در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از افتخاراتی که تاکنون به دست آوردهاید بگویید؟
سال 1382 به قله قاشر بروم در پاکستان صعود کردیم و تا ارتفاع 7400 متری بالا رفته بودیم که متاسفانه محمد اوراز سقوط کرد و او را از کوه پایین آوردیم. سال 1383 به قلههای 7000 متری اسپانتیک و دیرانپیک پاکستان صعود کردم. در سال 84 صعود به قله اورست همراه با اولین بانوان مسلمان را داشتم. سال بعد (1385) صعود به قله نوشاق به ارتفاع 7495 متر را داشتم و در سال 1387 به قله 8048 متری برودپیک رفتم. در سال 1388 سرپرستی صعود تیم مستقل استان آذربایجان شرقی (تبریز) به قله پوبهدا در قزاقستان به ارتفاع 7492 متر که شمالیترین قله جهان است را به عهده داشتم. در بهار 1389 به قله دائولاگیری، هفتمین قله مرتفع جهان به ارتفاع 8176 متر همراه با تیم ملی صعود کردم و در تابستان 1389 هم به قله نانگاپاربات به ارتفاع 8125 متر، نهمین قله مرتفع جهان صعود داشتم.
از کوه چه درسی گرفتهای؟
صداقت و سادگی درسهایی است که از کوه گرفتهام. وقتی آدم به هیمالیا میرود، آنقدر خطرات زیاد و کار خطرناک است که آدم قبل از سفر با خانواده و دوستان خود خداحافظی میکند، چون ممکن است برگشتی در کار نباشد. درست مثل این است که انگار داری به جنگ میروی، اما جنگی که خودت انتخاب کردهای. کوهنوردی تماشاگر ندارد و کسی نیست که ما را تشویق کند. این ورزش به آرامش نیاز دارد و در آن لحظات است که میخواهی ظرفیتهای خودت را بشناسی و بدانی که چقدر تحمل داری. وقتی کار گروهی است، خودت را محک میزنی تا ببینی در میان این گروه چقدر موفق هستی. ما هم میرویم تا ثابت کنیم که ایرانی هستیم و میتوانیم کارهای بزرگ انجام دهیم و قلههای مرتفع جهان را فتح کنیم.
کوهنوردی ترس ندارد؟
ترس که دارد. بالاخره آدم با جانش بازی میکند. بیراه نیست که میگویم با خانواده و دوستان خداحافظی میکنیم. گاهی اوقات آنقدر خسته میشوی و بدنت تحلیل میرود که دوست داری بند اطمینان را پاره کنی تا زندگیات پایان یابد، اما شور زندگی در آن لحظات آدم را نگه میدارد. من به کوه خیلی علاقه دارم، اما این همه علاقه، ارزش مردن ندارد. کوهنوردی یک تفریح است و اگر با اصولش جلو بروی، میتوانی پیروز بشوی.
در مورد حادثهای که برای مرحوم اوراز پیش آمد، بیشتر صحبت میکنی؟
در آن صعود من در تیم پشتیبان بودم و مرحوم اوراز و 4 نفر دیگر در تیم حمله بودند. شب قبل از صعود، برف سنگینی باریده بود که ناگهان بهمن آمد و اوراز و آقای مقبل هنرپژو حدود 700 متر سقوط کردند که اوراز جان خود را از دست داد، اما آقای هنرپژو زنده ماند و البته او هم 2 سال قبل در بوکان در حال سنگنوردی بود که دچار حادثه شد و سقوط کرد و جانش را از دست داد.
پس کوهنوردی جزو ورزشهای خطرناک محسوب میشود؟
من به کوهنوردی به چشم یک رشته ورزشی نگاه نمیکنم. کوهنوردی 50 درصد ورزش است و 50 درصد آن به روحیات آدم برمیگردد.
در مورد لحظات سختی که در این سالها داشتی، صحبت میکنی؟
بدترین خاطره این است که دوستت را در کوه از دست بدهی. من جز فوت اوراز، حادثهای ندیدهام، اما مشکلاتی که برای دیگران پیش آمده را شنیدهام، البته مواجهه با این خطرات چیزی است که خودمان به استقبال آن میرویم.
به نظر شما کوه ذاتا خشن است؟
خیر، کوه اصلا خشن نیست، البته سختیهای خاص خودش را دارد. به نظر من یک جنگ واقعی بین کوهنورد و کوه وجود دارد.
تا حالا شده از صعود به یک قله ناامید بشوی؟
نه، اما گاهی اوقات تا نزدیک قرار رفتهایم و کار سخت شده است. این که میگویند حمله به قله، واقعا درست است. ما به قله حمله میکنیم که استراتژی خاص خودش را دارد و اگر یک لحظه غفلت کنی، جانت را از دست میدهی. در یک لحظه ممکن است جریان باد عوض شود یا بهمن بیاید یا... در کوه اولین اشتباه میتواند آخرین اشتباه زندگی آدم باشد. وقتی میگویم کوهنوردی ورزش نیست به این دلیل است که مثلا اگر در فوتبال یک نفر اشتباه کند، در نهایت تیم گل میخورد و میبازد اما اینجا اگر اشتباه کنی، ممکن است جانت را از دست بدهی.
سختترین صعودی که تاکنون داشتهای، کدام بوده است؟
آخرین صعودم به قله نانگاپاربات بود، چون 40 روز بعد از برگشت از قله دائولاگیری به نانگاپاربات رفتیم که در ایران بیسابقه است و کسی را نداریم که 2 قله بالای 8000 متر را در یک فصل صعود کند. سختی کار این بود که بدنم تحلیل رفته بود و نتوانستم خودم را بازسازی کنم و همچنین سرعت صعود ما از نظر زمانی به نانگاپاربات 14 روز بود، در حالی که بیشتر تیمها این قله را بالای 40 روز فتح میکنند.
تاکنون صعود راحت هم داشتهای؟
هیچکدام از قلههای بالای 8000 متر راحت نیست، اما در قلههای 7000 متری صعود راحت هم داشتهایم. صعود به اسپانتیک یکی از صعودهای راحت بود.
صعود به اورست چطور بود؟
این صعود همراه با تیم بانوان بود و هدف اصلی ما حضور و صعود بانوان ایرانی با شعار «اولین بانوی مسلمان بر فراز اورست» بود که خوشبختانه ما هم افتخار این صعود را داشتیم.
در مورد فضای حاکم بر اورست صحبت میکنید؟
اکثر مردم دنیا اورست را به این دلیل میشناسند که بلندترین کوه جهان است، اما از نظر درجه سختی، قله سنگینی نیست و قلههایی با ارتفاع کمتر هستند که خیلی از اورست سنگینتر هستند.
بلندترین قله زندگی شما چیست که دوست دارید آن را فتح کنید؟
موفقیت در تمام کارهاست تا در زندگیام موفق باشم. دوست دارم در تمام کارهایم به موفقیت نسبی برسم.
فکر میکنید با این همه افتخار آدم موفقی هستید؟
نه زیاد، چون در زمینههای دیگر فاصله زیادی با موفقیت دارم.
کوه به آدم آرامش میدهد؟
خیلی چون آخر کار، یعنی مرگ را دیدهای و آنجاست که متوجه میشوی همه چیز بیهوده است و میفهمی که زندگی ارزش دروغ گفتن و کارهای زشت را ندارد. صداقت و راستی بهترین روش زندگی است.
شما باکوه رفاقت دارید؟
نمیشود که رفاقت بین ما نباشد. ماهی را که از آب بیرون بیندازی، آن موقع است که ارزش آب را میفهمد.
من چون نزدیک کوه زندگی میکنم، هر روز کوه میروم و حداقل روزی یک ساعت در آنجا تمرین میکنم. من دیگر به کوه عادت کردهام و اگر نروم، اذیت میشوم.
فکر میکنی روزی برسد که کوه با شما قهر کند؟
نمیدانم، اما خوشبختانه تا حالا که قهر نکرده است.
یک نوجوان اگر بخواهد کوهنورد بشود باید چه کار کند؟
کوهنوردی کار راحتی است و هر کسی میتواند یک کوله روی دوش خود بیندازد و به کوه برود، اما اگر میخواهد این رشته را حرفهای دنبال کند باید علاقهاش به کوهنوردی ذاتی باشد و به زور نمیشود کوهنورد حرفهای شد.
ممکن است یک نفر به این رشته بیاید اما اگر علاقه نداشته باشد، بیشتر از 2 یا 3 سال نمیتواند دوام بیاورد. به هر حال فرد علاقهمند به کوهنوردی باید تمرینهای منظم، سنگین و فشرده داشته باشد تا قلب و ریهاش قوی شود و بدنش جوابگوی این ورزش سنگین باشد.
کوهنوردی حرفهای سن خاصی دارد؟
غیر، چون افرادی بودهاند که در 75 سالگی هم اورست را فتح کردهاند. بعضیها میگویند هیمالیانوردی بعد از 30 سالگی بهترین زمان ممکن است، چون میتوان بهترین تصمیمات را گرفت و دیگر احساساتی کاری انجام نمیدهی، اما به نظر من کوهنوردی سن خاصی ندارد.
شما تا چند سالگی به کوهنوردی ادامه میدهید؟
تا جایی که حمایت و پشتیبانی شوم.
کوهنوردی ورزش گرانی است؟
بله، گران است و هزینههای بالایی دارد؛ مثلا یک جفت کفش آن یک میلیون تومان است. کیسه خواب، کولهپشتی و... هم هست. در کنار اینها هزینه سفر هم هست که کمترین آن 10?میلیون تومان میتواند باشد که پرداخت این هزینهها خارج از قدرت یک جوان دانشجو و کوهنورد است و باید از آنها حمایت شود.
شما هزینههایتان را از کجا تامین میکنید؟
اغلب صعودهایم با تیم ملی بوده و هزینهها را فدراسیون داده است و آخرین صعودم را شهرداری و شورای شهر تبریز اسپانسر شدند.
اوضاع پول در این رشته چطور است؟
اصلا درآمدی نداریم.
پس منبع درآمد شما چیست؟
کار میکنم و دانشجو هستم و کوهنوردی هم میروم.
دوست نداشتید دنبال رشته دیگر مثلا فوتبال میرفتید تا پول خوبی به دست میآوردید؟
من اصلا حس رقابت ندارم. به صورت حرفهای دوچرخهسواری هم رفتهام، اما حس رقابت نداشتهام، به همین دلیل دنبال کوهنوردی رفتم، چون رقابتی نیست و هر کسی برای خودش صعود میکند.
در رشتههای دیگر فعالیت نمیکنید؟
نه، کوهنوردی را تخصصی دنبال میکنم و به صورت تفریحی دوچرخهسواری، حتی تمرینات کوه را هم با دوچرخه میروم.
از این راهی که رفتهاید، پشیمان نیستید؟
خیر، چون کوه و کوهنوردی را دوست دارم.
بزرگترین آرزویی که داری؟
هنوز به این مساله فکر نکردهام. یکی از مسائل کوه همین است که زیاد آرزو نمیکنی.
عظمت کوه شما را یاد چه چیزی میاندازد؟
به یاد آفریدگار جهان میاندازد، خدایی که همه ما را خلق کرده و ما حتی مقابل او ذرهای هم نیستیم.
بزرگترین حسرتی که دارید؟
تا حالا حسرت چیزی را نخوردهام.
به شعر علاقه داری؟
نه، تا حالا علاقهای به شعر و ادبیات نداشتهام.
موسیقی چطور؟
موسیقی ایرانی و آذربایجانی را دوست دارم.
اهل کتاب خواندن هستی؟
بله، بیشتر کتابهای روانشناسی و رمان میخوانم.
نویسنده مورد علاقهات چه کسی است؟
کارهای رومن رولان را دوست دارم. در بین نویسندگان داخلی هم نوشتههای دولتآبادی را میخوانم.
اهل فیلم دیدن هستی؟
خیر، اهل فیلم نیستم و الان 6 ماه است که تلویزیون ندیدهام.
یعنی کوهنوردها از دنیا بیخبر هستند؟
بیخبر نیستیم. من روزی چند ساعت با اینترنت کار میکنم.
فدراسیون کوهنوردی به کوهنوردان به اندازه کافی اهمیت میدهد؟
تا جایی که در قدرت و توانش است و حتی گاهی اوقات بیشتر از توان خودش بها میدهد و به بچهها میرسد.
چه کار کنیم که کوهنوردی در ایران شکوفا شود؟
این کار حمایت سازمان تربیت بدنی را میطلبد. در فدراسیون مشکلی نیست و بیشتر از توان و مسوولیت خودشان کار می کنند، اما باید از بالا حمایت شوند.
یعنی سازمان تربیت بدنی توجهی به این رشته ندارد؟
در مقابل این زحمات حمایتی نمیکنند و کوهنوردان به اندازه انرژی و وقتی که میگذارند، به حقشان نمیرسند و بهتر از این میتوانند باشند. جان برای همه عزیز است و ما جانمان را کف دستمان گذاشتهایم که برای کشورمان با فتح قلههای مختلف افتخار بیافرینیم، بنابراین بهتر از اینها باید به کوهنوردان توجه کنند.
مهدی نوری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: