در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند سال پیش در مجتع قضایی شهید محلاتی پرونده یک جوان شرور را برای من آوردند. پسرک برای همسایهها و افرادی که در آن منطقه زندگی میکردند، مزاحمت ایجاد کرده بود و شکایتهای متعددی داشت.
او آنقدر شرور بود که پلیس برای بازداشتش به زحمت افتاده و ماهها به دنبال او بود. وقتی پسر جوان را پیش من آوردند، دیدم روی دستان و صورتش جای چاقو و قمه است و با چشمان خشمگین به من نگاه میکند. معلوم بود از جامعه عصبانی و رفتارهایش به خاطر انتقامگیری است. چون جوان بود و یک سابقه بیشتر نداشت، تصمیم گرفتم حکمی بدهم که پسرک دوباره به جامعه برگردد. من بعد از محاکمه 6 ماه حبس به او دادم و در رای خود آوردم این جوان بعد از اینکه دوران محکومیت خود را سپری کرد، باید به مدت یک سال هر روز به مسجد محل برود و خود را معرفی کند و در آنجا نماز بخواند. رای صادره بعد از تایید به اجرای احکام فرستاده شد.
من دیگر در جریان اینکه حکم اجرا شد یا نشد، نبودم. مرور زمان باعث شده بود تا موضوع را فراموش کنم. 2 سال بعد از حراست مجتمع با من تماس گرفتند و گفتند مردی روحانی میخواهد مرا ببیند. او را به دفتر کارم دعوت کردم تا ببینم موضوع چیست.
مرد روحانی وارد شعبه شد و خود را معرفی کرد. او به من گفت تو حکمی صادر کردهای که مرا به زحمت انداخت اما جوانی را نجات داد. متوجه نمیشدم مرد روحانی درباره چه چیزی صحبت میکند. او کپی رای متهم را که دوسال قبل صادر کرده بودم به من نشان داد و آن زمان بود که متوجه شدم ماجرا چیست.
مرد روحانی توضیح داد برای پسرک چه اتفاقی افتاده است. او گفت: روز اول که پسرک آمد و رای دادگاه را آورد بلافاصله بعد از اینکه امضای مرا گرفت، رفت. من پیشنماز مسجد بودم و باید برگه او را امضا میکردم. روز دوم وقتی آمد گفتم تا زمانی که نماز نخوانی و در کارهای مسجد کمک نکنی، برگه را امضا نمیکنم. یک ماه اول خیلی سخت گذشت و من مجبور بودم مرتب مراقب او باشم تا مبادا دست از پا خطا کند یا بخواهد از مسجد بگریزد، اما بعد از آن کمکم او خودش به سمت نماز و عبادت آمد. ماههای آخر قبل از همه وارد مسجد میشد و بعد از همه بیرون میرفت. دیگر برایش کارکردن در مسجد سخت نبود. او بدون اینکه من چیزی بگویم فرشها را تمیز و همه چیز را برای نمازگزاران آماده میکرد. او خیلی زحمت میکشید. دوران محکومیتش که تمام شد به او گفتم حالا دیگر آزاد هستی و هر وقت دوست داشتی میتوانی به ما سر بزنی. پسرک رفت و فردایش دوباره برگشت و به من گفت میخواهد خادم مسجد بماند. از آن موقع به بعد او یکی از فعالترین بچههای مسجد شده است.
مرد روحانی آمده بود تا از من تشکر کند و من به او گفتم بابت انجام وظیفه نباید از کسی تشکر کرد.
من معتقدم مجازات جایگزین یکی از بهترین روشها برای برگرداندن مجرمان به جامعه است. آنها با کارهای خوب آشنا میشوند و حرفهای یاد میگیرند و دیگر به سمت جرم و جنایت نمیروند.
نجات آن پسر جوان و حکمی که دادم یکی از بهترین خاطرات قضایی من است.
رضا آروین ـ مستشار دادگاه کیفری استان تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: