبها آغاز شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: