تا آن زمان، وخامت اوضاع در بازار مسکن و اوراق رهنی، اوضاع را به سمت یک رکود جدی ـ اما قابل پیشبینی ـ هدایت کرده بود، اما با ورشکستگی لمان برادرز اقتصاد عملا در یک سراشیبی سقوط آزاد قرار گرفت. ببینید بعد از ورشکستگی لمان برادرز چه اتفاقاتی افتاد:
ـ تسهیلاتدهی و جریان اعتبارات بشدت محدود شد. بانکها به همدیگر وام نمیدادند مگر با نرخهای بسیار گزاف. نرخ اوراق قرضه مطمئن غیردولتی از 7 درصد در ماه آگوست به حدود 10 درصد در اکتبر رسید.
ـ بورسها سقوط کردند. شاخص داوجونز که در اکتبر 2007 به رقم تاریخی 14000 واحد رسیده بود، قبل از ورشکستگی لمان به 400/11 رسید، اما سقوط آن پس از این ورشکستگی وحشتناکتر شد و در ماه مارس 2009 به 6600 واحد کاهش پیدا کرد.
ـ مخارج مصرفکنندگان و سرمایهگذاری بخش خصوصی (روی ماشینآلات، ساختمان و کامپیوتر) ـ که چهارپنجم تولید ناخالص را تشکیل میدهد ـ سقوط سنگینی را تجربه کرد. فروش خودرو در فاصله ماههای آگوست تا فوریه یکسوم کاهش پیدا کرد.
ـ اشتغال فروپاشید. 8 ماه پس از ورشکستگی لمان برادرز 5 میلیون شغل در آمریکا از بین رفت. نرخ بیکاری از 2/6 درصد در سپتامبر به 5/9 درصد در ژوئن 2009 رسید.
ورشکستگی لمان برادرز پیامدهای بسیار وخیمی داشت، چراکه نشان داد دولت کنترل اوضاع را از دست داده است. هیچ کس نمیدانست کدام نهاد مالی مورد حمایت قرار میگیرد و کدام از این موهبت محروم میشود. بعد از این اتفاقات بود که بزرگ ترین شرکت بیمه آمریکا AIG یک وام بسیار کلان دریافت کرد. همین اتفاق نااطمینانیها را افزایش داد.
شرکتهای بزرگ از ترس از دست دادن جایگاه اعتباری خود، شروع به اخراج کارکنان و توقف سرمایهگذاری به منظور حفظ نقدینگی شرکت کردند. کاهش اشتغال و ثروت مردم (در فاصله سپتامبر 2008 تا مارس 2009 بیش از 9/3 تریلیون دلار از ارزش روز بورسهای آمریکا از بین رفت) باعث شد مردم خریدهای عمده مانند خودرو و املاک را به تاخیر بیندازند.
در آخر هفتهای که منتهی به ورشکستگی لمان برادرز شد (13 و 14 سپتامبر)، هنری پاولسون وزیر وقت خزانهداری، بن برنانکی رئیس فدرال رزرو و تیموثی گایتنر رئیس بانک مرکزی نیویورک ناامیدانه دور هم جمع شدند تا یک تیم نجات بخش خصوصی برای لمان برادرز تجهیز کنند. آنها یک کنسرسیوم از بانکها را متقاعد کردند تا 30 میلیارد دلار از سرمایهگذاریهای نامطمئن لمان برادرز را تحت حمایت خود بگیرند.
از سوی دیگر به نظر میرسید بارکلیز، یکی از بانکهای بزرگ انگلیسی برای خرید لمان برادرز برنامهریزی کرده است، اما مقامات انگلیسی در آخرین لحظات با این تصمیم مخالفت کردند. در چنین شرایطی فقط دولت آمریکا میتوانست لمان را که در یک بحران عدم اعتماد به نفس به سر میبرد، نجات دهد. مشتریان و سپردهگذاران این بانک در حال خروج سپردههای خود و نگران منابع مالی خود بودند. به همین خاطر فقط یک منبع بسیار عظیم مالی میتوانست با حمایت از لمان برادرز به این اضطرابها خاتمه دهد. توضیح معمول این که چرا پاولسون و برنانکی به عنوان 2 مقام دولتی لمان را تحت حمایت خود درنیاوردند آن است که به لحاظ قانونی، آنها چنین اختیاری نداشتند.
استدلال وزارت خزانهداری آن بود که اجازه سرمایهگذاری ندارد. البته بانک مرکزی آمریکا میتوانست به لمان وام دهد، اما مشروط بر آن که او نیز بتواند وثیقه لازم را فراهم کند. وضعیت وثیقههای لمان هم خب در آن شرایط مشخص بود. تا اینجا داستان این طوری بود، اما درست بعد از ورشکستگی لمان شرایط تغییر کرد.
پاولسون در این باره میگفت: هیچ وقت تصور نمیکردم که استفاده از پولهایی که از مالیات مردم جمعآوری شده است برای حل مشکل لمان برادرز اقدام مناسبی باشد. برنانکی هم توجیهی شبیه همین داشت. او در 23 سپتامبر در صحن کنگره گفته بود: بحران لمان از قبل مشخص بود و ما فکر میکردیم که مدیران آن زمان کافی برای اتخاذ اقدامات پیشگیرانه خواهند داشت.
در واقع یک توافق نانوشته ایجاد شده بود که از منابع دولتی برای نجات لمان برادرز استفاده نشود. از سوی دیگر انتقادهای شدید پیشین نسبت به اقدام دولت بوش در حمایت از بانک بیراشترنز، دولتیها را محتاط کرده بود. کمیته تحقیق بحران مالی هم در گزارش خود همین رویکرد را در پیش گرفته بود.
در نهم سپتامبر جیم ویلکینسون از مقامات ارشد وزارت خزانهداری در گزارشی اعلام کرد: حمایت از لمان برادرز، در مطبوعات تبعات وحشتناکی برای ما خواهد داشت. در نتیجه با وجود این نگاهها و موضعگیریها وقتی بانک بارکلیز انگلیس از خرید لمان منصرف شد، عملا هیچ گزینه دیگری برای نجات لمان باقی نمانده بود.
پاولسون، برنانکی و گایتنر از این اتفاق درس گرفتند و مانع وقوع یک بحران مالی تمامعیار و چیزی که میتوانست رکود بزرگ دوم (یادآور رکود سال 1929) نام بگیرد، شدند.
هرچند سیاستهای آنها (شامل طرح TARP، تضمین دولتی وامها و تسهیلات بانک مرکزی) چندان موردپسند کارشناسان نبود.
آنها سرانجام توانستند بازارها را آرام کنند، اما سوالی که هنوز پاسخ داده نشده این است که آیا آنها موفق شدند بحرانی را که خود در به وجود آمدن آن دخیل بودند، مهار کنند. به هر حال نجات بانک لمان برادرز، صرفا میتوانست بحران را به تاخیر بیندازد و البته شدت بحران بیشتر میشد. اتفاقا در همان سیتی گروپ و بانک آمریکا هم شرایط مالی مناسبی نداشتند و بشدت نیازمند حمایتهای دولتی بودند.
نیوزویک
مترجم: حسین اسدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم