در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریال «خانه به دوش» برای ماه رمضان سال 83 ساخته شده بود. این سریال که با شرکت بازیگران توانا در عرصه طنز و با کارگردانی رضا عطاران ساخته شد، توانست از جنبههای گوناگونی نظر مثبت مخاطبان را به خود جذب کند. همین موضوع باعث شد که «خانه به دوش» به یکی از موفقترین سریالهای ماه رمضان تبدیل شود و خاطرهاش تا مدتها در یاد مردم بماند.
مصداق این جاودانگی در یاد مردم را میشود در استقبال آنها از سریال «متهم گریخت» در سال 84 و سپس «بزنگاه» سال 87 پیدا کرد. خاطره خوبی که «خانه به دوش» باقی گذاشت، باعث شد که مردم با اعتماد به عطاران، از «متهم گریخت» و «بزنگاه» هم استقبال کنند. «خانه به دوش» امسال هم پس از 6 سال توانست موفقیت خود را تکرار و ثابت کند که یک کمدی خوب در گذر زمان کهنه نمیشود. حالا که بعد از این همه مدت این سریال مجددا پخش شده، باز هم مخاطب را پای تلویزیون مینشاند، آن هم در حالی که گذشته از احساس نوستالژیک این سریال، مخاطب به خاطر ظرافتها و جذابیتهای این سریال آن را نگاه میکند. حالا اگر بخواهیم نگاهی دقیقتر به زوایای مختلف این سریال بیندازیم، شاید بتوانیم کشف کنیم که چه عواملی باعث شدند این سریال هنوز هم بدرخشد.
سبک آبرومند عطاران
در تمام سریالهایی که عطاران کارگردانی آنها را بر عهده داشته، مثل کوچه اقاقیا، خانه به دوش، متهم گریخت، ترش و شیرین و بزنگاه، یک عامل مشترک به چشم میخورد و آن سبک «عطارانی» کارهاست. این که عطاران چه سبک خاصی دارد که او را از دیگر طنزپردازان متمایز میکند، با دیدن یکی دو تا از این سریالها کاملا مشخص میشود. عطاران موافق لودگی نیست و با شوخیهای بیمزه و نچسب، سطح کیفی سریالش را آنقدر پایین نمیآورد که بیننده احساس کند سلیقه و شعورش مورد توهین قرار گرفته است. با این که سریال او و بازی بازیگرانش این بستر را ایجاد میکنند که انواع و اقسام شوخیها و طنزهای بیمورد در کار او به وفور یافت شود، اما عطاران کارگردانی است که حد و مرز هر چیزی را خوب درک میکند و نمیگذارد سریالش لقب نازل بگیرد.
یکی دیگر از ویژگیهای سبک او این است که داستانی کممایه که حداقل پیچیدگی را دارد چنان استادانه میپروراند که بدون این که کشدار به نظر برسد، بیننده را پیگیر سریال میکند. سریالهای عطاران فضای اجتماعی دارند و به شیوه واقعگرایانه روایت میشوند. به این ترتیب گونهای کمدی اجتماعی رئالیستی شکل گرفته که در چند سال گذشته قدم به قدم تکامل پیدا کرده و حالا دیگر همه این سبک را به نام رضا عطاران میشناسند. خانه به دوش یکی از موفقترین نمونههای این سبک است و همه مشخصات کمدی عطاران را در خود دارد.
کپی برابر اصل
یکی از خصوصیات «خانه به دوش» این است که تمام شخصیتهای آن به واقعیت آدمهای اطراف ما نزدیک هستند. این شخصیتها ضعفها و قدرتهای مخصوص خودشان را دارند و همین باعث میشود که هر کدام از آنها شخصیتهایی خاکستری باشند که میتوانیم مابهازای بیرونیشان را در جامعه ببینیم. البته باید توجه کنیم که خصوصیات نقشها بویژه اخلاقیات منحصر به فردشان به خاطر خاصیت طنز برجسته میشوند اما در نهایت آسیبی به باورپذیر بودن نقشها وارد نمیشود. بهطور کل شخصیتپردازی قوی و درست یکی از خصوصیات ثابت سریالهای عطاران است. در بیشتر سریالها و فیلمها آدمهای قصه به دو دسته خوب و بد تقسیم میشوند و تقریبا از همان قسمتهای اول میتوان این خوب و بدها را تشخیص داد.
ولی «خانه به دوش» مجموعهای است از آدمهای خوب که بدهایی هم دارند و آدمهای بد که همیشه هم بد نیستند. این تعادل بین وجوه مختلف شخصیتها باعث میشود که بیننده بتواند با نقشها همذاتپنداری عمیقتری کند و راحتتر بتواند با آنها کنار بیاید. هیچ اغراقی در کار نیست و وجه نمایشی سریال به حداقل رسیده تا شخصیتها و موقعیتهای داستان تا جایی که ممکن است شبیه نمونههای واقعی باشند. به همین دلیل است که آدمهایی مثل ماشاءالهخان و احمد در سریال خانه به دوش تا این اندازه باورپذیر و ملموس هستند.
تیم ملی عطاران
اگر مهمترین وظیفه کارگردان کنترل داشتن بر بازیها نیست پس چیست؟ عطاران بهگونهای قابل تحسین از عهده این امر مهم برمیآید. او بازیگران را در جای درست خودشان قرار میدهد ؛ به طوری که بتوانند از ظرایف و تواناییهای بازیشان حداکثر استفاده را انجام دهند و به قولی بتوانند خودشان را در نقش جا بیندازند.
نمود این کارگردانی درست و حسابی را میتوان در بازیهای علی صادقی دید که به نظر میرسد بهترین نقشهایش را در سریالهای عطاران از جمله «خانه به دوش» بازی کرده است. حمید لولایی، مریم امیرجلالی، آناهیتا همتی و بقیه بازیگران «خانه به دوش» برای بازی در این سریال عموما مورد تحسین قرار گرفتند. فراموش نکنیم که همه این بازیگران جزو پرکارهای سینما و تلویزیون هستند و هر سال در چندین فیلم و سریال بازی میکنند، ولی بهترین کارهایشان در سریالهای عطاران دیده میشود. این موضوع نشاندهنده نقش مهم کارگردان در بازی گرفتن از بازیگران است.
شاید اگر قرار بود تلویزیونیها به تجارب گذشتهشان اهمیت بیشتری میدادند و اجازه میدادند که سریالهای طنز که همیشه طرفداران خودشان را داشتند، امسال هم حضور پیدا کنند، مخاطبان هم راضیتر میشدند و هم این تصور به وجود نمیآمد که سریالهای ماه رمضان به آخر خطشان نزدیک شدهاند.
حالا معلوم نیست که چرا این سریالها که روند رو به رشدی را هم ادامه میدادند، به یک باره تحریم شدند و از سریالهای ماه رمضان خط خوردند. در هر صورت استقبال مردم از پخش مجدد «خانه به دوش» ثابت کرد که عمر سریالهای کمدی در تلویزیون به پایان نرسیده و طنز خوب هنوز خوب است.
شروینه شجری کهن / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: