عروس از آرایشگاه فرار کرد

عروس 22ساله وقتی متوجه شد قادر به مجاب کردن خانواده اش در مخالفت با ازدواج با مرد سالخورده نیست ، از آرایشگاه فرار کرد. به گزارش خبرنگار ما ، والدین دختر 22ساله ای در حالی که بشدت مضطرب و نگران بودند
کد خبر: ۳۵۷۱۰
، با مراجعه به شعبه دوم دادیاری دادسرای جنایی تهران با ارائه دادخواستی عنوان کردند ، دختر آنها چند ساعت پیش از آن که پای سفره عقد بنشیند ، از آرایشگاه فرار کرده است . در پی این شکایت ، دادیار جنایی تهران دستور تحقیق و پیگیری در این زمینه را در شعبه 11 پلیس آگاهی تهران صادر کرد. ماموران پس از بررسی موضوع متوجه شدند، این دختر از یک ماه پیش با والدین خود اختلاف داشته است و از آنجا که آنها او را وادار به ازدواج تحمیلی کرده بودند، دختر در آرایشگاه پس از ارتباط تلفنی با جوانی که به او علاقه مند بوده به اتفاق او متواری شده است . با به دست آمدن این اطلاعات ، در مرحله بعد ، ماموران متوجه شدند عروس فراری به تایباد نقطه مرزی سفر کرده است و قصد دارد به وسیله قاچاقچیان به کشور افغانستان سفر کند. با گزارش این موضوع به دادیار جنایی تهران ، ماموران با نیابت قضایی عازم شهر تایباد در مرز افغانستان شدند و عروس 22ساله را همراه جوانی که او را فراری داده بود، دستگیر کردند. عروس 22ساله روز گذشته پس از انتقال به دادسرای جنایی تهران به دادیار سلیمانی گفت : از 2سال پیش به حمید جوانی که همراه او فرار کردم علاقه مند شده ام و با آن که او چند بار از من خواستگاری کرده است ، اما والدینم به دلیل فقر مالی حاضر به قبول او نیستند. وی افزود: یک ماه پیش پدرم به خانه آمد و عنوان کرد باید بزودی به عقد مردی در بیایم که امکانات خوب مالی دارد و هنگامی که مخالفت کردم ، او و مادرم مرا کتک زدند. عروس 22ساله گفت : وقتی این خواستگار به خانه آمد ، با حساب سرانگشتی متوجه شدم او 68سال دارد و 10سال نیز از پدرم بزرگتر است . وی افزود: وقتی متوجه شدم قادر به مجاب کردن خانواده ام نیستم ، تصمیم به فرار گرفتم ، اما والدینم مرتب مرا کنترل می کردند تا این که روز عقدکنان فرا رسید و هنگامی که میهمانان در خانه انتظار می کشیدند ، مرا به آرایشگاه بردند و پس از تماس تلفنی با حمید که بشدت ناراحت بود 2نفر از همراهانم را در یکی از اتاقها زندانی کردم و سپس به اتفاق حمید فرار کردم . در پی این اظهارات ، دادیار جنایی در خصوص این موضوع از پدر دختر تحقیق کرد ، اما وی خطاب به دادیار جنایی گفت : جوانان امروز عقلشان نمی رسد ، دخترم با فرار خود آبروی مرا برده است و من به هیچ عنوان با ازدواج او با حمید که فردی بیکار است ، موافقت نخواهم کرد. در پی این اظهارات ، عروس 22ساله در حالی که می گریست ، از دادیار جنایی خواست تا او را به زندان بفرستد؛ وی گفت : زندان بهتر از زندگی با مردی است که از پدرش بزرگتر است . با ثبت اظهارات طرفین ، دادیار جنایی پرونده را برای تحقیقات بیشتر بار دیگر به پلیس آگاهی ارجاع کرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها