طبق گفتههای محمد خزاعی، دبیر یازدهمین جشنواره مقاومت، انقلاب و دفاع مقدس، در فاصله سالهای 1382 تا 1384، حدود 50 فیلم دفاع مقدس در کشور تولید شده است، اما در فاصله سالهای 1384 تا امروز فقط 48 فیلم در این عرصه تولید شده که البته تمامی آنها نیز فیلمهای جنگی نیستند. فکر میکنید چرا این سینما کم رونق شده و دیگر کارگردانهای قدیمی به ورود به این عرصه تمایلی ندارند؟
«جنگ» برای سالهای طولانی دغدغه کارگردانهای جنگ بود. در آن سالها کارگردانها به فضای جنگ نزدیکتر بودند و به همین دلیل به سراغ ساخت چنین فیلمهایی میرفتند، اما به مرور با فاصله گرفتن از جنگ، دغدغه هنرمند نیز به مسائل «روز» نزدیک شد و به مرور ساخت فیلمهایی با موضوع روز جای فیلمهای جنگی را گرفت. البته تجربه ثابت کرده که میتوان در کشور ما هر عرصه فرهنگی را دوباره و از نو فعال کرد. در کشور ما مافیای جدی و قدرتمند در زمینه تولید سینما وجود ندارد و فقط گاهی جمعهای کوچکی هستند که برای سینما تصمیمهای کوچکی میگیرند که براحتی میتوان آنها را کنترل کرد. به همین دلیل همه ژانرهای سینمای ما قابل کنترل و نفوذ است و با حضور یک مدیر موفق میتوان به این عرصه تحرک داد. مثلا در سینمای کودک تا زمان حضور یک جمع مشخص، فیلمهای کودک خوبی تولید میشد. بر اساس این فرمول میتوان هر گونهای را ظرف 2 سال متحول کرد و مثلا در عرصه دفاع مقدس جریانی برای ساخت فیلم به راه انداخت. این اتفاق امسال در جشنواره فیلم دفاع مقدس هم افتاده و جشنواره در مقام تهیهکننده قرار گرفته و فیلمهایی را در این عرصه تولید کرده است.
چنین فرمولی چند سال قبل و در جشنواره فیلم «پلیس» هم تجربه شد، اما واقعا چنین فرمولی چه فایدهای دارد؟
در پیش گرفتن چنین فرمولی سبب میشود تا جشنواره از حالت جشنواره به «جشن» تبدیل شود. چنین شیوهای میتواند در کوتاهمدت مفید باشد.
اما در همین کوتاهمدت هم فقط به درد ارائه آمار میخورد و فقط مسوولان را راضی میکند.
اگر فقط حالتی شهابگونه داشته باشد چنین نکتهای درباره آن صدق میکند، اما در صورت تداوم و داشتن پایه و اساس محکم میتواند مفید باشد. به این نکته هم توجه کنید که سینمای جنگ اساسا به آدمهای جوان و پر انرژی نیاز دارد و چنین حمایتهایی میتواند مسیر ورود جوانها به سینمای دفاع مقدس را هموار کند.
در این سالها خیلی از کارگردانها که قصد ساخت فیلم جنگی داشتند، موفق به ورود به این عرصه نشدند. مسوولان همیشه نگران هستند که از فیلمهای جنگی این نسل، چیزهایی بیرون بیاید که متناسب با نگاه آنها نباشد.
چند سال قبل به یکی از مراکز تولید فیلم دفاع مقدس رفته بودم تا فیلمی بسازم. مسوول آن مرکز به من گفت ما فقط فیلم درباره «پیروزی» میخواهیم. نحوه فیلم ساختن درباره پیروزی هم مهم است و باید اثری هنرمندانه ساخته شود. خیلیها به چنین سفارشهایی عمل میکنند. اما اگر مدیری همین دیدگاه را رعایت کند و بابت آن هزینه کند اما هیچ دیدگاه و مانیفستی نداشته باشد و حتی نداند که قرار است از چه نقطهای به نقطه دیگر میخواهد برسد مشکل پیش میآید.
یعنی شما میگویید برخی از مسوولان حتی برای ساخت فیلم درباره پیروزی هم برنامه و ایده مشخصی ندارند و حاضر به هزینه کردن در این زمینه نیستند؟
بله. دقیقا همینطور است. کار پرمایه و هنرمندانه انجام دادن در این زمینه بسیار مهم است.
احمد میرعلایی، مدیر فعلی بنیاد سینمایی فارابی و تهیه کننده فیلم «شب واقعه» یکبار جایی تعریف میکرد هنگام ساخت فیلم «شب واقعه» امکاناتی برای به نمایش کشیدن تیراندازی تیربار نداشتند و با سختیهای فراوانی شلیک یک تیربار را به تصویر کشیدند. این فیلم درباره شکست حصر آبادان است. فکر میکنم این مصداق خوبی برای عدم حمایت از فیلمهایی باشد که قصد دارند به مفهوم پیروزی بپردازند اما باز هم مورد غفلت واقع میشوند.
سر هم کردن این چالشها و گیر و گرفتها مسالهای تخصصی است. بد نیست به مثالی در این زمینه اشاره کنم. یکبار برای ساخت فیلمی نیاز به تانک داشتم. مسوولی که قرار بود این وسیله را در اختیار من قرار دهد، گفت من بابت خرید لوله تانک «دلار» میپردازم و با هر لوله تعداد محدودی گلوله میتوانم شلیک کنم و بعد باید آن را عوض کنم. من بودجهای برای حمایت از فیلم شما ندارم و جایگزین هم ندارم. در آن مقطع تلاش کردیم در بخش جلوههای ویژه فعالیتی را به شکل جدی آغاز کنیم تا در نهایت بتوانیم در این زمینه از امکاناتی بجز امکانات جنگی واقعی بهره بگیریم. در هیچ جای دنیا هنگام ساخت فیلم جنگی از مواد واقعی استفاده نمیکنند و حتی اگر به طور مجانی هم به ما داده شود نباید از آن استفاده کنیم. همه این ابزار به شکل نمایشی و سینمایی در دنیا وجود دارد و میتوان آنها را تهیه و در اختیار سینماگران قرار داد.
میتوانیم نتیجه بگیریم مشکل سینمای دفاع مقدس امکانات و جلوههای ویژه است؟
همه مشکل همین نیست. سلیقه مدیران و متولیان و افرادی که امکانات در اختیار دارند فیلمسازان را به سمت نمایش دادن توپ و تانک میکشاند. چنین افرادی میخواهند فیلمها را به سمت دیدگاههای خود هدایت و در لایههای زیرین به نگاه و دیدگاه خود نزدیک کنند.
چنین شیوهای تاثیرگذار بوده است؟ به نظر شما الان مخاطبان سینمای ایران حاضرند برای تماشای فیلمهای اکشن جنگی پول هزینه کنند؟
به نظرم نه. امروز حتی اگر فیلم «نجات سرباز رایان» هم در سینماها نمایش داده شود، مخاطب چندانی نخواهد داشت و اگر فیلمی کمدی در کنار آن وجود داشته باشد، اغلب آن فیلم را انتخاب خواهند کرد.
یکی از کارگردانهای دفاع مقدس اخیرا در مصاحبه با «جامجم» به این نکته اشاره کرد که در سالهای اخیر مجموعهای از اتفاقها رخ داده که دیدگاه مردم نسبت به جنگ را تغییر داده و به همین دلیل چنین سینمایی با استقبال کمی مواجه میشود.
وقتی چیزی از مردم گرفته شود و به مرور تبدیل به مسالهای «خاص» شود، آن عنصر از بدنه مردم جدا میشود، اما وقتی بحث دفاع مقدس را به عنوان یک وظیفه تلقی و دفاع کردن را به این شکل تعریف کنیم، دوباره این آرمان به دامان مردم بازمیگردد. در مقطعی داستانهای دفاع مقدس بسیار تخت و ساده بودند. قهرمانها واقعی نبودند و بیشتر شخصیتهایی کوکی بودند. قهرمانها افسانهای بودند و ابعاد و لایههای مختلف نداشتند و به همین دلیل با آنها همذاتپنداری صورت نمیگرفت.
اما ترسیم قهرمان واقعی هم معمولا با مشکلاتی مواجه بود که دستگاههای تصمیمگیرنده زیر بار آن نمیروند.
به نظرم این ویژگی مربوط به دوره خاصی بود و الان دیگر چنین نیست.
یعنی به نظر شما الان میشود شخصیتی را با همه نقاط ضعف و قوت آن در فیلمی دفاع مقدسی ترسیم کرد؟
میزان نقطه قوت و ضعف مهم است. اغلب مدیران فرهنگی ما هیچگاه مدیران فرهنگی نبودند. فقط آدمهای خوبی بودند که در بخشهای دیگر موفق بودند و از آن بخشها به «فرهنگ» منتقل شده بودند. اما در عرصه فرهنگ اقتضاهای خاصی وجود دارد. در یک عملیات جنگی، کل جنگ در یک برداشت صورت میگیرد، اما در سینما گاه چندین برداشت صورت میگیرد تا نتیجه واقعی و اصلی حاصل شود. در جنگ آدمها ترس و وحشت دارند ولی با کنترل آنها، شجاع، دلیری، ایثارگری و رشادت از سوی آدمها «انتخاب» میشد. در جنگ هیچگاه چیزی از سوی فرد یا افراد به دیگران تحمیل نمیشد، اما در سینمای جنگ گاهی تلاش میشود تا شجاعت به شخصیتهای فیلمها تحمیل شود و به همین دلیل قهرمانها مصنوعی میشوند.
عجب!
بله. در اغلب موارد به ما گفته میشود شخصیت فیلم شما حتما باید شجاع باشد؛ جوری که انگار وقتی از مادر متولد شده شجاع بوده است. اما در عالم واقعیت چنین نبوده و نیست. من خاطرات زیادی از جبهه دارم. در مقطعی 7 نفر به جبهه آمده بودند که همه سرشان را کچل کرده بودند. ما به آنها هفت کچلون میگفتیم. 6 نفر از آنها شهید شدند. تنها فردی هم که زنده بود، گهگاه میزد و میرقصید. میگفت میخواهم کاری کنم که شهادتم به تاخیر بیفتد، چون خیلی کار دارم. از بین آن 7 نفر، یک نفر همیشه مخفیانه سیگار میکشید. میگفت دوست ندارم جلوی دیگران سیگار بکشم. اینها همه نقاط ضعف و قوت شخصیتهای جنگ است.
اما وقتی همین نکات در قالب فیلمی سینمایی به تصویر کشیده میشود، حاصل کار فیلم «اخراجیها» میشود که نمایش آن با اعتراض مواجه میشود.
اخراجیها یک چیز دیگر است، چیزهایی که من گفتم هم یک چیز دیگر است. در فیلم مسعود دهنمکی به این قشر زیاد پرداخته شد. در چنین شرایطی وقتی به چیزی زیاد پرداخته شود، آن موضوع لطمه میخورد. یادم است که در زمان جنگ فردی از زندان به جبهه آورده شده بود. او تریاکی بود اما در تعمیر بولدزر خیلی ماهر بود.
شما با این آدم چه میکردید؟
او را مدیریت میکردیم. این فرد معتاد بود اما به دلیل کار مفیدی که بلد بود به او علاقهمند شده بودیم.
به جنگ هم گرایشی پیدا کرد؟
او به بچههای جنگ خیلی علاقهمند شد و در نهایت تا پایان جنگ هم در جبهه ماند. ما از این شخصیتها خیلی داشتیم. آنها وقتی «انتخاب» میکردند، پیش خدا عزیز میشدند. وقتی به جبهه میآمدند یک آدم بودند، اما وقتی میماندند و ادامه میدادند آدم دیگری میشدند. مثلا اگر معتاد بودند، به مرور میزان اعتیاد آنها کم میشد یا اینکه ترک میکردند. اما در جبهه هیچ وقت این شخصیتها به زور نمازخوان نشدند. به همین دلیل فضای زمان جنگ خیلی سالمتر، آزادتر و بهتر بود. مثل امروز هم نوسان نداشت و هرچه میگذشت تحمل آدمها بیشتر میشد. ابتدای جنگ گزینشها خیلی سنگین و سفت و سخت بود. به همین دلیل نیروهای کمی به جبهه میآمدند. کمکم گزینشها کمی راحتتر شد و با ورود نیروهای دیگر، معلوم شد این موضوع لطمهای به جنگ نمیزند.
در این سالها نگرانی شدیدی مطرح شده که چرا فیلمسازان جنگی همچون ابراهیم حاتمیکیا، مرحوم رسول ملاقلیپور، احمدرضا درویش و... دیگر به سراغ فیلمهای جنگی نمیروند. عدهای میگویند سینمای جنگ نباید سرقفلی عدهای خاص باشد و به همین دلیل فیلم جنگی نساختن این کارگردانها چندان نگرانکننده نیست، اما عدهای دیگر میگویند عدم تمایل کارگردانهای شاخص به ساخت فیلم جنگی نگران کننده است. نظر شما چیست؟
به نظرم وقتی نقاط تکیهگاه سینمای دفاع مقدس کم میشود، این سینما آسیبپذیرتر میشود. اگر گستردهتر و ملیتر نگاه کنیم و حتی منافع جهان اسلام را هم در نظر بگیریم، نباید این دروازه را اینقدر سفت و سخت در نظر گرفت که هیچ فیلمساز دیگری نتواند از آن عبور کند. برای سینمای دفاع مقدس باید مسیر شفافی طراحی شود تا بدانیم که قرار است به کجا برویم؟ در سینمای دنیا خیلی از فیلمسازان جوان هستند که در زمان جنگ جهانی دوم حضور نداشتند، اما با گذشت 60 سال از پایان این جنگ، کارگردانها فیلمهای خوبی در این خصوص میسازند. راه این نوع فیلمسازی هم مطالعه، تحقیق و بررسی است و چنین فرمولی در ایران هم قابل پیگیری و اجراست.
شما مدتها طراح صحنه بودید و بعد از آن با ساخت فیلم «دفتری از آسمان» وارد حیطه کارگردانی شدید. در آن مقطع از حضور کارگردانی جوان مثل شما استقبال شد؟
بله. اما به این نکته توجه کنید که ما در سینمای دفاع مقدس هم مانند گونههای دیگر سینمایی تعریف و نگاه مشخصی نداریم و هر مدیری که وارد این عرصه میشود، نگاه خاص مدیریتی خودش را هم به همراه میآورد. یک روز ممکن است مدیری بیاید که سلیقه او ساخت فیلم سینمایی حماسی است، با رفتن او مدیر دیگری میآید که سلیقه او ساخت فیلمی مانند دوئل است. فیلمسازی در دفاع مقدس در سلیقه مدیران خلاصه میشود. مثلا در مقطعی که من قصد داشتم فیلم دفتری از آسمان را بسازم، حاتمیکیا قصد داشت فیلم آژانس شیشهای را بسازد، اما با وجود مراجعه به تهیهکنندگان مختلف نتوانست فردی را راضی به ساخت این فیلم کند و چند سال بعد این فیلم را ساخت. معلوم است که در این سینما هیچ استراتژی و هدف بلند مدتی وجود ندارد و همه چیز در سلیقه مدیران خلاصه میشود.
در سالهای پس از جنگ و تا نیمههای دهه 70، حجم زیادی از فیلمهای جنگی ساخته شد اما از این مقطع به بعد، فیلمهای جوانپسندانه سینمای ایران را فرا گرفت. عدهای میگویند این مساله باعث ریزش مخاطبان سینمای جنگ شد و گناه آن را هم به گردن مدیران سینمایی در آن دوران میاندازند. شما با چنین تعبیری موافق هستید؟
به هیچ وجه. در سینمای ایران نمیتوان گناه چیزی را گردن چیزهای دیگر انداخت. فیلمهای جوانپسندانه پیش از این مقطع در حال رشد بود، اما امکانی برای عرضه نداشت و در این مقطع ناگهان خودش را نشان داد. مقطع جوانی بین 12 تا 18 سالگی تعریف میشود. 6 سال زمان چندان زیادی نیست و در همین زمان، تا مسوولان بجنبند، این جهش اتفاق افتاد و چنین فیلمهایی در سینمای ایران که به مخاطبان جوان میپرداخت فراگیر شد و ناگهان آنها با مسالهای جدی مواجه شدند. البته عدهای هم از این فضا سوءاستفاده کردند، اما سینمای جنگ آرامآرام خودش را مضمحل کرد.
چرا؟
چون مسوولان این سینما سلیقهای عمل کردند. مثلا در زمان جنگ فردی که در ستاد تبلیغات یا در ستاد جنگ فعالیت میکرد، پس از جنگ وارد عرصه تصمیمگیری درخصوص سینما شد و در این عرصه هم مانند زمان جنگ تصمیمگیری کرد. چنین افرادی بیشتر مشاور نظامی هستند و شناختی از سینما ندارند. آنها میتوانند منبع اقتباس باشند و در فیلمنامهنویسی مورد مشورت واقع شوند، اما امکان خطدهی فرهنگی ندارند.
اما در همین زمینه فردی مانند محمدرضا شرفالدین وجود دارد که در انجمن سینمای دفاع مقدس مدیر است و خودش هم سالها سینماگر بوده. چرا در این بخش فعالیتی جدی صورت نمیگیرد؟
برای اینکه محمدرضا شرفالدین هم در آن محل با سلیقهای مواجه است. او در این سالها سینما را کاملا فهمیده، اما از طرفی او تحت سیطره مدیران نظامی است و از طرف دیگر بالاتر از او مدیر فرهنگی که سینما را دقیق بشناسد وجود ندارد.
سینمای دفاع مقدس با چندین مرجع تصمیمگیری مواجه است. آیا میتوان این مراکز را یکپارچه و یک کاسه کرد تا جلوی اعمال سلیقه این مراکز گرفته شود؟
متاسفانه شدنی نیست. ما اگر فیلم جنگی بخواهیم بسازیم که به تجهیزات نیاز دارد، خود به خود باید به سراغ چنین مراکزی برویم. این مراکز هم هنگام دادن امکانات، حق خودشان میدانند که در خصوص فیلمنامههای ما اعمالنظر کنند. این کار از نظر خودشان هم درست است، اما نمیتوان نگاه مورد نظر آنها را اعمال کرد.
اگر جایی مانند معاونت سینمایی بخواهد به جای تمامی این مراکز خودش درخصوص این سینما تصمیم بگیرد، باید امکانات لازم را هم تهیه و در اختیار فیلمسازان قرار دهد. البته باید مسوولیت این کار را هم بپذیرد. مثلا جایی مانند «ناجی هنر» در نیروی انتظامی وجود دارد که در صورت صدور مجوز از سوی ارشاد برای فیلمها، امکانات لازم برای ساخت فیلم پلیسی را در اختیار آنها قرار میدهد. کاری هم به جزئیات ندارد و به صرف داشتن مجوز یک فیلم، با آنها همکاری میکند. چنین الگویی میتواند درخصوص سینمای دفاع مقدس هم تکرار شود.
به نظر شما مسوولان سینمایی این ظرفیت را دارند که وارد چنین عرصهای شوند و مشکلات سینمای دفاع مقدس را حل کنند؟
به نظرم سر مسوولان سینمایی خیلی شلوغ است. شاید به همین دلیل در برنامههایشان هم اشارهای به این موضوع نکردهاند. جواد شمقدری فردی صادق و رو راست است. علیرضا سجادپور هم میتواند به عنوان تئوریسین این بخش از سینما، نقشه راه خوبی را ترسیم کند اما ورود به چنین عرصهای مستلزم همتی بلند است تا معاونتی برای سینمای دفاع مقدس راه اندازی کنند. چنین معاونتی باید به گونهای عملیاتی شود که مدیران بعدی هم نتوانند آن را تعطیل کنند.
عدهای میگویند در مقطعی عدهای از مدیران سینمایی به دنبال تعطیلی سینمای دفاع مقدس بودند. آیا چنین فرضیهای را قبول دارید؟
نه. حداقل من با چنین مدیرانی مواجه نشدم. کسی هم جرات چنین کاری را نداشته و ندارد، چون مردم جواب او را میدهند. حتی سینماگران هم در چنین شرایطی معمولا روی دنده لج میافتند و با مشاهده چنین حرکتهایی، بیشتر به سمت سینمای دفاع مقدس سوق پیدا میکنند. البته ممکن است عدهای به سینمای دفاع مقدس اهمیت ندهند و آن را جزو اولویتهای خود قرار ندهند اما اینطور نبوده که فردی بخواهد سینمای «دفاع» را تعطیل کند.
در سالهای اخیر گاهی هم این تعبیر شنیده شده که ساخت فیلم دفاع مقدسی فقط محدود به دوره جنگ 8 ساله ایران و عراق نیست، زیرا ما کشوری هستیم که در طول تاریخ با هجوم انواع و اقسام مهاجمان از مغولها گرفته تا افغانها مواجه بودیم و به همین دلیل هر فیلمی که به این مساله بپردازد، فیلم دفاع مقدسی محسوب میشود. شما با این تعبیر موافقید یا اینکه مثل برخی از مسوولان تصور میکنید فیلم دفاع مقدس فیلمی است که در آن بسیجی دیده شود؟
من معتقدم هر کشوری که از سرزمین خود دفاع کند و در مقابل متجاوز به حق بایستد، حرکت مقدسی انجام داده است. خداوند هم چنین حرکتی را دوست دارد و به آن سفارش کرده است. حیوانات هم حریم خود را همیشه مشخص و از آن دفاع میکنند و گاهی برای حفظ آن تا از دست دادن جان مبارزه میکنند.
تا اینجای کار ما و حیوانات به هم شبیه هستیم. زمانی حرکت ما انسانها متمایز و مقدس میشود که این نبرد جنبه ایدئولوژیک پیدا میکند و تبدیل به حرکتی مقدس میشود. وقتی فتنهای را در جهان خاموش میکنیم، ورای منافع خانوادگی و فردی حرکت میکنیم و این حرکت ارزشمند است. گاهی دفاع مقدس در زمینه علم معنا پیدا میکند و کشفیات علمی هم دفاع مقدسی میشود. دفاع زمانی مقدس میشود که ویژگیهایی همچونانسان دوستی به آن اضافه میشود.
در چند سال اخیر مسوولان سینمایی تلاش کردهاند چهرههایی همچون شهرام اسدی، خسرو سینایی و... را وارد سینمای دفاع مقدس کنند. به نظر شما این فرمول میتواند باعث رشد سینمای دفاع مقدس شود؟
اگر این فیلمسازان با این هدف وارد سینمای دفاع مقدس میشوند که جای فیلمسازی همچون ابراهیم حاتمیکیا را بگیرند، چنین فرمولی جواب نمیدهد. اما میتوان این فیلمسازان را در کنار چهرههای قدیمی سینمای دفاع مقدس قرار داد و به این اندوخته اضافه کرد تا نگاههای تازه نیز به سراغ جنگ بروند.
چقدر با ساخت فیلمهای عظیم جنگی موافقید؟ فیلمهایی مثل دوئل و مزرعه پدری که در این سالها ساخته شدند و واکنشهای مختلفی را نیز به دنبال داشتند.
خیلی از فیلمها در سینمای ایران ساخته میشود که با گذشت زمان ارزش آنها زیاد میشود. شاید مزرعه پدری یکی از این آثار باشد اما به نظرم نباید به چنین حرکتهایی به طور کامل اصالت داد. البته چنین فیلمهایی زاییده مقطعی است که سینمای جنگ سینمایی کاملا شعاری بود. در این مقطع فیلمهایی همچون نجات سرباز رایان، غلاف تمام فلزی و... وارد بازار نمایش غیررسمی ایران شد و تماشای آن تاثیر زیادی روی مخاطبان ایرانی گذاشت. همین مساله سبب شد تا به غیرت فیلمسازان ایرانی بر بخورد و آنها فیلمهایی را در این حد و اندازه بسازند. این حرکت یک موج بود که ادامه پیدا نکرد.
موج دیگر سینمای جنگ در این سالها ساخت فیلمهای تلخ و گزنده از نوع «فرزند خاک» و «بیداری رویاها» بود. ارزیابی شما از این حرکت چیست؟
فیلمهایی از این دست هم به تعداد زیاد ساخته نشد که بشود دربارهاش قضاوت درستی کرد. چون محدود به چند نمونه خاص بود.
گرایش دیگر هم ساخت فیلمهایی است که داستان آن در میان مردم عراق اتفاق میافتد. در این فیلمها رنج و بدبختی مردم عراق از دست دیکتاتوری مانند صدام نمایش داده میشود و بر این مساله تاکید میشود که ایرانیها و عراقیها 2 ملت برادر هستند. چنین فیلمهایی هم میتواند فیلم دفاع مقدسی محسوب شود؟
به هیچ وجه. دفاع مقدس تاریخ و جزئیاتی دارد که تمامی آن ثبت است و نمیتوان با یک «پاک کن» این ویژگیها را پاک کرد و ویژگیهای جدیدی را جایگزین کرد. عراقیها هم نمیتوانند آن را پاک کنند. آنچه باقی مانده این است که در مقطعی از تاریخ اسلام، 2 کشور شیعه به تحریک صدام حسین با هم وارد جنگ شدند. اما ساخت فیلمهایی در جهت آشتی 2 ملت، با سینمای دفاع مقدس کاملا تفاوت دارد. مگر اینکه این فیلمها را تاویل و تفسیر کنیم. من فیلمی به نام «شکارچی شنبه» ساختم که خودم نام آن را «مقابله فرهنگی» میگذارم که تعریف کاملا مشخصی هم دارد.
اما دفاع مقدس یعنی مقطعی که در آن طی 8 سال انگیزهها و فرمانهای الهی وجود داشت. اگر هم برای به دست آوردن «خاک» مبارزه میشد، آن خاک صرفا خاک نبود و محلی بود که در آن اسلام وجود داشت. اگر هم برای حفظ مرزی جنگ میشد، به این دلیل بود که این مرز، مرز حکومت کفر و الهی بود.
به همین دلیل بود که ما در این مدت قدرت جنگیدن با تمام دنیا را پیدا کردیم. در این مقطع بخش زیادی از نیروهای ما جنگیدن را وظیفه الهی خود میدانستند و چنین افرادی هر اتفاقی هم که بیفتد، نه نابود میشوند و نه احساس شکست خوردگی پیدا میکنند.
بستر دفاع مقدس خیلی سفید و شفاف است و نباید با آن خیلی «وَر» رفت.
به نظر شما جشنواره دفاع مقدس که حالا چند روزی است از برگزاری آن در تهران فاصله گرفتهایم میتواند بستری برای تولید فیلمهای دفاع مقدس را دوباره فراهم کند؟
تجربههای قبلی نشان میدهد که بعد از پایان جشنواره، حرفهایی که مطرح شده فراموش میشود و اتفاقی جدی در این عرصه رخ نمیدهد.
برای اینکه اتفاقی جدی رخ دهد، باید جایی مانند شهرک سینمایی دفاع مقدس اعلام کند که از این پس همه هزینههایش را برای فیلمهای جنگی به شکل رایگان محاسبه خواهد کرد.
مگر الان مجانی نیست؟
خیر. شهرک دفاع مقدس ورودی دارد و بابت هر وسیلهای باید اجاره پرداخت کرد. البته فرمولهایی هم برای حمایت از فیلمسازان اعلام میکنند اما تا زمانی که این امکانات مجانی نشود، به فیلمسازان هتل رایگان در آن محل داده نشود، فیلمسازان بیمه نشوند، رفاهیات فیلمسازان فراهم نشود و... با تمام شدن این جشنواره و رویدادهای مشابه فردا همه چیز تمام میشود. در جشنواره دفاع مقدس هم تا این لحظه این اتفاق نیفتاده
است.
پس در این جشنواره چه اتفاقی افتاده است؟
فردی مانند محمد خزاعی به عنوان دبیر جشنواره آمده و با برگزاری این رویداد، وزنهای 200 کیلویی را یک ضرب بلند کرده و بالای سرش برده و 3 ثانیه هم نگه داشته است. اما حالا با برگزاری جشنواره وزنه پایین افتاده و حالا وزنه میماند تا 2 سال بعد که خزاعی یا فردی دیگر آن را بلند کند، اما در این فاصله چراغ دفاع مقدس دوباره خاموش میشود.
رضا استادی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم