با دکتر عباس طائب، رئیس سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران:

قطب‌های پژوهشی، جایگاهی برای ارتباط صنعت و دانشگاه

اگرچه سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران از ابتدای کار خود به عنوان نهاد حمایتی برای عملیاتی‌کردن سیاست‌ها و برنامه‌های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در زمینه ایجاد فناوری در سطح ملی انتخاب شد اما به مرور مراکز مختلف دیگری همچون پارک‌های علم و فناوری، مراکز رشد،‌ معاونت پژوهش وزارت علوم، شورای عتف و در نهایت معاونت علم و فناوری ریاست‌جمهوری با اهدافی مشابه داعی ارتباط صنعت ودانشگاه و تکمیل چرخه نوآوری و فناوری شدند. در حال حاضر هم تمامی این بخش‌ها همراستا با هم درحالی به وظایف خود ادامه می‌دهند که به اعتقاد دکتر طائب نمی‌توان گفت کدام‌یک باید حذف شوند و تنها راه ادامه کار، تعامل و ارتباط بین آنهاست تا در حالی که اهداف و ماموریت‌هایشان با هم تداخل دارد حداقل تقسیم کاری انجام شود تا این تداخل‌ها به حداقل ممکن برسد. رئیس سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران در عین حال با اشاره به این‌که در حال حاضر صنعت و دانشگاه به یکدیگر اعتماد ندارند قطب‌های پژوهشی را بهترین جایگاه برای ارتباط صنعت و دانشگاه می‌داند و تاکید می‌کند من فکر می‌کنم تنها راه اصلی حل مشکل ارتباط دانشگاه با صنعت به لحاظ توسعه فناوری، ایجاد قطب‌های پژوهشی تخصصی مورد نیاز صنعت در دانشگاه است که برحسب نوع صنعت، زمینه فعالیت صنعت و رشته تخصصی می‌توانند بافت‌های مدیریتی و تخصصی مفیدی داشته باشد. گفت و گوی ما را با دکتر عباس طائب، رئیس سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران بخوانید:
کد خبر: ۳۶۱۰۱۷

یکی از وظایف سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران کمک به تکمیل چرخه فناوری است. اما به اعتقاد شما به عنوان رئیس یکی از سازمان‌های مرتبط به کاربردی‌کردن طرح‌ها و تحقیقات دانشگاهی به محصولات صنعتی به‌طورکلی پژوهش ما چقدر در حال حاضر وارد چرخه صنعت شده است؟

به لحاظ آماری و به طور قطع و یقین، اکثر پژوهش‌های ما در گذشته وارد صنعت نشده است. به دلیل این که قسمت اعظم فعالیت‌های پژوهشی کشور عمدتا در دانشگاه‌ها بوده و هست، این درحالی است که دانشگاه‌ها بیشتر گرایش به سمت تحقیقات بنیادی داشته‌اند که بتوانند از آنها مقالات علمی استخراج کنند و در کنار آن بتوانند ارتقاء پیدا کنند و در عرصه‌های بین‌المللی در برابر دانشگاه‌های بزرگ دنیا، مقالات بیشتری داشته باشند. در واقع بتوانند به لحاظ علمی در سطح بالاتری قرار گیرند کما این‌که تاکنون توانسته‌‌اند این سطح علمی را به دست آورند. به طوری که در تجزیه و تحلیل‌ها وضعیت دانشگاه‌های ما به لحاظ علمی بالا رفته و حتی دانشگاه صنعت شریف از آکسفورد بالاتر رفته است.

در قطب‌های پژوهشی نیاز صنایع چگونه به دانشگاه منتقل می‌شود؟ آیا با وجود این قطب‌ها عملکرد دانشگاه‌ها براساس نیاز صنعت پیش می‌رود؟

قطب‌های پژوهشی را این‌گونه شناسایی می‌کنند که اعضای هیات علمی که در راستای یک وزارتخانه صنعتی قبلا کار تحقیقاتی انجام داده‌اند و یا آنهایی که تمایل به همکاری دارند، توانمندی‌هایشان را عرضه و صنعت آنها را ارزیابی می‌کنند. معاونت پژوهش و فناوری وزارت علوم و دبیرخانه شورای عتف این موضوع را بررسی و در نهایت تایید می‌کند که در این دانشگاه قطب پژوهشی تخصصی ایجاد می‌شود یعنی یک موضوع خاص را بررسی ‌کند و قطب پژوهش آن را تشکیل دهد.

خیلی‌ها معتقدند اگر صنعت در دست دولت بماند مشکلاتش برطرف نمی‌شود، نظر شما چیست؟

من اعتقاد دارم که برطرف می‌شود منتها باید ساز وکارهای لازم را تعریف و توافق و اجرا کنیم. در حال حاضر شرایط در دولت دهم فراهم‌تر است به دلیل این که قطب‌های پژوهشی در حال راه‌اندازی هستند. معاونت پژوهش و فناوری وزارت علوم قطب‌های پژوهشی چند دانشگاه را تصویب کرده و برای وزارتخانه‌‌های مختلف قطب‌های پژوهشی ایجاد شده است. اگر این اقدام مهم توسعه پیدا کند می‌تواند زمینه‌ساز بسیار خوبی برای توسعه فناوری باشد. این یک نکته و نکته دوم این که ما نباید فراموش کنیم که فناوری در کنار یک تخصص علمی، یک تخصص فنی نیز هست، یعنی در واقع تجربه و مهارت هم هست، در واقع فناوری 3 مولفه دارد یکی علم که بیشتر در دانشگاه‌ها وجود دارد. دیگری تجربه و آخرین مولفه مهارت است.

البته این سه مولفه برای انواع فناوری‌ها درصدهای مختلفی خواهد داشت. وقتی سراغ فناوری‌های hightech می‌رویم بخش تجربه و مهارت کمتر شده و بخش علم آن بالاتر می‌رود. اما در کل اگر این سه در کنار هم باشند فناوری حاصل می‌شود. ما تجربه و فن را در صنعت و نظریه و علم را در دانشگاه داریم. در قطب پژوهشی صاحبنظران صنعتی در کنار صاحبنظران دانشگاهی قرار می‌گیرند و بخش بنیادی و نظری و علمی پروژه را دانشگاهیان انجام می‌دهند و بخش تجربه و فن را صنعتیان برعهده دارند، این تلفیق براحتی به فناوری تبدیل می‌شود.

اما نقش و جایگاه مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری در کنار قطب‌های پژوهشی چگونه معنا پیدا می‌کند؟ به نظر می‌رسد که با فعال شدن قطب‌ها، نقش مراکز رشد وپارک‌ها کمرنگ می‌شود.

مرکز رشد و پارک‌های علم و فناوری به این دلیل ایجاد شده‌اند که ایده‌های جدید مستقیم نمی‌توانند وارد صنعت شوند و احتیاج به حمایت‌هایی دارند که به یک محصول یا فناوری تبدیل شوند. در اینجا رسالت مراکز رشد و پارک‌های علمی و فناوری با حمایت‌هایی که از مجموعه و ایده‌های نو می‌کنند این است که آنها را رشد بدهند و تقویت و آماده کنند برای شرایطی که مشتری برای آن پیدا شود و صنعت پذیرای آن باشد. بنابراین می‌توانند در چرخه توسعه علم به فناوری نقش خوبی داشته باشند، همین‌طور شرکت‌های دانش‌بنیان می‌توانند نقش بسیار خوبی داشته باشند.

اما تبدیل علم به فناوری نیازمند جایگاه تشکیلاتی جدیدی است که باید با حمایت هر دو طرف یعنی صنعت و دانشگاه ایجاد شود، شکل بگیرد و رشد پیدا کند و در نهایت قطب‌های پژوهشی ما مراکز توسعه فناوری شوند، چیزی که در دنیا وجود دارد.

یعنی عملکرد آنها تداخلی با مراکز رشد و پارک‌ها ندارد؟

اصلا تداخلی ندارد و این تجربه شده است. من 8 سال مدیر پژوهش و فناوری در پتروشیمی بودم و این کار را تجربه کرده‌ام. وزارت نفت یکی از پیشروها در ایجاد قطب‌های پژوهشی است. در حال حاضر وزارت نفت در دانشگاه‌ها قطب‌های پژوهشی با عناوین مختلف دارد که مفاهیم یکی است و فقط عناوین فرق می‌کند.

اما مدیران مراکز رشد معتقدند با همین مراکز می‌شود شکاف بین صنعت و دانشگاه را برداشت.

من فکر می‌کنم مراکز رشد به تنهایی نمی‌توانند این کار را انجام دهند هرچند می‌توانند نقش خوبی داشته باشند ولی نقش اصلی ندارند در واقع نقش اصلی را باید قطب‌های پژوهشی داشته باشند. در واقع قطب‌های پژوهشی در بهترین جایگاه قرار دارند. برای وصل ارتباط و حسن آن این است که در آنها طرفین همدیگر را می‌شناسند و به هم اعتماد پیدا می‌کنند.در حال حاضر صنعت و دانشگاه به یکدیگر اعتماد ندارند. اگر دانشگاهی با یک پروژه وارد صنعت شود معلوم نیست چه اتفاقی پیش بیاید. اما در قالب قطب پژوهشی دو طرف تعهداتی دارند بنابراین بهترین حالت ممکن را ایجاد می‌کند.

در حال حاضر مشکلات بین صنعت و دانشگاه بسیار زیاد است؛ از مشکلات مدیریتی، تجهیزات، امکانات و بودجه گرفته تا مابقی اینها. آیا با وجود قطب‌های پژوهشی این مشکلات حل می‌شود؟

به نظر من حل می‌شود، ‌صنعتی که تکنولوژی از خارج وارد می‌کند هزار مشکل دارد، اولا غیربومی است در حالی که هر فناوری با خود فرهنگش را می‌آورد. همچنین وابستگی صنعت به فناوری وجود دارد و همواره اگر فناوری در سطح دنیا ارتقاء پیدا کند باید مبلغی برای ارتقای آن بپردازد، در چنین شرایطی فناوری تنوع تولید کمی دارد و نمی‌تواند رشد کند چون تولید نیاز به افزایش ظرفیت و تنوع تولید دارد و قیمت تمام‌شده رو به کاهش را می‌طلبد. این سه عامل، عوامل اصلی پیشبرد یک کارخانه تولیدی هستند.

در این میان از آنجایی که صنعت و دانشگاه ما دولتی هستند بودجه‌هایی که برای طرح‌های این چنینی صرف می‌شوند از یک درصد تولید ناخالص ملی است اما به نظر شما با بودجه پژوهشی می‌توانیم کاری را به ثمر برسانیم؟ می‌توانیم اولویت‌های اصلی را پوشش دهیم؟

با بودجه‌های پژوهشی که در اختیار صنعت هست ما حداقل می‌توانیم گام‌های بسیاری برداریم البته هرچه سودآوری صنعت را از قبل فناوری‌های توسعه داده شده بیشتر کنیم، طبیعتا صنعت برای سرمایه‌گذاری درفناوری مشتاق‌تر می‌شود، در حال حاضر صنعت به اجبار و با فشار دولت، به پژوهش بودجه‌ای اختصاص می‌دهد و هیچ امیدی هم ندارد، اما زمانی که خروجی پژوهش مشکلاتش را حل و نیازهایش را برطرف کند، طبیعتا اعتماد می‌کند.

اما آیا ملزومات قانونی در نظر گرفته شده است که براساس آنها صنعت ملزم به استفاده از طرح‌های تصویب شده در قطب پژوهشی باشد؟

در این زمینه ما دو سه محدودیت داریم که قابل حل هستند. اما یک بحث اساسی‌تر این است که اگر از کنار این همکاری متقابل فناوری توسعه پیدا کرد، قدرالسهم اعضای هیات علمی، دانشگاه‌ها و صنعت از مالکیت معنوی این فناوری چقدر است.

در هیچ جای دنیا یک فرمول قانونی برای این مساله در نظر نگرفته‌اند. بنابراین زمانی که قطب‌های پژوهشی کاربردی را در دانشگاه‌ها ایجاد می‌کنیم از همان ابتدا می‌بایست درباره تعلق حاکمیت و نسبت مالکیت توافق کنیم. سازمان پژوهش‌ها یک خط‌مشی مالکیت معنوی تعیین کرده است. این خط‌مشی را در اختیار دیگران نیز گذاشته و می‌گذاریم تا مبنایی برای بحث و توافق آنها باشد.

محدودیتی که دانشگاه‌ها دارند، این است که پول‌هایی که از صنعت می‌گیرند باید به خزانه برگردانند اما این مشکل هم در مدت کوتاهی حل می‌شود.

اما محدودیت دیگر این است که بعضی از صنایع بر مبنای اعتقادی که دارند فکر می‌کنند از طریق دانشگاه ممکن است به نتیجه‌ای نرسند به همین دلیل هم به دنبال دریافت ضمانت‌نامه‌هایی از دانشگاهیان هستند که پشتوانه برای انجام کار باشند این در حالی است که ضمانت‌نامه بانکی برای دانشگاه وجود ندارد. اساتید هم نمی‌توانند ضمانت‌نامه‌ای بدهند، بعضی صنایع قبول کردند این مورد را به چک و سفته تقلیل بدهند. این یکی از زمینه‌هایی است که محدودیت دارد، ما در سازمان پژوهش‌ها قبول کردیم چک بدهیم. شاید این یکی از مواردی است که هنوز حل نشده است که البته مصوبات دولتی‌ای داریم از سال‌های بعد از انقلاب که طبق آنها اجازه گرفتن ضمانت‌نامه در بخش پژوهش را ندارند. اما به مرور زمان با توجه به نیمه‌خصوصی شدن صنایع و وجود بافت شرکتی این مقررات را برپا کردند. هر چند قانونی نیست.اگر بتوانیم اینها را حل کنیم با کوتاه آمدن اینها مشکلی نیست.

با توجه به این که نقشه جامع علمی کشور هنوز به دست کسی نرسیده است، به اعتقاد شما این موضوع چقدر در بهبود روند ارتباط صنعت دانشگاه تاخیر ایجاد می‌کند؟

اگر نقشه جامع علمی کشور هر چه زودتر تصویب نهایی و جاری شود برای سرعت بخشیدن و جهت‌دادن به فعالیت‌های علمی و توسعه فناوری کشور نقش خیلی خوبی می‌تواند داشته باشد. احساس می‌کنم که در تهیه نقشه جامع نظرات دستگاه‌های مختلف گرفته شده، منظور شده و حداقل تا به حال اختلافی بین سند رسمی نقشه جامع علمی کشور و اهدافی که تعریف شده، شنیده نشده است.

من فکر می‌کنم مشکل اصلی ما دیر رسیدن نقشه جامع نباشد مشکل اصلی که در راستای فناوری وجود دارد 2 بعد محوری دارد، اول این که بخش صنعت، ساختارهای مدیریتی و اجرایی لازم برای این که صنعت در جهت توسعه فناوری که اولویتش می‌باشد و باید برایش سرمایه‌گذاری کند ایجاد نکرده است. یعنی صنعت برای این که بتواند فناوری را ایجاد کند و به کار ببرد، غیر از بخش R&D ساختار مدیریتی و اجرایی خودش را باید داشته باشد.به نظر من این یک اولویت محوری است که باید حتما انجام بگیرد و البته خوشبختانه در سطح وزارتخانه‌ها در حال شکل‌گیری است.

نکته دوم این است که می‌بایست فناوری‌هایی که به آنها نیاز است را رتبه‌بندی کرد. باید دید مهم‌ترین فناوری‌ها چیست و کدام فناوری‌ها می‌بایست از خارج از کشور تهیه شوند.این رتبه‌بندی در کل صنایع کشور انجام نشده است. این صرفا تعیین عنوان نیست در کنار این عنوان باید مجموعه‌ای تعریف شود که بتواند این نیازها را مدیریت کند.

پس حتی اگر نقشه هم در اختیار سازمان‌ها ومراکز مختلف قرار داشته باشدهم الزاما نمی‌تواند جوابگوی محدودیت‌های ما باشد؟

دقیقا، یعنی ما باید برای هر دستگاهی که به فناوری احتیاج دارد برنامه راهبردی توسعه فناوری داشته باشیم که طبیعتا در اختیار تمام کسانی قرار می‌گیرد که قرار است در آن برنامه کار کنند.

اگر برنامه راهبردی و تخصصی وجود داشته باشد بخش‌خصوصی هم علاقه‌مند می‌شود تا سرمایه‌گذاری کند و حتی در داخل کشور فناوری را توسعه می‌دهد و کار را به وزارتخانه‌ای که علاقه‌مند به همکاری است عرضه می‌کند.

منتهی بخش خصوصی در حال حاضر نمی‌تواند وارد فناوری شود چون از اولویت‌ها آگاهی ندارد و همین دلیلی است که برنامه راهبردی فناوری را دستگاه‌های مختلف باید تبیین کنند و اعلام کنند و قطعا علاقه‌مندان به فناوری استقبال می‌کنند چراکه این دغدغه را دارند که اولا برنامه وجود داشته باشد دوما برنامه پایدار باشد.

امیدواریم بتوانیم نظام پژوهش و فناوری صنعت را برای توسعه و به‌کارگیری فناوری بومی ایجاد کنیم و در کنار آن توسط این ساختار برنامه‌های راهبردی توسعه فناوری تبیین و ارائه شود و در جهت تحقق آن همه تلاش ‌کنند.

در این میان این سوال مطرح است که شورای عتف، معاونت پژوهشی وزارت علوم و در کنارش معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری، آیا برای پیشبرد هرچه بهتر چرخه فناوری به یکدیگر کمک می‌کنند یا در واقع موازی‌کاری انجام می‌دهند؟

در سال 1359 سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی در ایران ایجاد شد تا ارتباط بین دانشگاه و صنعت و توسعه فناوری را در کشور حمایت و مدیریت کند، آنچه که در عمل اتفاق افتاد این سازمان در طی سال‌های متمادی بعد از انقلاب نتوانست نقش خودش را به هر دلیلی ایفا کند.در مرحله‌ای برای آن‌که این سازمان بتواند نقش خودش را ایفا کند آن را به تعدادی پارک علم و فناوری تبدیل کردند یعنی مراکز استانی سازمان پارک‌های علم و فناوری شدند باز این هم ناموفق بود، مراکز رشد را ایجاد کردند این هم نتوانست نقش مورد نظر را ایفا کند بعد از آن معاونت فناوری را در وزارت علوم به موازات ایجاد کردند این هم پاسخگو نبود و بعد معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری را درست کردند این هم نتوانست نقش داشته باشد، شورای عتف هم ایجاد شد، در واقع ما در حال حاضر یک معاونت علم و فناوری ریاست‌جمهوری،‌ یک معاونت پژوهش وزارت علوم، یک شورای عتف و یک سازمان پژوهش‌ها داریم و پارک‌های علمی فناوری و مراکز رشد نیز هستند که نمی‌توان گفت کدام یک باید حذف شوند.

ما باید از طریق تعامل و ارتباط فی‌مابین،‌ در حالی که اهداف و ماموریت‌هایمان با هم تداخل دارد یک تقسیم کار خوبی انجام دهیم تا زمانی که همه هستیم این تداخل را کم کنیم.

البته در نهایت معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری برای پایان دادن به این موازی‌کاری‌ها ایجاد شد، هرچند که به نظر می‌رسد خود این معاونت به مجموعه این مراکز اضافه شد.

به نظر من با تصمیماتی که اتخاذ و ابلاغ و اجرا می‌گردد این تداخل‌ها در آینده کاهش پیدا می‌کنند. سازمان پژوهش‌ها برای این که کمترین تداخل‌ها را در این مجموعه داشته باشد به سمتی سوق پیدا کرده که خلأ بیشتری احساس می‌شده است مانند پشتیبانی از کسانی که توسعه فناوری می‌کنند.

این پشتیبانی شامل کمکی است که در امکان‌سنجی، بازارسازی و بازاریابی فناوری‌ها انجام می‌دهد. کاری که سازمان پژوهش‌ها به عهده گرفته است داوری کارشناسانه فناوری‌هاست، به این صورت که در ارتباط صاحب فناوری و مصرف‌کننده فناوری دخالت کند و پشتیبانی برای طرفین باشد و با تخصیص تعهداتی به کاربر فناوری، به عنوان یک دستگاه دولتی کمک کند تا این اتصال و ارتباط بین فناور و مصرف‌کننده فناوری برقرار شده و فناوری منتقل شود. همچنین بخش طرح‌های تاییدی و سرویس‌دهی به مخترعان برای این‌که بتوانند در سطح جهانی اختراعاتشان را به ثبت برسانند بخش دیگری است که فقط سازمان پژوهش‌ها متولی آن است، مسوولیت دیگر این است که با فرمول‌های مختلفی که می‌توان مطرح کرد مخترعان را با سرمایه‌گذاران پیوند دهد تا تولیدکنندگان اختراعات را بخرند یا در به تولید رساندن اختراعات مخترعان شریک شوند.

سازمان پژوهش‌ها به خوبی می‌تواند نقش خوبی در پیشبرد این ارتباطات ایفا کند. در حال حاضر اشتباهی که مخترعان ما انجام می‌دهند این است که با مبلغ وام کمی که مرکز رشد به آنها می‌دهد می‌خواهند ایده خود را به عملیات برسانند و بعد بفروشند، این امکان‌پذیر نیست و جوابی هم ندارد.

در قطب‌های پژوهشی این امکان وجود دارد که طرح‌های مخترعان هم مدنظر قرار بگیرند یا فقط محلی برای ارتباط دانشگاه و صنعت محسوب می‌شوند؟ به عبارت دیگر آیا قطب پژوهشی فقط شامل مخترعان دانشگاهی است یا مخترعان ومبتکران عام را هم در برمی‌گیرد؟

می‌تواند شامل پژوهشگران عام باشد. در واقع مخترع هم می‌تواند پژوهشگر باشد و هم فردی باشد که به صورت فردی عمل کرده، اما چون صنعت دست دولت است شاید در وهله اول جذب کمتری از این‌گونه افراد داشته باشد.این یکی از مشکلات مخترعان است. در مرحله اول باید در دستگاه دولتی سرمایه‌گذاری بکنیم در مرحله بعد در بخش خصوصی می‌توان این کار را کرد.

بهاره صفوی / گروه دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها