احتمالا برای شما اتفاق نمی‌افتد!

مدتی است شبکه تهران سریالی به نام «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» را در کنداکتور پخش خود قرار داده است. «شاید برای شما...» با الگوبرداری از سریال‌های لبنانی و ترکی‌های مانند «کلید اسرار» ساخته شد. در واقع هدف سازندگان برنامه این بود که کلید اسرار 2 را بسازند. این ایده، در ابتدا خیلی خوب به نظر می‌رسید. یعنی شاید مخاطب ایرانی در بعضی از موقعیت‌هایی که شخصیت‌های سریال کلید اسرار قرار می‌گیرند نتواند قرار گیرد و یا عکس‌العمل ایده‌آل و همین طور عکس‌العمل منطقی مردم ما با شخصیت‌های آن سریال فرق داشته باشد، اما وقتی این ایده توسط فیلمسازان ایرانی ساخته شده باشد، هم موقعیت‌ها واقعی‌تر و هم واکنش‌ها به زندگی امروز ما نزدیک‌تر می‌شود. ضمن آن ‌که استقبال چشمگیر مخاطبان از سریال «کلید اسرار» نیز ثابت می‌کرد که مردم به تماشای داستان‌های عبرت‌آموز علاقه دارند. با این توصیفات و با این پیش‌زمینه به نظر می‌رسید که «شاید برای شما...» بتواند علاوه بر آن دسته از مردم که مخاطب کلید اسرار بودند، عده دیگری را هم جذب کند که به خاطر تصنعی بودن کلید اسرار، آن را پیگیری نمی‌کردند.
کد خبر: ۳۵۵۲۰۸

پیام‌های اخلاقی و عبرت‌های «کلید اسرار» بسیار گل‌درشت و کلیشه‌ای بود و پیش‌بینی می‌شد که اگر یک سریال ایرانی با همین الگو ولی با ظرافت بیشتر به موضوعات اخلاقی بپردازد، استقبال مخاطبان چند برابر خواهد شد، اما محاسبات چندان هم دقیق از کار در نیامد و «شاید برای شما...» نه‌تنها نتوانست مخاطبی بیشتر از کلید اسرار پیدا کند، بلکه حتی نتوانست در حد و اندازه‌های آن سریال هم ظاهر شود.

یکی از دلایل این مساله این است که در «شاید برای شما...» هم موقعیت‌ها چندان سنجیده نیستند و گذشته از مفاهیم کلی، موقعیت‌ها و نقش‌ها طوری نیست که آدم بتواند با شخصیت‌ها همذات‌پنداری کند. «کلید اسرار» در خیلی از کشورهای مسلمان‌نشین پخش شد و توانست مخاطب خود را پیدا کند.

البته کلید اسرار هم تظاهرات و نشانه‌های کلیشه‌ای و تکراری داشت و بشدت در توصیف هر شخصیت و موقعیت اغراق می‌کرد. یکی از اصلی‌ترین مشکلات این سریال همانند «شاید برای شما...» این بود که شخصیت‌پردازی‌های بسیار ضعیف در تمامی نقش‌ها به چشم می‌خورد. در هر دو‌ این سریال‌ها شخصیت‌های اغراق‌شده‌ای وجود دارند که یا سیاه سیاه هستند یا سفید سفید؛ چیزی که در اطرافیان ما کمتر به چشم می‌خورد.

همین باعث می‌شود که تمام نقش‌ها اغراق‌شده و تا حدودی خنده‌دار به نظر بیایند. باور کردن نقش منفی‌هایی که به بد بودن خود واقف هستند، کمی سخت است و این اصلی‌ترین و مهم‌ترین وجه مشترک منفی بین این دو سریال است، اما چیزی که باعث شد کلید اسرار بتواند موفق‌تر از «شاید برای شما...» عمل کند، این است که در کلید اسرار وقایع و اتفاقات براساس تحقیقات گسترده فیلمسازان ساخته شده بود و خیلی از وقایع براساس واقعیت‌های باورپذیر به درام تبدیل شده بودند، اما در «شاید برای شما...» بیشتر وقایع بر مبنای تجربیات و نگاه شخصی ساخته شده‌اند و به نظر می‌رسد مشاوره و تحقیق عمیقی صورت نگرفته است.

سریال‌هایی که با محوریت اعتقادات مذهبی و دینی ساخته می‌شوند بستر خوبی برای آموزش و تعلیم اخلاق هستند. در این سریال‌ها می‌توان با استفاده از جذابیت داستان خیلی از نکات اخلاقی و مذهبی را به صورت غیرمستقیم به بیننده منتقل کرد، اما در هر دو سریال کلید اسرار و «شاید برای شما...» انتقال مفاهیم مذهبی به شکلی بسیار ساده‌انگارانه و سطحی صورت گرفته است. بیشترین تاکید این سریال‌ها بر جزا و سزای اعمال انسان است و برای انتقال این موضوع که هر عمل بدی نتیجه وحشتناکی در پی دارد، از سطحی‌ترین شیوه برای نشان دادن این جنایت و مکافات استفاده شده است.

مثلا در همان چند دقیقه ابتدای هر قسمت می‌توان حدس زد که کدام شخصیت عاقبت به خیر می‌شود و کدام شخصیت به مکافات اعمالش خواهد رسید.

البته بسیار قابل احترام است که هدف یک سریال نشان دادن عقوبت انجام اعمال زشت انسان باشد، اما نحوه بیان این تفکر بسیار مهم است. در حالی که تجربه نشان داده است آموزش مستقیم اخلاقیات معمولا نمی‌تواند خیلی تاثیرگذار باشد و بیشتر اوقات مشمول بازخوردهای منفی می‌شود، جای تعجب است که هنوز به همین شیوه تکراری در بیشتر سریال‌ها مسائل اخلاقی، مذهبی و معنوی آموزش داده می‌شود.

یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های سریال‌هایی مانند کلید اسرار و «شاید برای شما...» این است که بیشتر اپیزودها عاری از ظرافت و خلاقیت ساخته می‌شوند و تنها یک هدف را دنبال می‌کنند و آن این است که مقدمات به نحوی چیده شوند که در نهایت شر مفسدان دامنگیر خودشان شود.

چنین هدف متعالی و والایی اگر قرار باشد با حساسیت و دقت بیشتری پرداخته شود، افق روشنتری را هم در
پیش رو دارد. نمی‌توان یک حرف مهم و متعالی را به شیوه‌ای سردستی و سطحی بیان کرد. چون در این صورت، هم درونمایه‌های معنوی داستان نابود می‌شود و هم تاثیرش روی مخاطبان از بین می‌رود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها