اصولا با توجه به شرایط کنونی جهان در رابطه با زندگی در دهکده جهانی و با عنایت به تغییراتی استراتژیک که عصر ارتباطات در دیدگاه نوستالژیک بشر نسبت به روند زندگی بومی در دنیای پستمدرن امروزی ایجاد کرده است تمرکز بر پارادایم مهاجرت و چالشهای ریز و درشت آن به دلایلی چند ضروری به نظر میرسد:
1 ـ درگیر شدن عمده کشورها با موضوع مهاجرت.
2 ـ افزایش منافع ناشی از پدیده مهاجرت برای کشورهای مهاجرپذیر و مهاجرفرست.
3 ـ تغییر نگاهها به جریان مهاجرت مبنی بر این که مهاجرت نه یک تهدید که یک فرصت است.
بدیهی است که اگر فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سرزمینی با تعداد بیشتری از مردمانش سازگار باشد آن گاه میزان مهاجرت به مفهوم دل کندن همیشگی از جامعه، کمینه و دشوار خواهد شد لیکن رفتن و بازگشتن برای همه وجود داشته و مهاجرت به قصد برنگشتن در چنین جوامعی شتاب منفی خواهد گرفت. از طرفی حتی اگر تحت هر شرایطی گروهی از مردم کشوری به خارج رفته و ساکن شوند، اما عشق به وطن در سینه داشته باشند باید آنان را سرمایه ملی و پتانسیل مالی آن کشور تلقی کرد و از این منظر خوشبختانه میتوان اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان خارج از کشور را ظرفیت ملی و سرمایه جمهوری اسلامی ایران به حساب آورد.
واقعیت آن است که اکثر مهاجران ایرانی در اقصی نقاط دنیا ضمن حفظ هویت دینی و ملی خود و ایستادگی قاطع در برابر هژمون فرهنگ غرب جزو سرآمدان مهاجران به شمار آمده و در ظواهر خوش آب و رنگ فرنگ استحاله نشدهاند و این خود سرمایهای بس سترگ است که نباید از کنار آن بهسادگی عبور نمود. خوشبختانه در تمام سالهای پس از جنگ تحمیلی و 8 سال دفاع مقدس موضوع بازگشت ایرانیان، خارج از کشور به وطن همواره در کانون توجه دولت قرار داشته و بویژه اکنون و در دولت فعلی بیشترین اصرار جهت رجعت هموطنان دورافتاده از میهن مشاهده شده و حداکثر تلاش و رایزنیها در این راستا انجام میپذیرد.
از طرفی جمهوری اسلامی ایران دارای پیشینه ظرفیت از نظر تساهل و تسامح سیاسی از سوی نهادهای رسمی قدرت برای بازگشت برخی از ایرانیان است که در امتداد هدف والای صدور انقلاب بسیار موثر افتاده است.
اختلاف درآمد سرانه در جوامع توسعه یافته و کمتر توسعهیافته و در حال توسعه که از 40 هزار دلار در سال در دانمارک آغاز شده و به کمتر از 100 هزار دلار نیز میرسد و یکی از عوامل اصلی مهاجرت از کشورهای کم درآمد به کشورهای ثروتمند میباشد موجب شده تا کشورهای توسعه یافته جهت اجتناب و جلوگیری از مهاجرت به کشورهایشان روز به روز قواعد سختگیرانهتری وضع کنند. از دیگر جهت ارسال پول از جانب خانواده یا برعکس ضمن تاثیر بر بازار کشورهای میزبان و مهاجر فرست از شاخصههای مهم در پدیده مهاجرت به شمار میآید. سال 2005 تنها 20 درصد از کشورهای میزبان کاهش مهاجرپذیری را در دستور کار خود قرار داده که این میزان کمتر از آمار 20 درصدی در سال 1996 بوده است. 6 درصد از جوامع مهاجرپذیر نیز برای افزایش جذب مهاجران برنامهریزی کردهاند.
اصولا کشورهایی که از نیروی کار و مهارت مهاجران بهرهمندند باید به نوعی در بخشهای ضعیف کشورهای مهاجرفرست که انگیزه و فاکتور اصلی مهاجران برای جلای وطن است سرمایهگذاری کرده و درصدد تقویت و آموزش افراد برآیند، در واقع ضعف جوامع توسعه نیافته یا روبه توسعه در تثبیت زیرساختهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از آنجا که نیروی کار را به سمت جوامع توسعه یافته رهنمون میسازد از بزرگترین عوامل افزایش شکاف و فاصله میان جوامع جهان شناخته شده است.
فریبرز درجزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم