در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او که عکسی از شوهرش در اختیار داشت با آن برای وی اعلامیه فوت چاپ کرد و بر در و دیوار محل زندگیشان چسباند. یوسف وقتی از این واقعه مطلع شد که خواهر و برادرش را گریان مقابل در خانهاش دید. او وقتی به خیابان رفت، دید اعلامیه فوتش را روی در و دیوار چسباندهاند. دقایقی بعد از شیراز خبر رسید، خواهر دیگر یوسف از مرگ ناگهانی برادرش مطلع شده و کارش به بیمارستان کشیده است.
یوسف که از این وقایع شوکه شده بود همان ابتدا فهمید که همه این اتفاقها زیر سر همسر سابقش است به همین دلیل همان روز از او شکایت کرد. یوسف در دادگاه گفت: الان همه فامیل و اقوام عزادار من هستند و همه از شهرهای دور و نزدیک به تهران آمدهاند. من پس از 10 سال زندگی مشترک، به خاطر اخلاق بد همسرم، الناز تصمیم گرفتم از او جدا شوم. در طول زندگی مشترکم، هیچکس از اقوام و اعضای خانوادهام حق نداشتند به خانهام بیایند، با این حال هرچه همسرم میخواست، برایش تهیه میکردم و کم و کسری ند اشت. وقتی دیگر آبرویی برایم نگذاشت، تصمیم گرفتم بقیه عمرم را در آرامش بگذرانم و برای همین نفقه، مهریه و... را پرداخت کردم و از او جدا شدم. وقتی طلاق گرفتیم، الناز پیغام داد انتقام خواهد گرفت. در این مدت یک بار خودرویم را که تازه خریده بودم، سرقت و در بیابانهای اطراف قرچک ورامین رها کرد چند بار نیمههای شب تلفنی مزاحمم شد و آخرین بار هم که عکسم را روی اعلامیهای چاپ کرده و خبر مرگم را به همه بستگانم داد. بعد از طرح این شکایت، الناز به دادگاه احضار و برخوردهای قانونی با او انجام شد، هرچند آن پرونده مدتهاست بسته شده اما رفتار ناشایست زن جوان میتواند برای همه زن و مردهایی که به هر دلیل از هم جدا میشوند، هشداری بزرگ باشد که از لجبازی و کشمکشهای باطل دست بردارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: