درباره «از ما بهترون»

راه کج به مقصد نمی‌رسد

مهرداد فرید کارگردانی است که پیش از ورود به عرصه سینما به عنوان فیلمساز، سابقه سال‌ها کار در مطبوعات را دارد. نخستین فیلم او «آرامش در میان مردگان» نام داشت که بازی گلاب آدینه در آن به نقشی عجیب، خبر از مسیر متفاوت فرید در سینما می‌داد. فیلم‌ بعدی‌اش با نام «همخانه» تلاش دیگری بود برای سرک کشیدن به جنبه‌های مغفول‌مانده جامعه شهری با چاشنی طنز که فروش موفق‌تری از فیلم اول کارگردان داشت.
کد خبر: ۳۵۶۰۵۷

با این دو فیلم به نظر می‌رسید که مهرداد فرید عزم خود را برای حضور حرفه‌ای در سینما جزم کرده که این‌گونه هم بود و وقتی خبر از چینش و عوامل فیلم سومش به میان آمد، همه باور کردند که این کارگردان راه خود را در سینمای حرفه‌ای ایران پیدا کرده است. حضور رضا عطاران و الناز شاکردوست 2 ستاره سینمای تجاری ایران در این فیلم همراه تعداد دیگری از بازیگران سرشناس طنزهای تلویزیونی، نوید شکل‌گیری فیلمی را می‌داد که در عین رعایت سلیقه تماشاگر عام، جذابیت برای منتقدان هم داشته باشد و نمایشگر مسیر حرفه‌ای رو به رشد کارگردانش. اما در عمل این اتفاق نیفتاد و حاصل کار مهرداد فرید به فیلمی آشفته تبدیل شده است که نه بیننده عادی را سرگرم می‌کند و نه ویژگی قابل تأملی برای منتقدان دارد.

قصه درباره یک نویسنده و خبرنگار مطبوعات است که بتازگی از همسر خرافاتی‌اش جدا شده و از لجش مقاله‌ای درباره رمال‌ها و جادوگران نوشته که پلیس با دستگیری نویسنده در پی یافتن این خلافکاران خرده‌پا برمی‌آید.

قبل از این که این قصه ادامه‌ای داشته باشد، در همان ابتدا باید بگوییم که مهرداد فرید با وجود سابقه مطبوعاتی‌اش اما با انتخاب رضا عطاران و عدم شخصیت‌پردازی درست او نمی‌تواند موقعیت‌های مربوط به شخصیت اصلی‌اش را باورپذیر از کار دربیاورد. به همین دلیل و از آنجا که چنین تصویری از این بازیگر را نمی‌توان پذیرفت، بنابراین پیشرفت داستان هم کمکی به حال ما نمی‌کند.

عطاران و شاکردوست 2 چهره‌ای هستند که صرف‌نظر از نقش‌هایی که در این فیلم دارند، انگار از روز غفلت از فیلم‌های عامه‌پسند و در نقش‌های جوان‌پسندشان بیرون آمده و بدون کوچک‌ترین تغییری وارد این فیلم شده‌اند.

از سوی دیگر شیوه روایت فرید از قصه‌ای که از احسان شهرزادی (عطاران) شروع می‌شود و سرانجام به خود او می‌رسد، در ساختاری دایره‌گون نتیجه‌ای در بر ندارد. چون فیلم آنقدر شخصیت اضافه دارد و به‌قدری موقعیت‌های فرعی‌اش آشفته است که گاهی تماشاگر خط اصلی قصه را از دست می‌دهد و نمی‌تواند تصور درستی از کل ماجرا داشته باشد.

در سینمای جهان فیلم‌های متعددی درباره خبرنگاران و نویسندگان ساخته شده است. همفری‌بوگارت، ستاره سینمای کلاسیک اگر چه چهره‌اش چندان مناسب ایفای چنین نقش‌هایی نبود اما 2 بار در 2 نقش بسیار مهم ظاهر شد و نتیجه کارش نیز موفقیت‌آمیز بود. یک بار او نقش یک خبرنگار ورزشی را بازی کرد که پیگیر مسابقات مشت‌زنی است و دیگر بار به نقش فیلمنامه‌نویسی در فیلم نیکلاس ری جلوی دوربین رفت که با مرگ مشکوک زنی در همسایگی‌اش، به عنوان متهم مورد مؤاخذه قرار می‌گیرد. منظور از اشاره به همفری‌بوگارت و این دو فیلم، این بود که اگر فیلمنامه و اجرا قوت لازم را داشته باشند، آن‌گاه حتی بازیگری که خصوصیات ظاهری‌اش هم مناسب بازی در چنین نقش‌هایی نباشد، به مدد همان دیالوگ‌ها و صمیمیت فضا می‌تواند نقش را باورپذیر کند. اتفاقی که در «از ما بهترون» مطلقا نیفتاده و تماشاگر نمی‌تواند تشخیص دهد که این نقش عطاران متفاوت از کمدی‌های تلویزیونی‌اش است.

شاید اگر مهرداد فرید آن دو فیلم قبلی را نساخته بود و پیشینه مطبوعاتی نداشت و مهم‌تر از همه مدعی ساخت فیلم مهمی نبود، آن‌گاه می‌شد از ما بهترون را یک فیلم ضعیف و پایین‌تر از استاندارد به حساب آورد و براحتی از کنارش گذشت (همچنان که در نقد «یک اشتباه کوچولو» و «یک جیب پرپول» نیز قائل به همین واقعیت هستیم) اما اشکال کار از جایی است که انتظارها از این کارگردان بالاست.

در دقایقی از فیلم مشخص نیست که هدف فرید از ساخت از ما بهترون، خلق اثری کمدی‌ ـ انتقادی بوده یا دنبال ساخت اثری صرفا فکاهی بوده است. تصویر عجیبی که او از آدم‌ها نشان می‌دهد آیا برای ایجاد تضادی کمیک بوده یا می‌خواسته فضایی ابزورد را خلق کند؟ اینها همه دلایلی برای ناکامی فیلمساز در گام سوم از مسیر فیلمسازی‌اش است که امیدواریم چهارمین فیلم این کارگردان، اثری قابل دفاع‌تر از ساخته‌های پیشینش باشد.

لیلا خراط

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها