در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داستانهای علمی ـ تخیلی همیشه یکی از بهترین بهانهها و سوژهها برای ساخت فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی بوده است. یکی از حوزههایی که هیجان این گونه فیلمها را به اوج میرساند، داستانهای علمی ـ تخیلی با زمینههای جنایی و پلیسی است. تجربه موفقی که نمونه برجسته آن را میشد در سریال بسیار معروف «پروندههای مجهول» یا X-Files دید. آن سریال داستان یک دفتر کوچک در FBI را روایت میکرد که وظیفهاش بررسی پروندههایی بود که با پدیدههای عجیب و غریب سروکار داشت، از آزمایشهای ژنتیکی غریب گرفته تا بشقابهای پرنده و حیوانات افسانهای. اخیرا شبکه تلویزیونی فاکس پخش سریال جدیدی با این موضوع را آغاز کرده؛ سریالی که اکنون فصل سوم آن در حال پخش است.
«فرینج» که به «حاشیه» ترجمه میشود، در واقع اشاره به مجموعه مسائلی دارد که در حوزهای به نام علوم حاشیه طبقهبندی میشوند، مواردی مانند تلهپورتیشن، انتقال دادهها از طریق امواج مغزی و امثال آن که هنوز وارد جریان اصلی علم نشده و در حاشیه این جریان اصلی قرار دارند. داستان فرینج با وقوع حوادثی آغاز میشود و FBI را وارد موضوعاتی میکند که توضیح منطقی و عادی درباره آن وجود ندارد. به همین دلیل این سازمان یکی از ماموران خود به نام اولویا دانهام را مسوول رسیدگی به برخی از این پروندهها میکند و بزودی سرنخ اتفاقات به دانشمندی نیمه دیوانه میرسد که مدتهاست در بیمارستان روانی نگهداری میشود.
این دانشمند قبلا در پروژههای محرمانه وزارت دفاع آمریکا روی برخی از پیشرفتهترین حوزههای علمی زمان خود همراه شریک مرموزش کار میکرده است. شریک او اینک صاحب شرکت بزرگی به نام مسیو داینامیک است که در پیشرفتهترین علوم و فناوریها تحقیق میکند و البته به دلیل جایگاهش، پلیس به آن دسترسی ندارد. به همین دلیل ماموران سراغ والتر بیشاپ میروند که استعدادی فوقالعاده و اختلافات جدی با پدرش دارد. جمع شدن این سه در کنار هم، تیم و هسته اصلی داستانهای فرینج را میسازد.
در هر قسمت از این ماجرا، ماموران سراغ پدیدهای عجیب میروند. والتر بیشاپ با بازی خیرهکننده و مثالزدنی جان نوبل که پیشتر در قسمت سوم فیلم حماسی «ارباب حلقهها» نقش دنترو، حاکم گوندور را بازی کرده بود، کلید اصلی حل معماها را در آزمایشگاه شخصیاش به دست میآورد؛ اما پس از چند قسمت متوجه میشویم که تمام این پروندهها به هم متصل هستند و طرح یا الگویی را دنبال میکنند.
این سریال با بازیهای خیرهکننده، جلوههای ویژه و موضوعات هیجانانگیز، حاصل ابتکار مردی به نام جی جی آبرامز است؛ کسی که پیشتر 2 سریال بهیادماندنی «آلیاس» و «لاست» را ساخته بود. خود او در یکی از سخنرانیهایش در کنفرانس تد گفته بود، عاشق جعبههای اسرارآمیز است و همیشه در کارهایش، انبوهی از جعبههای اسرارآمیز را جای میدهد. این بار هم نماهایی که برای تفکیک صحنهها از آن استفاده میشوند، رازگونهاند؛ اثر کف دستی با 6 انگشت، قورباغهای که پشت آن نقش عدد فی رسم شده است، برگی که درون آن یک مثلث برجسته وجود دارد و سیب نصفشدهای که به جای دانه در آن دو جنین به چشم میخورند.
اگرچه سریال از ابتدا تکلیف خود را با مخاطب مشخص میکند و همه داستانها و اتفاقها در فضای حاشیه علم است؛ اما توجه به فرآیند علمی بررسی هر پرونده، فوقالعاده جالب توجه است. نکته هیجانانگیز دیگر درباره این داستان، نحوه به دست آوردن و توسعه قصه هریک از اپیزودهاست. گروه نویسندگان این سریال از همکاری چند مشاور علمی استفاده میکنند.
آنها نهتنها متنهای علمی مورد نیاز سریال را تهیه میکنند؛ بلکه برای موضوعیابی هر هفته بسیاری از مجلات و ژورنالهای علمی را ورق میزنند تا با سوژه تازه ای مواجه شوند. سپس میکوشند پیشرفت آن فناوری در 20 یا 30 سال آینده را تصور کنند و از روی آن سناریویی تخیلی بنویسند، به همین دلیل است زمانی که سریال را میبینید، با وجود آن که میدانید با داستانی تخیلی مواجه هستید؛ اما روند منطقی داستان اتفاقات را برای شما باورپذیر میکند.
مرجان مرادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: