در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
منافی درباره آن حادثه میگوید: «بعد از بازی با تیم کشاورز در لیگ آزادگان بود که صعود تیم ما مسجل شد و قرار بود مسابقات مرحله نیمه نهایی 3 هفته دیگر برگزار شود. به همین دلیل برای ما یک استراحت چندروزه در نظر گرفته و من هم از فرصت استفاده کردم و همراه یکی از دوستانم راهی شمال شدیم. چون نیمههای شب جاده کاملا خلوت بود و من با سرعت زیادی رانندگی میکردم، ناگهان در یکی از پیچهای جاده چالوس، یک خودروی سنگین از روبهرو آمد که به نظر میرسید راننده آن به خواب رفته و به سمت ما منحرف شد.
آمدم خودرو خودمان را کنترل کنم تا به کامیون نخورد؛ اما اوضاع بدتر شد و آن را به کوه زدم. دیگر از آن صحنه تا یک هفته بعد چیزی یادم نمیآمد، چون در کما بودم و وقتی هم از کما خارج شدم، تازه به یک مرد گچی تبدیل شده بودم. روزهای اول خیلیها دلداریم میدادند که میتوانم به فوتبال برگردم، اما بعد از 8 ماه که هنوز پایم در گچ بود، فهمیدم که دیگر امکان این که دوباره فوتبال بازی کنم، نیست. خوشبختانه دوستم هم بعد از چند ماه از بیمارستان مرخص شد و به زندگی عادی خود بازگشت، اما زندگی من هیچگاه عادی نشد.»
منافی در ادامه میگوید: «بعد از حدود 3 سال دوباره به پرسپولیس بازگشتم. آقای عابدینی خیلی به من لطف کردند و برای من پزشک و فیزیوتراپ گرفتند، اما نتوانستم دوباره بازیکن شوم و خیلی زود مصدوم میشدم و سرانجام در 28 سالگی به این نتیجه رسیدم که واقعا دارم وقت تلف میکنم و به آن بازیکنی که باید، تبدیل نمیشوم. برای همین شروع کردم به یادگیری تاکتیکهای مختلف فوتبال و در کلاسهای مربیگری شرکت کردم تا حداقل اگر نتوانستم فوتبالم را ادامه دهم، یک مربی خوب شوم و تجربیاتم را در اختیار جوانها قرار دهم.»
این پیشکسوت فوتبال در حال حاضر 38 سال دارد و میگوید: «حالا در تیمهای مختلف مربیگری میکنم و دوست دارم روزی مربی باشگاه محبوبم، پرسپولیس شوم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: