مادران همیشه ‌نگران

کد خبر: ۳۶۱۱۹۳

البته محققان می‌گویند طبیعی است که مادرها به فکر فرزندانشان باشند و در نتیجه نگرانی‌هایی را نیز تحمل کنند، اما در پاره‌ای موارد این نگرانی‌ها چنان بیهوده هستند و باعث اذیت و آزار مادر و بچه می‌شوند که باید فکری در مورد آنها کرد.

تجربه مادرانه

یکی از مادرانی که همیشه همین قدر نگران و دلواپس فرزندانش بوده است، تعریف می‌کند که وقتی پسر کوچکش تنها 9 هفته‌اش بوده، مادر احساس می‌کرده که وارد مسابقه‌ای بزرگ شده است؛ مسابقه‌ای سرشار از نگرانی‌ها، دلشوره‌ها و دلواپسی‌ها.

همیشه بیشتر، بهتر نیست

اگر شما هم مادر هستید یا انتظار نوزادی را می‌کشید، شاید با خودتان فکر کنید که بالاخره چقدر باید نگران بود؟ اصلا این نگرانی‌ها خوب است یا بد؟

شاید پاسخ صحیح این باشد که ما باید سطح مطلوب این نگرانی‌ها را پیدا کنیم؛ میزانی که بتواند از کودک محافظت کند و در عین‌حال باعث کلافه شدن مادر هم نشود.

گاهی این افکار می‌توانند مثل زنگ هشداری عمل کنند که کمک می‌کند خطرات را قبل از وقوع بشناسیم. با داشتن چنین امکانی می‌توانیم بهتر و راحت‌تر از بروز مشکلات جلوگیری کنیم. در حقیقت این نگرانی‌های مادرانه نوعی کمک برای کودکش محسوب شود تا از این طریق بتواند با امید بیشتر برای آینده‌اش تلاش کند. همچنین سطح این نگرانی‌ها نباید به آزاری برای مادر تبدیل شود.

چرا که نگرانی بیش از حد مثل دزدگیر ماشین است؛ دزدگیری که قطع نمی‌شود، صدایی که شما را کلافه می‌کند و در عین حال کاری هم از دست شما بر نمی‌آید. این صدا البته دیگران را هم آزار می‌دهد تا آنجا که ممکن است لب به اعتراض بگشایند.

به عنوان مثال، اگر شما از تنها بیرون رفتن فرزندتان نگران هستید، زمانی که او بیرون است دیگر نگرانی فایده‌ای ندارد و فقط شما را اذیت می‌کند. برای رفع این نگرانی باید از قبل به فکر بود. شاید بهتر بود خودتان هم با او همراه می‌شدید، اما از لحظه‌ای که او دیگر خانه را ترک کرده است، نگرانی هیچ فایده‌ای ندارد.

کودکی که جرات ندارد

یکی دیگر از اشتباهاتی که ممکن است مادران درگیر آن شوند، این است که چنان نگرانند که به بچه‌ها اجازه هیچ‌کاری را نمی‌دهند. آنها با این تصور که ممکن است خطری فرزندشان را تهدید کند، او را محدود می‌کنند. این‌گونه مادرها همیشه به بدترین نتیجه فکر می‌کنند و می‌پندارند که باید انتظار آن را هم داشته باشند. از سوی دیگر، بچه‌هایی که در کنار چنین مادرانی بزرگ می‌شوند، اعتماد به نفس کافی کسب نمی‌کنند و همواره از تنها بودن و نبودن بزرگ‌ترها نگران و مضطرب هستند. این کودکان امروز، در فردای بزرگسالی که با مسائل متعددی مواجه می‌شوند، در مقابله و مواجهه با مشکلات چنان خود را می‌بازند که فرصت‌ها از کفشان می‌رود و در مسیر زندگی توان رفتن به سوی قله را از دست می‌دهند.

خطر واقعی

مادرانی که 5 یا 6 بچه دارند، برخی مواقع بی‌خیال می‌شوند و گاهی هم متخصص در نگران بودن. محققان اعتقاد دارند که هنگام ترس و نگرانی، افراد به واقع غیر منطقی فکر می‌کنند. پس عجیب نخواهد بود اگر رفتاری غیرمنطقی نیز نشان دهند. روان‌شناسان می‌گویند ما هنگام ترس برای تصمیم‌گیری‌ها، بیشتر از عقل و منطق، به احساساتمان تکیه می‌کنیم که این خطری جدی و واقعی برای مادر و فرزند است.

میراثی به نام نگرانی

همیشه این تصور درست نیست که مادر بودن و مادر شدن یعنی آمادگی رویارویی با خطرات بزرگ، اما باید برای مواجهه با مسائل جدید آماده شد. باید این را هم بدانید میزان تحمل و توانایی شما برای رویارویی با این خطرات تا حدی نیز به روحیه و ژنتیک شما بستگی دارد. در واقع دانشمندان اعتقاد دارند که ژنتیک هم می‌تواند، افراد را به سوی بدبینی، نگرانی و اضطراب سوق دهد.

اما آیا باید همه تقصیرها را به گردن مسائل ژنتیک و والدین خود بیندازیم؟

یا بگوییم محیط نیز تاثیر زیادی بر چگونگی افکار و احساسات ما دارد؟ آیا با این‌گونه تفکر و رفتار، می‌توانیم از زیر بار مسوولیت‌های خود شانه خالی کنیم؟

به واقع چنین نیست؛ شما مادرانی نیستید که فقط مسوولیت چند ساله دوران کودکی فرزندتان را به عهده داشته باشید. شما باید او را برای آینده تربیت کنید؛ آینده‌ای که فرزند شما به هوشیاری، گرفتن تصمیم‌های درست و اعتماد به نفس کافی نیازمند است؛ آیا با نگرانی‌های بی‌مورد می‌توانید او را برای چنان روزهایی آماده کنید؟

نیلوفر اسعدی‌بیگی
منبع:
Parenting. com

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها