گفت‌وگو با دنی‌گلاور، بازیگر ‌آفریقایی‌ تبار فیلم «‌اره»

بازیگری ‌مثل ‌درس‌ ‌ریاضی ‌سخت است

دنی گلاور، بازیگر رنگین‌پوست سینما، از معدود بازیگران سیاهپوست سینماست که توانسته در رشته بازیگری به موفقیت‌های بالایی برسد. او یک آمریکایی آفریقایی‌تبار است که در کنار بازیگری از فعالان اجتماعی در زمینه رعایت حقوق مدنی جامعه رنگین‌پوستان است. او کار بازیگری را از سال 1979 با حضور در چند مجموعه تلویزیونی شروع کرد و در اوایل دهه 80، سینما را با بازی در نقش‌های کم‌اهمیت دنبال کرد. اولین فیلم‌های مهم او «شاهد»، «رز ارغوانی» و «سیلورادو» هستند که همگی در سال 1985 روی پرده سینماها رفتند، اما گلاور در سال 1987 با بازی در قسمت اول «اسلحه مرگبار» بود که به صورت یک چهره درجه اول درآمد. او و مل گیبسن در این کمدی اکشن پلیسی، نقش دو پلیس وظیفه‌شناس را دارند که راهی یک ماموریت مهم می‌شوند.
کد خبر: ۳۶۱۳۵۰

موفقیت مالی این فیلم، راه را برای تولید 3 قسمت بعدی آن فراهم کرد. گلاور در فیلم‌های دیگر سینمایی خود نتوانست موفقیت این مجموعه فیلم را تکرار کند. «غارتگر 2»، «ماوریک» و «اره» از دیگر کارهای مهم و مطرح این بازیگر هستند. او در سال‌های اخیر بیشتر در نقش‌های مکمل ظاهر شده و از فعالیت بازیگری خود کاسته است. گلاور دارد خود را آماده می‌کند تا اولین فیلم سینمایی خود در مقام کارگردان جلوی دوربین ببرد و در شرکت مستقل فیلمسازی خود قصد تولید یک سری فیلم علیه نژادپرستی را دارد. او در سال 1998 با پروژه انیمیشن «مورچه ها » همکاری کرد.

بعد از «مورچه‌ها» (1998)‌ یک بار دیگر با یک پروژه انیمیشن همکاری کرده‌اید. چرا این همه سال بین این دو فیلم فاصله افتاد؟

همکاری با یک پروژه انیمیشن چیزی نیست که من بخواهم تصمیم بگیرم در آن حضور داشته باشم یا خیر. همکاری با فیلم‌های انیمیشنی هم مثل بازی در فیلم‌های سینمایی است. این فیلم‌ها باید به بازیگر پیشنهاد شوند تا او امکان همراهی با آنها را داشته باشد. خودم از دوستداران ژانر سینمای انیمیشن هستم و دوست دارم در تعداد بیشتری محصولات انیمیشنی همکاری کنم. زمانی که همکاری با آلفا و ا‌مگا به من پیشنهاد شد، بلافاصله قبول کردم. با آن که به جای کاراکتر اصلی قصه صحبت نمی‌کنم، ولی خوشحالم که در این پروژه هستم. کار در یک پروژه انیمیشنی روحیه تازه‌ای به بازیگر می‌دهد.

آیا همکاری با فیلم‌های انیمیشنی را یک زنگ تفریح برای بازیگران می‌دانید؟

اصلا. برعکس فکر می‌کنم مثل یک درس سخت همچون ریاضی است! شما هنگام کار در یک فیلم انیمیشن مجبورید سعی و تلاشی دو برابر انجام دهید و این کار شما را سخت‌تر می‌کند. در سینما شما در مقابل دوربین از تمام اجزای بدن و چهره خود کمک می‌گیرید تا نقش مورد نظر را بازی کنید. ولی در یک فیلم انیمیشن، شما فقط صدایتان را دارید و بس. در این وضعیت، مجبورید تمام حس و حال بازیگری را درون صدایتان بریزید و به کمک آن، احساسات مختلف را بیان و منتقل کنید. انجام چنین کاری اصلا راحت نیست.

می‌گویید انجام این کار بسیار سخت است. در عین حال، چهره بازیگر هم در یک فیلم انیمیشنی دیده نمی‌شود و به این ترتیب، زحمت او به چشم نمی‌آید. پس چرا بازیگران دوست دارند با پروژه‌های انیمیشن همکاری کنند؟

به دلیل جذابیت خاصی که دارد. این جذابیت به قدری زیاد است که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. از طرفی، همکاری با این نوع پروژه‌ها درس‌های خوب و تازه‌ای در باب بازیگری به آدم یاد می‌دهند. این درس‌ها را هنگام بازی در یک فیلم زنده سینمایی نمی‌توانید کسب کنید. در کل، کار در یک فیلم انیمیشن شیرین است و دوباره شما را به دنیای کودکی برمی‌گرداند.

برای بازیگری مثل شما که بیشتر به عنوان بازیگر فیلم‌های اکشن شناخته شده است، همکاری با یک انیمیشن خانوادگی چه معنی و مفهومی می‌تواند داشته باشد؟

این یک رجعت جذاب و دوست داشتنی است. پس از حضور در تعداد زیادی فیلم اکشن و پلیسی، کار در یک محصول خانوادگی برایم حکم یک آرامش خاص را دارد. در این دنیای انیمیشن شما با کاراکترهایی سر و کار دارید که فارغ‌ از دنیای سخت و خشن بزرگسالان، در یک دنیای ویژه زندگی می‌کنند و مشکلات بانمک خودشان را دارند. آرامشی که از همکاری با این جور فیلم‌ها به دست می‌آید، کمک می‌کند تا بتوانم دوباره در فیلم‌های اکشن و پلیسی بیشتری بازی کنم!

در کنار بازیگری، شما یک فعال اجتماعی در زمینه حقوق اقلیت‌ها و رنگین‌پوستان هم هستید. فکر می‌کنید یک بازیگر باید در چنین مسائلی مداخله کند‌؟

من قبل از این که یک بازیگر باشم، یک انسان هستم که رنگ پوستم سیاه است. پس باید نسبت به اتفاقاتی که دور و برم رخ می‌دهد، حساس باشم. قبل از آن که بازیگر بشوم، در فعالیت‌های اجتماعی حضور فعالی داشتم و بازیگری کمک کرد تا این موضوع برایم جدی‌تر شود و فعالیت‌هایم بازتاب اجتماعی وسیع‌تری داشته باشد. یک بازیگر نمی‌تواند و نباید فقط به بازیگری فکر کند و به وقایع و اتفاقات محیط پیرامونش بی‌توجه باشد. در عین حال، سینما هم باید در کنار فیلم‌های سرگرم‌کننده خود، به طرح مسائل و مشکلات اجتماعی پرداخته و به وظیفه انسانی‌اش عمل کند.

به همین دلیل است که یک شرکت فیلمسازی راه اندازی کرده‌اید و می‌خواهید تهیه‌کننده محصولات سینمایی باشید؟

بله. می‌خواهم در این شرکت به تولید فیلم‌هایی بپردازم که دیگران حاضر به ساخت آنها نیستند. احساسم این است که خود ما سیاهپوستان بهتر از هر کس دیگری می‌توانیم درباره مسائل و مشکلاتمان صحبت کنیم. شرکت من فقط در آمریکا به تولید فیلم نخواهد پرداخت. ما از تولید محصولات آمریکای لاتین هم حمایت می‌کنیم و قصد دارم دامنه فعالیت‌های آن را تا قاره آفریقا هم ادامه بدهم.

کمک‌رسانی به زلزله‌زدگان هائیتی در سال قبل، نام شما را در آمریکای مرکزی و جنوبی در سطح وسیعی مطرح کرد.

هدفم از این کمک، تبلیغ برای خودم و شرکت فیلمسازی‌ام نبود. در وهله اول، به دنبال یک کار انسان‌دوستانه بودم. ولی این کمک که با نیت خیرخواهانه و انسان‌دوستانه صورت گرفت، زمینه را برای گسترش فعالیت‌های سینمایی شرکت فیلمسازی‌ام در منطقه آمریکای لاتین فراهم کرد. فیلم‌هایی که در این قاره تولید می‌کنم، اختصاص به قصه‌ها و مسائل اهالی همین قاره خواهد داشت.

شما دوستی نزدیکی هم با هوگو چاوز رئیس‌جمهور ونزوئلا دارید.

بله و چیزهای زیادی هم درباره دوستی ما در رسانه‌های گروهی نوشته شده است. او مردی شجاع است که دیدگاه‌هایش را به راحتی به زبان می‌آورد.

شایع است که او قرار است 18‌‌میلیون دلار به شما بدهد تا اولین فیلم سینمایی خود را در مقام کارگردان جلوی دوربین ببرید.

قرار است فیلم سینمایی «تو سونیت لورتوره» را در آمریکای لاتین کارگردانی کنم. لورتوره رهبر جنبش اعتراض بردگان در سال 1791 بود. یک فیلم انقلابی و میهن‌پرستانه آمریکای لاتینی که با مشارکت مالی تعدادی از کشورهای این قاره تهیه خواهد شد.

چرا تصمیم گرفتید به کار فیلمسازی بپردازید؟

بعضی قصه‌ها هست که دوست دارم روی پرده سینما به شکلی دراماتیک تعریف شوند. خب، بقیه فیلمسازان علاقه‌ای به تعریف این قصه‌ها ندارند و ترجیح می‌دهند قصه‌های خودشان را تعریف کنند. پس مجبورم برای تعریف سینمایی آنها خودم دست به کار شوم.

این روزها تعداد زیادی از بازیگران وارد حرفه فیلمسازی می‌شوند. چرا؟

بقیه را نمی‌دانم، باید از خودشان بپرسید. ولی در مورد خودم باید بگویم همیشه دوست داشتم به کارگردانی فیلم‌ها هم بپردازم. می‌دانید، وقتی سن شما بالا می‌رود دیگر نمی‌توانید در هر فیلمی بازی کنید و میزان پیشنهادات کاری به شما کم می‌شود. اغلب فیلم‌ها با حضور بازیگران جوان ساخته می‌شود و دیگر نقش زیادی برای شما در این سن و سالی که دارید، پیدا نمی‌شود. طبیعی است که در چنین حالتی کسی مثل من جذب کار فیلمسازی شود.

مترجم: مهبد آستانی / منبع: رویترز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها