محمد فرنود: می خواستم شوک وارد کنم

محمدفرنود نیازی به معرفی ندارد؛ چرا که عکسهایش معرف او هستند. او با 30 سال سابقه کار، رویدادهای انقلاب اسلامی ، جنگ تحمیلی و تحولات اجتماعی داخلی و بین المللی را
کد خبر: ۳۵۶۳۵
پوشش داده است.
فرنود تاکنون جوایز بسیاری در سطح بین المللی کسب کرده است که از آن میان می توان به جوایز ورلدپرس فتو در سالهای 1361 و 1370 اشاره کرد.
عکسهای او در 20 سال گذشته بارها به عنوان عکسهای سال خبری جهان در مطبوعات بین المللی به چاپ رسیده و صدها گزارش تصویری حاصل کار اوست.
عکسهای فرنود از زمین لرزه بم در بسیاری از نشریات به چاپ رسید، که در کنار دیگر آثار عکاسان ایرانی ، نگاه جهانیان را عمیقا متوجه این فاجعه ساخت و سیل کمکها را به سوی بم روانه کرد.
برای مرور دوباره عکسهای بم با او به گفتگو نشستیم.


زمانی که در بم عکاسی می کردید، در گفتگویی تلفنی گفتید نمی خواهید با عکسهایتان احساسات مردم را خراش دهید. اما اینک عکسهایتان را بسیار دلخراش می یابیم. چه اتفاقی افتاد؛
برای یک عکاس بسیار مهم است که کارش بتواند تاثیر خود را بگذارد.
من در زمین لرزه رودبار و منجیل ، با منطقه بسیار زیبایی روبه رو بودم. در میان طبیعت چشم نواز، جنگلهای انبوه و کوههای سر به فلک کشیده ، با روستایی روبه رو می شدم که زمین آن را بلعیده بود و در دل یک زیبایی زیرخاک رفته بود؛ اما در بم همه چیز خراب شده و چیزی نمانده بود.
البته در همین عکسهای بم نیز سعی کردم ویرانی را در کنار زیبایی به نمایش درآورم. نخلهای برافراشته در کنار ارگ فروریخته و زمین خاکی زیر آسمانی آبی که بیانگر یک تضاد در زندگی است.

farnod2

من عکاس هنوز فکر می کنم آن طور که باید و شاید به عمق این فاجعه پی نبرده ایم. منظورم عواقب ویرانگر زمین لرزه نیست ، بلکه مقصودم ندانم کاری ، برنامه ریزی غلط و بی توجهی به زندگی مردمی است که این گونه آنها را آسیب پذیر می سازد.
این بی توجهی و بی خیالی از خود حادثه زمین لرزه فجیع تر است. از این رو من لازم دیدم با عکسهایم این شوک را به بدنه جامعه و مدیران آن وارد کنم.
لازم دیدم و این کار را کردم. واقعا ما برای جلوگیری از مرگ انسان ها به این وضع دلخراش چه راهکارهایی پیش رو داریم؛ من از این منظر به عکاسی خبری و اجتماعی و کاربرد آن نگاه می کنم.

آثار عکاسان زمانی چنین کاربردی پیدا می کند که در آن تمام وجوه یک حادثه تصویر شود، آیا در عکسهای بم شاهد این ویژگی هستیم؛
فکر می کنم تاحدود زیادی این گونه است. البته این برمی گردد به سیاست ها و اهداف مدیران و سردبیران مطبوعات که به چه عکسهایی بیشتر بها دهند. من به نوبه خود سعی کرده ام تمام وجوه این اتفاق را به نمایش بگذارم.
حمل مجروحان ، امدادرسانی ، نجات مردم از زیر آوار و... همه و همه را نشان داده ام.

پس تنها مرگ به تصویر کشیده نشده است.
بله اینها دیگر مرگ نیست ، اینها زندگی است. صحنه ای که سگی آموزش دیده ، آوار را کنار زده و عروسکی از زیر خاک بیرون آمده است ، چیزی جز زندگی را فریاد نمی زند.
من روح خودم را خراش دادم تا بتوانم از زوایایی عکس بگیرم که آن عکس طبیعی ترین شکل واقعیت باشد.
من در این عکسها خواسته ام بگویم ای مردم ، ای مسوولان ، ای دوستان! بدانید که زندگی یک آه است و یک آن ؛ پس بهتر زندگی کنیم.

bam2

من عکسهای بسیار دلخراشی از بم گرفته ام که آنها را منتشر نکرده ام ، چرا که می دانم وضعیت روحی جامعه ما ظرفیت بیش از این را ندارد.

ظرفیت پذیرش این عکسها از طرف جامعه محدود است یا مطبوعات ما این تصاویر را بد و نابجا و بدون در نظر گرفتن ظرافت های حرفه ای ارائه می دهند و موجب پس زدگی از جانب مخاطب می شوند؛
ظرفیت تصویری جامعه ما ضعف دارد و از این رو، چنین عکسهایی مورد پذیرش قرار نمی گیرند. البته این ضعف در سواد بصری یک روزه به وجود نیامده است.
اگر بخواهیم به مساله بزرگتری که اسم آن را مدیریت بحران گذاشته اند نیز نگاه کنیم ، می بینیم که ما نمی توانیم یک فاجعه مثل زلزله بم را بدرستی جمع کنیم.
این ناتوانی در طول زمان شکل گرفته و آن گاه در این حادثه خود را نشان داده است.
اگر در مطبوعات ما از همه چیز در جای خود استفاده شود، عکسها به طور مناسب به کار بروند و در کنار غم و رنج انسان ها، شادیها و سرورها نیز به چاپ برسد، آنگاه مردم ظرفیت دیدن هر عکس را خواهند داشت.

این حادثه در مطبوعات جهان چه بازتابی داشت و در این واکنش عکس از چه جایگاهی برخوردار بود؛
در طول تاریخ مطبوعات اروپا تا به حال سابقه نداشته است که در شروع روزهای اول ژانویه نشریاتی همچون تایم ، نیوزویک ، اشترن ، پاری ماچ ، فیگارو و هزاران مطبوعات 4گوشه جهان عکسهای چنین فاجعه دلخراشی را به طور وسیع چاپ و منتشر کنند.
روی جلد بعضی از این مجلات به بم اختصاص داشت و بسیاری از آنها 4 تا 12 صفحه را به این واقعه اختصاص داده بودند.
اما تفاوت آنها با مطبوعات ایران این است که آنها به طور حرفه ای می توانند در شب جشن و شادی خود، چنین عکسهای دردآوری را به چاپ برسانند.
آنها می دانند و می توانند در صفحات بعدی نشریه خود، چگونه احساس ناگوار ناشی از این عکسها را در مخاطب تخلیه کنند.
زمانی که شما این نشریات را ورق می زنید، بعد از داستان زلزله بم ، با عکسهای زیبا و شادی روبه رو می شوید که آن احساس تلخ را تلطیف می کند.
شما کجای مطبوعات ما را سراغ دارید که این ظرافت را به خرج داده باشند؛ یک هفته این تراژدی انسانی ، عکس و مطلب اصلی تمام روزنامه ها و مجلات آنها بود.
یکی از روزنامه ها از حادثه بم ، عکسی تمام صفحه در صفحه اول خود به چاپ رساند. کدام نشریه ما چنین کرد؛ ایندیپندنت می داند که آن عکس با آن قطع همه مطلب و عمق فاجعه را می رساند و از هر توضیح و شرح دیگری بی نیاز است.

اینک پس از 3 هفته ، فکر می کنید جامعه عکاسی ما توانست واکنش مناسبی در برابر این واقعه از خود نشان دهد؛
حرف من این است که عکاسان ما نباید تنها به چنین فجایع بزرگی واکنش نشان دهند.
ما باید به آنجا برسیم که به مرگ یک انسان و حتی به کوچکترین صدمه جانی و روانی به یک انسان واکنش نشان دهیم.
در این صورت است که به وظیفه خود خوب عمل کرده ایم.

آیا عکاسان ما باز هم به شهر بم سفر خواهند کرد، یا آن را به فراموشی خواهند سپرد؛
این برمی گردد به بینش ، جهان بینی و تجزیه و تحلیل عکاس که چگونه داستان خود را به پایان برساند.
بدون چنین بینش و فلسفه ای عکس گرفتن در موقعیتی چون زمین لرزه بم کارسختی نیست ، چرا که دوربین را در آنجا به هر سمت بچرخانی عکس است.
در چنین شرایطی حتی مهم نیست که عکس خوب می گیری یا نه ، مهم این است که چه می بینی و چه می گیری. در این روزها من تمام توان و انرژی ام را روی این مساله گذاشته ام و دارم با آن زندگی می کنم.
می دانم که دیگر دوستان عکاس هم همین برخورد را با زمین لرزه بم دارند. بسیاری از عکاسان از جمله من ، باز هم به بم سفر خواهیم کرد و داستان خود را پی خواهیم گرفت.
علاوه بر آن قصد دارم عکسهایی برای مراسم چهلم جان باختگان به نمایش بگذارم و همایشی با محورهای تخصصی برگزار کنم.
در این همایش من عکسهای خود را در اختیار کارشناسان مربوط قرار خواهم داد تا آنها را در تحلیل و بررسی حادثه بم و راههای پیشگیری از آن یاری دهد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها